«سندیکای مخفی، سندیکا نیست!» سومین یادداشتی است که از زنده یاد پرویز الهی در اخبار روز منتشر می شود. پرویز الهی از اعضای فدائیان خلق (اکثریت)، در جریان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ اعدام شد. او در این مقاله که برای اولین بار منتشر می شود، ویژگی های فعالیت های سندیکایی در شرایط استبدادی را بررسی می کند.

sandica kargari labour

گروهی اعتقاد دارند سندیکای مخفی سندیکا نیست و سندیکاها حتما می بایست علنی باشد. این برداشت مطلق بوده و متناسب با کیفیت و کمیت جنبش کارگری نیست. گرچه جنبش اتحادیه ای دارای مشخصات ثابتی در همه جا می باشد ولی به لحاظ توده ای و دمکراتیک بودن آن دارای تنوع بسیار در شکل و نمود است. هرگاه جنبش جاری کارگری مورد هجوم قرار گیرد این هجوم هیچگاه تاثیرات مطلق نخواهد داشت و متناسب با توان و قدرت و دستاوردهای طبقه کارگر خواهد بود و در نتیجه آن بخش های ضعیف تر جنبش کارگری زیر ضرب خواهد رفت و بخش قوی تر آن کمتر ضربه خواهد دید. اینطور نیست که بنا بر اراده بورژوازی طبقه کارگر شکست تام و تمامی را متحمل شود. چون طبقه کارگر در این نبرد دست خالی نبوده و با تشکل ها، سازمان ها و سنت های خود به دفاع برخواهد خواست. نتیجه این نبرد متناسب با نیروی طرفین است و هرگز مطلق نیست. لااقل در دوران ما چنین است. ملاحظه کنید در شیلی، افریقای جنوبی، سودان، بنگلادش، پاکستان، ایران و … گرچه دیکتاتورهای سرکوبگر حاکمند ولی جنبش کارگری در اشکال متنوع و مناسب با هر یک از این کشورها به حضورخود ادامه داده و می دهد، مورد ایران خودمان را بررسی می کنیم.

ببینیم در چند سال اخیر چه روی داده است. گرچه رژیم سندیکاهای مترقی را غیرقانونی اعلام کرده و یا جلوی فعالیت آنها را گرفته است ولی باز هم تعدادی سندیکا فعالند. از طرفی بخش اعظم کارگران صنعتی در کارگاههای کوچک و به خصوص کارخانجات در تعاونی های مصرف، مسکن و … متشکلند. در برخی کارخانجات هیات های نمایندگی از طرف کارخانجات انتخاب شده اند که مامور رسیدگی به موضوعی خاصند از جمله طرح طبقه بندی مشاغل و حق افزایش تولید و …

خوب ملاحظه می شود که جنبش اتحادیه ای در اشکال بالا به فعالیت علنی خود ادامه می دهد و کسی هم به فکر مضمون سندیکایی آنها نیست. از طرفی می دانیم که سندیکاهای مترقی به فرمانی شاهانه غیرقانونی اعلام شدند، ولی آیا این فرمان می تواند نقطه پایانی بر فعالیت آنها باشد بطوری که ارتباط آینده این سندیکاها را با گذشته قطع کند؟ البته اگر فعالیت علنی را مطلق تصور کنیم جواب ما مثبت خواهد بود. ولی واقعیت این است که هسته رهبری سندیکا قادر است با مخفی شدن در عرصه های فعالیت علنی و در عرصه های دیگر فعالیت مخفی، سندیکا را سازماندهی و رهبری کند.

عرصه علنی سندیکا، همان تشکل های علنی ایی که در بالا آمده، می باشد. حتی سازماندهی مخفی، مبارزات، اعتصابات و جمع آوری طومار را که فعالیتی علنی می باشد نیز از عرصه های فعالیت علنی سندیکاست.

از طرفی سازماندهی تبلیغات مخفی و انتشار نشریه، اعلامیه، و … از عرصه های مخفی فعالیت است. سندیکا در این شرایط نمی تواند تشکیلات گسترده ای داشته باشد. حتی کمیته های سندیکایی نیز در این شرایط بدون اینکه منحل شوند می بایست بطور مستقل به فعالیت خود ادامه دهند. کارگران که در دوران فعالیت علنی سندیکا به آن اعتماد پیدا کرده اند در دوره فعالیت نیمه علنی آن نیز بر اساس عملکرد آن همچنان به آن اعتماد خواهند کرد. در بخش هایی از جنبش کارگری که سندیکاها دارای سنن و قدمت هستند فعالیت آنها به طور نیمه علنی امکان پذیر است ولی در بخش های دیگر ضروری است هسته های مخفی کارگری گسترش یابد. در شرایط کنونی با امکان ارتباط جهت رهبری از راه دور و همین طور دستاوردهای متنوع جنبش کارگری سندیکایی نیمه علنی قادر به فعالیت است. این نتیجه گیری با نظرات لنین در مقاله “سازمان کارگران و سازمان انقلابی” در کتاب “چه باید کرد” نیز منطبق است. در این کتاب لنین مطرح می کند “سازمانهای کارگری حتی المقدور باید پنهان باشند”. لنین در این جمله فعالیت علنی سندیکا را مطلق ندانسته است.

نتیجه ای که از مبحث بالا گرفته می شود عبارت است از:
۱ – بهترین شکل فعالیت سندیکا فعالیت علنی می باشد.
۲ – در شرایطی که سندیکاها مجبورند، بخشی از فعالیت خود را مخفیانه انجام دهند.
٣ – در شرایط فعالیت نیمه علنی ممکن است سندیکا بخشی از فعالیت خود را نتواند انجام دهد.

بهار ۶۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)