در جوامع توتالیته که افکار عمومی در حقیقت افکار اقلیت هستند که به اکثریت تعمیمِ اجباری داده می شوند،یکی از محافل و جوامعی که می تواند خط شکن باشد؛ دانشگاه است.

زیرا جوانانی که تا دیروز کتابهای مورد تایید را مانند طوطی از بر می کردند، امروز وارد دنیایی می شوند که انتخاب کتاب و اندیشه و تفکر از هر درس ارائه شده-حتی اراجیف ترینش- دست خود آنهاست.

یک تلنگر کافی است تا جوان جذاب و شاداب بدنبال حقایق شیرینی برود که تا آنروز از آن بی اطلاع بوده است. در این دوره نشریات دانشجویی نقش تاثیر گذاری در جهت دهی به مخاطبین و دانشجویان دانشکده ها و دانشگاه های خود ایفا می کنند. و این عالم جذاب روشنگری و جلسات و بحث های چالشی و یا تحسین و انگشت نما شدن در میان جامعه همسالان دو چیز را سبب می شود؛ یک: اینکه خود افراد بخواهند جدی تر دنبال کنند این عالم نویسندگی و خبرنگاری را، دوم؛ آنکه پیرو این حرکت حقایق بسیاری را کشف و تا آنجایی که ممکن است اشاعه دهند.

پس دانشگاه می شود مهد تربیت افرادی که خواهان آنند حرفشان را بزنند. بدنبال آگاهی اند و اشاعه آگاهی های فردی اشان. اینچنین است نشریات و احزاب پدید می آید و چون در جوامع بسته باید هر لحظه حس راه رفتن بر لبه ی تیغ را داشته باشی سعی می کنند با هر ترفند خلاقانه ای خود را از گزند کسانی که فقط بدنبال یک بهانه اند برای به زیر کشیدن، حفظ کنند.

شما سیر اتفاقاتی که در توقیف سلسله وار مطبوعاتی دوره اصلاحات افتاد تا سال هشتاد و پنج در دانشگاه پلی تکنیک-امیر کبیر- و نشریات دانشجویی اش را ببینید تا امروز و بازداشت های بدون دلیل محکمه پسند روزنامه نگاران؛ بیشترین نگرانی تصمیم سازان و تصمیم گیران مردم در نظام های توتالیته از همین است: دانشگاه! که در پی آن مطبوعات و احزاب و تفکر و آگاهی شکل می گیرد.

راه حل های متفاوتی برای رسیدن به جوی که در نظام های توتالیته هدف مسئولانش است، وجود دارد. از خفقان سال های سازندگی بگیر تا رفتار بگیر و بترسون و ولش کن مطبوعات در این سالها!

 در دنیای انفجار اطلاعات امروز که مهمترین دستاورد در آن پخش گسترده و بدون مرز اخبار است هوشمندانه ترین نوع کنترل که به هر کسی می توان نسبت داد و صدایش را پایین آورد، همین همکاری خبری-تحلیلی با رسانه های خبری سایر نقاط دنیا است که در فرنگستان شاید به این دلیل معنوی ما بخندد اما در داخل بازی در زمین دشمن لقب میگیرد و شایسته مجازات.

در این جوامع نباید حتی سعی در انعکاس حقایق تیتر و خبروار داشته باشی چه برسد به آب و تاب دادن رسانه ای اخباری که شاید تاثیر مستقیم نگفتن آن بر فقر مردم مشاهده هم شود.

چرا که خواستگاه نظام های توتالیته اینگونه است که حتی اگر مشکلی هم وجود داشته باشد نباید عیان گفته شود به کسانی که ما برایشان فکر می کنیم، برایشان تصمیم می گیریم و فقط آنها اجرا می کنند -اما فکر می کنند همه کار با خود آنها بوده است.-

چرا که آنها باید اجرا کنند، نیازی نیست در جزئیات وارد شوند. جزئیات برای آن ها مثل سم است در حکومت های توتالیته. جزئیات سپرده میشود به آنها که بزرگند و عالم دهر و از همه داناتر و از فرد به خود والی تر-حداقل به گفته ی خود-

زندگی ِ سعادتمند در جوامع توتالیته با این روش که در پیش گرفته ایم بدست نمی آید. مگر بخواهید کوچ کنید مثله این همه کسان که رفته اند و هرآنچه می خواهند می گویند و کسی مثله ما کار به کارشان ندارد.

*تیتر از این بیت لسان الغیب:

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)