با پایان گرفتن انتخابات ۷ اسفندماه ۹۴، و اعلام نتیجهٔ نهایی آن درکشور، انتخاباتی که در جریان آن مردم میهن ما با صراحت تمام بار دیگر انزجارشان را از رژیم و سیاست‌های مخرب و سرکوبگرانهٔ آن  نشان دادند؛ بحث دربارهٔ سلسله مسئله‌هایی مرتبط با دوران “پسابرجام”، به‌ویژه برنامه‌های اقتصادی- باتوجه به صف‌ بندی‌های جدید در صحنهٔ سیاسی کشور، با حرارت جریان دارد.آیا با انباشت سرمایه و گسترش فقر در جامعه می توان منتظرتغییرات بنیادین در اقتصاد کشور شد؟…

ساختار اقتصادی ایران همچنان عمدتا به در آمدهای نفتی وابسته است، و نوسان قیمت نفت و کاهش شدید آن در مقاطع گوناگون، بویژه در سال اخیر،محاسبات بودجه ای رژیم را دچار مشکلات لاینحل کرده است. بحران اقتصادی – اجتماعی همچنان همه بخش های گوناگون جامعه ما را تحت تاثیر خود قرار داده است، و در مجموع، به تشدید بیش از پیش فشارهای اقتصادی بر زحمتکشان و خصوصا کارگران و خانواده های آنان منجر شده است.

 

 

محتوای اساسی برنامه اقتصادی – اجتماعی رژیم جمهوری اسلامی، در شرایط کنونی،  در عمده ترین خطوط، ادامه همان سیاست های مخرب « تعدیل اقتصادی»  است که از سوی دولت هاشمی رفسنجانی در میهن ما اجرا شد.  اساس این سیاست ها تقدس سرمایه و سرمایه دار و تنظیم همه سیاست های کلان اقتصادی در راستان تامین منافع کلان سرمایه داری حاکم بر میهن ماست.

در مسیر اعمال چنین سیاست هایی است که آقای حسین راغفر طی مقاله‌ای در روزنامه‌ی آرمان به بیماری اقتصاد ایران اشاره کرده و نبودامکان تغییر در آن را بیان می کند. اومی‌نویسد: “قبل از اعمال تحریم‌ها، ایران با مشکلات ساختاری جدی در عرصه‌ی اقتصادی دست به گریبان بود که هیچ ارتباطی با مسأله‌ی تحریم‌ها نداشتند، لذا لغو تحریم‌ها نمی‌تواند تأثیر چندانی بر اوضاع اقتصادی ایران داشته باشد.

به گفته‌ی نامبرده، اقتصاد ایران در چنبره‌ی سلطه‌ی سرمایه‌ی بازرگانان دولتی گرفتار شده و تا زمانی که این مشکل رفع نشود، بیش از پیش در منجلاب‌ها فرو خواهیم رفت، به ویژه که هنوز درآمدهای نفتی، عمده‌ترین امکان ما برای بازسازی اقتصادی است و درآمدهای نفتی نیز مدام در حال کاهش هستند.

نامبرده همچنین می‌نویسد: “اصلاحات اقتصادی در ایران نیازمند اصلاحات سیاسی است. جبران زیان‌هایی که در این رابطه به اقتصاد ما وارد گردیده، بسیار دشوار است و لازم است که نرخ تولید را افزایش دهیم که این امر نیز مستلزم سرمایه‌گذاری است و به علت فقدان امنیت شغلی کسی حاضر نیست سرمایه‌ی خود را در اقتصاد ایران به گردش درآورد”.

راغفر همچنین می‌گوید: “به علت سیاست‌های اشتباه خودمان در چند دهه‌ی اخیر، جامعه‌ی ایران تبدیل به جامعه‌ای مصرف‌گرا شده که با توجه به ازدیاد روزافزون جمعیت کشور، این مسأله در آینده تبدیل به معضل حاد دیگری در حوزه‌ی اقتصادی خواهد شد”.
این سخنان نامبرده در حالیست که برخی از مقامات رژیم و در رأس همگی آنان حسن روحانی همواره مشغول شانتاژ و ارائه‌ی اطلاعات نادرست درباره‌ی مسائل گوناگون مربوط به اوضاع ایران هستند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)