سلطانی عزیز؛

 ساعتهاست در حیرت مانده‌ام در برابر این اندوه استخوان‌سوز چه می‌توانم با تو بگویم. با تو و دیگر بازماندگان آن عزیزی که که چنین نابهنگام پر گرفت. از خود می‌پرسم او در این سالها، در غیاب پدر، در خلوت خود با چه فشارهای جانکاهی دست و پنجه نرم می‌کرده است و جواب این ستم ها را چه کسی باید بدهد؟

می‌دانم در این لحظات سیاه هیچ کلامی برای تو، مادر رنج کشیده و خانواده او معنی ندارد اما در برابر این رویداد غم‌انگیز و نابهنگام دست همه‌مان بسته است و تنها شاید زمان زخم این فقدان جانسوز را اندکی التیام بخشد. با متانت و شخصیت استواری که همه در تو سراغ داریم امیدوارم به عنوان ستون خانواده رنج دیده‌ات این روزهای سخت و سیاه را پشت سر گذاری و برای تو، همسر داغ‌دار و خانواده عزیزت آروزی بردباری، تندرسی و سربلندی دارم. ما نیز روزی سکوتمان را خواهیم شکست. مرا در کنار خود بدان.

ناصر زرافشان

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)