مهندس “محمد علی عموری” متولد ۱٣۵۶ (۱۹۷٨ میلادی)، بلاگ نویس و فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی – شیلات و آبزیان از دانشگاه صنعتی أصفهان و فعال دانشجویی و یکی از موسسان نشریه دانشجویی “التراث” در دانشگاه صنعتی اصفهان که به عربی و فارسی منتشر می شد . دبیر دبیرستانهای خلفیه (رامشیر) و از موسسان موسسه فرهنگی ” الحوار ” به معنای ” گفتگو ” که نام آن برگرفته از سیاستهای اصلاح طلبانه دولت خاتمی درباره گفتگوی تمدنها بود که از موسسات حزب وفاق در شهر خلفیه به شمار می رفت .

بعد از انتفاضه آوریل ۲۰۰۵ ( فرودین ۱٣٨۴) که تظاهراتی مسالمت آمیز در اعتراض به نامه ابطحی رئیس دفتر خاتمی در خصوص سیاستهای دولت مرکزی درباره تغییر بافت جمعیتی در خوزستان که این اعتراضات مردمی با کشت و کشتار و قلع و قمع سرکوب شد و جوی از خفقان و رعب و وحشت در سرتاسر استان برقرار شد ، محمد علی عموری نژاد همانند سایر دوستان و همفکرانش بارها به مراکز امنیتی و ستاد خبری وزارت اطلاعات در شهر رامشیر (خلفیه) احضار شد و در مورد فعالیتهایش مورد بازجوهایی مکرر قرارگرفت. فعالیتهای موسسه الحوار نیز توقیف شد . این موسسه، یک گروه ثبت شده در سازمان ملی جوانان بوده که در سالهای ۱٣۷٨ تا ۱٣٨۴، همایش و شب های شعر به زبان عربی و کلاسهای آموزشی و هنری برای جوانان عرب شهر رامشیر (خلف آباد) برگزار می کرده است. به دلیل عضویت تعداد قابل توجهی دبیر آموزش و پرورش در الحوار، کلیه شبهای شعر و جشن های آن در محل کانون، که یک تالار متعلق به آموزش و پرورش بوده برگزار می شده است. فعالیتهای این موسسه در پی اعتراضات وسیع مردمی فرودین و اردیبهشت ۱٣٨۴ به تبعیض علیه مردم عرب و امنیتی شدن فضای استان خوزستان غیرقانونی اعلام شد و موسسان و اعضا و وابستگان به این موسسه، تحت تهدید و خطر قرار گرفتند. نزدیک به بیست عضو و فعال این موسسه، در بهمن ۱٣٨۹، دستگیر و در بازداشتگاه مخفی وزارت اطلاعات در اهواز ماهها تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفتند تا به انجام عملیات مسلحانه اعتراف کنند. این رویدادها بر محمد علی و سایر دوستانش نیز تاثیر فراوانی داشت تا جایی که بعد از بارها تهدید و وعید از کارش به عنوان معلم در دبیرستانهای شهر خلفیه اخراج شد تا او را وادار به توقف از فعالیتهای فرهنگی کنند.

در دانشگاه صنعتی اصفهان نیز بارها توسط حراست دانشگاه و نیز اداره اطلاعات اصفهان احضار و بازجویایی شد و این فشارها و تهدید به حبس و زندانی کردن او به مدت ۲ سال ادامه داشت تا اینکه موج سرکوبها و گسترش اعدامها در اقلیم اهواز امر به جایی رسید که او مجبور به خروج از کشور شد و در سال ۲۰۰۷ به عراق پناهنده شد و از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل ( UNHCR) به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شوند ولی دولت عراق او را به دلیل ورود غیر قانونی از مرز دستگیر کرد و به مدت ۵ سال به زندان محکوم شد که بعد از اتمام محکومیتش در زندانهای عماره و بصره علی رغم داشتن مدارک پناهندگی به مقامات دولت ایران در تاریخ ۱٣ ژانویه ۲۰۱۱ تحویل داده شد که با توطئه مسوول دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد که یک شهروند عراقی بنام دکتر ” براق جواد الحامدی ” بود و با همکاری دولت عراق امر تحویل دادن محمد علی عموری به مقامامات ایرانی صورت گرفت.

