kargaran

 

من درد مشترکم مرا فریاد کن

به بهانه حمله وحشیانه مزدوران جمهوری اسلامی به تجمع کارگران شرکت واحد تهران
و نیز حمله به مراسم گرامیداشت مختاری و پوینده

در این هفته کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران، و از جمله مزدک زرافشان ، فرزند ناصر زرافشان و تنی چنداز مردم شرکت کننده در مراسم جانباختگان قتل های زنجیره ای، نیز مانند کارگران اتوبوسرانی تهران مجروح و آسیب جدی دیدند
،و اما موضوع مورد بحث را در رابطه با مزدک ها شروع می کنم ، که امروز در قبال حکومت فاشیست مذهبی اینگونه تاوان نه گفتن به جمهوری اسلامی و مذهب را میدهند
مزدک از نسلی جدید است. نسل دنیای ارتباطات، نسل تشنه اگاهی. و هم نسل هایش ، در میان کارگران اتوبوسرانی شرکت واحد تهران ، در محیط های وسیعی از جنبش کارگری ایران حضور عینی و آمار بالایی را دارند.
نزدیکً به چهار دهه ، و به قدمت عمر ننگین جمهوری اسلامی و حاکمیت ضد انسانی و ضد کارگری آن ، مبارزه تا کنون ادامه داشته است.
کارگران بنا بر خفقان و دیکتاتوری عنان گسیخته مذهبی و سرمایه داری حاکم بر ایران ، بِنَا به امر معیشت ، بِنَا به شرایط ضروری زندگی خود و خانواده هایشان ، بِنَا بر کار و بهره کشی مزدی و فروش نیروی کار به سرمایه داران زالو صفت و جمهوری اسلامی ، به شناخت و درک مناسبی از أصول و مبارزه طبقاتی رسیده اند،
مزدک زرافشان و هم نسل هایش ، در عرصه های جنبش کارگری، جنبش زنان ، و جنبش دانشجویی بیس و اساس این جنبش های کارگری و اجتماعی رو به اعتلا هستند.
، این نسل بواقع تداوم دهنده و آرمان گرایان راه ازادی و برابری ، و راه دوستان و رفقای خود در دهه ۶٠ و فجایع پس از شکست انقلاب ۵٧ هستند که در خیزش ها و اعتصابات کارگری و بویژه در چند سال اخیر ،
و در جنبش دانشجویی و سرکوب آن در سال ٧٨ و نیز در خیزش سال ٨٨ ، توسط جمهوری فاشیست اسلامی و سرمایه داری ، کرور کرور جان باختند و یا سر از
زندانها و شکنجه گاه های مخوف رژیم در أورده و یا مفقود شدند.
اما کماکان در مقابل حاکمیت طبقاتی ، در قبال حکومت کار و سرمایه، و در قبال بردگی مزدی ، و برای رسیدن به ازادی و برابری ، ایستادگی می کنند ،
چرا که این ضرورت معیشت ، ضرورت حیاتی و عینی زندگی آنها بوده است،
و در این رابطه و با توجه به گسترش دنیای تکنولوژی و ارتباطات ، با کمک و بهره گیری از اینترنت ، بخش مهمی از طیف و همسلف مزدک ها ، بیش از پیش به انسانهای فرهیخته و
جان باختگانً أهل قلم چپ وآزادیخواه چون مختاری، پوینده، شاملو ، فروغ ، و به مبارزه طبقاتی و جنبش چپ و کمونیستی ایران و امر مطالعه و کسب آگاهی ،گرایش پیدا نموده اند
آشنایی این جوانان به اگاهی ،و بویژه تمایل به ادبیات چپ و سوسیالیستی ، طبعا
راهشان را برای خلاصی از سنت و مذهب ، و رهایی از ستم طبقاتی سرمایه داری ،
سال هاست که أغاز نموده اند.
و در این راستا به شکل علمی و دیالکتیکی به پدیده شناخت ، و درک بهتر و نسبتا عمیق تر از مبارزه طبقاتی نیز دست پیدا نموده اند ، چرا که زندگی بخش زیادی از این نسل جوان در محیط های کارگری و مبارزه طبقاتی کارگران بر علیه بهره کشی و ستم کار مزدی پیوند خورده است!