محمد علی عموری عضو هیچ حزب یا گروه یا سازمان سیاسی نبود ،اما او یکی از برجسته ترین فعالان فرهنگی و اجتماعی و هویت طلب و بود و نقش اسای در برگزار کننده مراسم ملی و مذهبی مانند همایش عید فطر موسوم به ” المعایده الکبری ” در شهر خلفیه و نیز بر برپایی شبهای شعر عربی و سمینارهای و همایشهای فرهنگی مانند همایش قومیتهای ایرانی در دانشگاه صنعتی اصفهان در سال ۱٣۷٨ درباره ابراز هویت مردم عرب اهواز، همچنین در رابطه با توسعه شهر و انتخاب نمایندکان و اعضای شورای شهر فعال و حمایت از عناصر هویت خواه که به مردم مظلوم عرب در جهت بهبود امکانات و خدمات به شهروندان فعالیت می کرد . محمد علی و سایر دوستانش مانند رحمان عساکره (دبیر شیمی) با برگزاری دوره های آموزشی رایگان در شهر خلفیه (رامشیر) سعی در کمک به دانش آموزان بی بضاعت می کرد، او یکی از برجسته ترین و بانفوذترین جوانان شهر خلفیه بوده و با توجه و اخلاق و منش والا و عشق به مردم و وطنش از محبوبیت مردمی خاصی در شهر برخوردار بود .

محمدعلی عاشق مطالعه بود . کتاب و قصه و رمان و کتابهای تاریخی زیادی را مطالعه کرده بود . در زندان بصره ما هر روز کتابهای جدید می خواندیم و شب بعد از خاموشی درباره مطالب کتابها بحث و جدل و دعوا می کردیم و این امر باعث می شد تا جو وحشتناک زندان بصره را احساس نکنیم در مدت ٣ سال بسیاری از کتابهای علمی و قصه ها و رمان های عربی و ترجمه شده که اکثرا از “احلام مستغانمی” و “حیدر حیدر” و “کاتب یاسین” و کافکا و کوندرا و یا کتابهایی فلسفی و فکری از علی حرب و الجابری و میشل فوکو و غیره مطالعه کردیم که البته او بسیاری از آنها را قبلا مطالعه کرده بود و حتی از نقد ادبی با تأثر از امبرتو ایکو و دریداو سایر نقاد سخن به میان می آورد .

حال دیوان عالی کشور در تاریخ ۹ -۱-۲۰۱٣ حکم اعدام محمد علی عموری و ۴ فعال عرب اهوازی را که از موسسان یا فعالان موسسه علمی- فرهنگی الحوار (گفت و گو) بودند، به اتهام محاربه تایید کرده است. هادی راشدی (فوق لیسانس شیمی کاربردی و دبیر شیمی)، هاشم شعبانی (شاعر و دبیر ادبیات عرب و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اهواز)، جابر آلبوشوکه (فوق دیپلم کامپیوتر و سرباز وظیفه) و مختار آلبوشوکه (شاغل در یک شرکت سنگ شکن)، از موسسان و اعضای فعال الحوار، در حالی به اتهام محاربه و انجام عملیات مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی، از سوی شعبه ٣۲ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی رضا فرج اللهی به اعدام با چوبه دار محکوم شده اند که در جلسات متعدد دادرسی، صریحا اعلام کرده اند که پس از ماهها شکنجه شدید، مجبور به انجام اعترافات دروغین درباره دست داشتن در عملیات مسلحانه و براندازی نظام جمهوری اسلامی شده اند.
حال سوال حیرت بر انگیز این است که چطور ممکن است یک مهندس و فرهیخته و فعال فرهنگی همچون محمد علی عموری که سلاحی جز دانش و معرفت و قلم در دست نداشته است متهم به اعمالی مسلحانه برای براندازی نظام بشود و به اعدام محکوم گردد؟ و در زمانی این اتهامات به او نسبت داده شده است که وی در کشور عراق به عنوان پناهنده سیاسی و عبور غیرقانونی از مرز در زندانهای عراق بوده است؟

اینگونه اتهامات باطل و دروغین و تحمیلی به محمدعلی عموری و همفکرانش چیزی جز نمایان شدن چهره آشکار ستم ملی و تبعیض نژادی و اعمال سیاستهای شووینیستی علیه ملت عرب اهواز و تلاش جهت از بین بردن طبقه روشنفکر و آگاه این ملت و اعمال ژنوساید قومی نمی تواند باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)