نسل مزدک ، نسل کارکرانً اتوبوسرانی ، نسل رهبران عملی و علنی کارگران و معلمان و زنان و دانشجویانی است که در ارتباط با دنیای وسیع ارتباطات و سازماندهی، اطلاعیه های اعتراضی و شجاعانه خود را در انحصار و فشار سلول های انفرادی و شکنجه گاه های مخوف جمهوری اسلامی و رو به بیرون و رو به ایران وجهان می دهد
نسل بخشی از روشنفکران سنتی دیروز نیستند که بخواهند ، از نظر اکادمیک بحث های صرفا پلمیک و محفلی راه بیندازند و به این امر بسنده کنند!
بر خلاف بینش خنثی و لیبرالیستی جناح های راست کارگری ، در عدم باور به توان کارگران و جنبش کارگری و نفی مبارزه طبقاتی و سازش با این جناح و یا آن جناح حکومتی و آخوند سبز و بنفش نیستند!
و مضاف بر این ، کارگران رادیکال و سازش ناپذیر و باورمند به أصول مبارز طبقاتی هستند که در چارچوب صرف کارخانه و محیط های کاری خود حبس و محدود نمی شوند ،
و در فکر و تلاش برای تلفیق مبارزه طبقاتی خود با دیگر جنبش های کارگری در بیرون از محیط های تولید بوده ،و از جمله کارگران غیر مولد چون معلمان، پرستاران ، رانندگان بطور مثال اتوبوسرانی ، جنبش زنان و دانشجویان و دیگر جنبش های اجتماعی هستند و در حمایت و همبستگی با انها ،
و ازادی زندانیان سیاسی غیر کارگر حمایت نموده ، در درون زندانها و بدون هراس از سبعیت رژیم مبارزه می کنند و در بطن مبارزه طبقاتی با فعالیت سیاسی بر علیه این مناسبات نابرابر و ضد انسانی باشند! نسلی از انسانهای رادیکال و ماکزیمال هستند که از زندگی در جهنم جمهوری اسلامی به تنگ أمده اند و می خواهند که بساط ننگین و کثیف حاکمیت فاشیستی اسلامی – سرمایه داری در ایران را ، در پیوند و همراه و همگام با مبارزات کارگران، زنان، معلمان ،پرستاران، و دانشجویان بر سر جمهوری اسلامی خراب کنند و دنیایی بهتر را بسازند. این امر شدنی است !
زمین زیر پای جمهوری اسلامی داغ شده است و
امروز هر چه أوج گیری مبارزه طبقاتی و مبارزه از برای ازادی و برابری در تمامی سطوح جامعه ایران گسترده تر میشود ، داغ شدن زمین زیر پای جمهوری اسلامی، و گسل های پیش از زلزله مهیب سرنگونی جمهوری اسلامی را می توان مشاهده نمود
زنده باد مزدک زرافشان ها ، که در همه جا حضور عینی و علنی دارند
در خیابانهای ایران ، در صفوف معلممین معترض به امر معیشت ،
در اعتراض پرستاران ،و کارمندان ادارات ،
در تظاهرات سرکوب شده رانندگان اتوبوسرانی خط واحد تهران ، و در اعتصابات و تظاهرات و تجمعات روزانه کارگران کارخانجات در سراسر ایران ، و در مراسم گرامیداشت جانباختگان فرهیخته ازادیخواه و برابری طلب
زخم و رنج مزدک ها به جرم گرامیداشت یاد فرهیختگان جانباخته اجتماعی ، زخم و کتک زدن کارگران اتوبوسرانی تهران،، توهین و کتک زدن معلمان و زنان در مقابل مجلس شورای اسلامی جنایتکار ، حمله فیزیکی به زنان و دانشجویان ، ترمیم خواهد شد ، اگر چه جمهوری اسلامی بر شاخه نشسته بن می برد!
جمهوری اسلامی باد می کارد
اما طوفان درو خواهد نمود
دیر نیست آن روز
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی ، برابری ، حکومت کارگری
زنده باد سوسیالیسم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)