panahandegan_20156

احمد پوری

مقایسه میزان تلفات دیوار برلین با تلفات دیوارهای دمکراسی که هر روز مثل قارچ رشد می کنند.
«یک زن و یک دختر بچه پناهجو در مرز بین ترکیه و بلغارستان از سرما یخ زدند!

سخنگوی نگهبانان مرز بلغارستان اعلام کرد: یک مادر و دختر، متعلق به گروه 19 نفره ای بودند که بسوی اروپا حرکت می کردند.
بعد از مرگ این دو نفر بقیه گروه که در بین آنها ده تا بچه بود به یک کلینیک برده شدند. آنها می گویند از کشورهای عراق و افغانستان هستند. » (1)

انسانهایی که در پای دیوارهای دمکراسی قلعه اروپا بگونه ای طبیعی به مجسمه یخ تبدیل می شوند، بگونه ای طبیعی مجسمه ها توسط نگهبانان قلعه حقوق بشر محو می شوند! از آنجائیکه همه چیز کاملا طبیعی اتفاق می افتد نظر هیچ رسانه مهم بین المللی و ملی را جلب نمی کند و توده ها هم در سکوت شاهد وقایع طبیعی هستند! حتی شاعران و هنرمندان که طبعی بسیار حساس و ظریف دارند، آنتن های حساس شان از دریافت امواج اطلاعات و پیام هایی که این مجسمه ها می فرستند ناتوان هستند!… نه اعتراضی، نه اعتصابی، نه قیامی، نه مبارزه ای، نه یادمانی، نه شعری و نه چکامه ای برای انسانها و جانهای شیفته ائی که در جستجوی مینیموم استانداردهای حقوق انسانی در کوره راه های سرد دمکراسی به مجسمه های یخی تبدیل می شوند تا پیام خود و معنی زندگی در قرن بیست و یکم را در فضا و زمان منتشر کنند…
قرنی که در آن نظام سرمایه داری در کل جهان حاکمیت مطلق دارد و لیبرالیسم را پایان تاریخ می شمارند! جهانی که بدون رقیب، در سیطره یک نظام و یک ایدئولوژی است، قرار بود تمامی جنگها، مرزها، دیوارهای جدایی را نابود کند. پایان تاریخ با تکرار مکرر و لذت بخش نئولیبرالیسم مترادف شده بود و وعده صلح دائم، کار دائم، بیمه و بهداشت و رفاه کامل و دائم همگانی می داند… در عمل تمامی دیوارهای موجود در مقابل سرمایه فروریخت ولی در مقابل انسانهایی که تولید کننده سرمایه بودند هزاران دیوار مرئی و نامرئی جدید در مرزهای خشکی و دریایی اختراع و ایجاد شد!…

دیوار برلین
در زمان جنگ سرد تنها یک دیوار جدایی وجود داشت و در تمام جهان به مثابه مظهر توتالیتاریسم، پرده آهنین نامیده می شد. دیوار برلین مظهر تمام زشتی ها، جنایات، پلیدیهای زمانه، سمبل جامعه بسته و دیکتاتوری بود…
«دیوار برلین نام دیواری به طول ۱۵۵ کیلومتر و به ارتفاع ۲ متر بود که پس از خاتمهٔ جنگ جهانی دوم و شکست حزب نازی (حزب حاکم بر آلمان) تأسیس شد. این دیوار در سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ به‌مدت ۲۸ سال شهر برلین را به دو منطقهٔ شرقی و غربی تقسیم کرده‌بود.[۱]) این دیوار اصلی‌ترین نماد جنگ سرد بود که به پردهٔ آهنین مشهور شد.» (2)

یک تست مهم:
من از ده ها نفر افراد سیاسی ایرانی، هلندی، آمریکایی… پرسیده ام به نظر شما در زمانی که دیوار برلین وجود داشت و مظهر توتالیتاریسم و پرده آهنین بود در هر سال چند نفر بخاطر فرار از دست دیکتاتوری حاکم و رسیدن به دمکراسی در پای دیوار برلین مرده اند؟
همه بجز یک نفر جواب دادند هر سال هزاران نفر در پای این دیوار کشته شده اند… چند نفر حتی رقم ده ها هزار نفر را ذکر کردند. تنها یک نفر دکتر گفت فکر میکنم هر سال حداقل 300 نفر در پای این دیوار کشته شده ا ند!
این امر قبل از هر چیز بیانگر قدرت رسانه های حاکم و خواست طبقه حاکم بر جهان است که به هوشمندانه ترین نحو به دستکاری افکار عمومی می پردازند. به ما القا می کنند که هزاران نفر در سال در پای دیوار آهنین مرده اند. تاثیر نهایی انتشارات این رسانه ها بر مغز ما همانند سنگ نوشته ای است از حقیقت مطلقی که انگار خودمان با تحقیقات علمی و بدون کوچکترین خطایی به آن نتیجه دست یافته ایم!
حال به بینیم گزارش دولتی آلمان غربی در باره حقایق و آمارهای تلفات دیوار برلین چه می گوید.

koodak_panahandeh

تلفات دیوار برلین
«بر اساس تحقیقات پژوهشگران آلمانی و گزارش‌هایی که به تازگی منتشر شده در طول سال‌هایی که دیوار برلین برپا بود ۱۲۵ نفر در پای آن کشته و حدود ۲۰۰نفر نیز به شدت مجروح شدند.
… ۱۴ نفر از قربانیان کسانی بوده‌اند که از غرب قصد ورود به آلمان شرقی را داشته‌اند. ۳۲ نفر دیگر نیز زمانی کشته شده‌اند که اصلاً قصد فرار نداشته‌اند. در این میان ۸ نگهبان نیز به طور اتفاقی کشته شده‌اند… این آمارها در یک گزارش دولتی آلمان با عنوان مرگ بر روی دیوار از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ ذکر شده‌است.» (3)

54 = 14 + 32 + 8 به اعتراف خود موءسسه تحقیقاتی آلمانی این تلفات در کنار دیوار برلین اتفاق افتاده است ولی هیچ ربطی به فرار از آلمان شرقی و پناهنده شدن در آلمان غربی ندارد! هر کسی را که بدلایل نامعلومی در کنار یا نزدیکی دیوار برلین مرده به حساب پناهجویانی که توسط پلیس و حکومت آلمان شرقی کشته شده اند، نمی توان نوشت! در این میان ماجرای آن 14 نفری که از آلمان غربی به شرقی می خواستند بروند قابل تامل است! به احتمال قوی اینها جاسوسهای آلمان غربی بودند که می خواستند دزدکی به آلمان شرقی وارد شوند! وگرنه دلیل ندارد که شهروندان آلمان غربی بخواهند دزدکی از این دیوار رد شوند. ده ها راه قانونی برای این کار وجود داشت… خلاصه کلام اینکه در حقیقت در عرض 28 سال مجموع تلفات دیوار برلین بدلیل تلاش برای پناهنده شدن، 71 نفر می باشد! 71 = 54 – 125
بزبان دیگر در پای دیوار برلین که مظهر تمامی جنایات شیطانی و توتالیتاریسم بود، در هر سال بطور متوسط 2.5 نفر تلفات داشت!
در دوران حاکمیت بلامنازع نئولیبرالیسم در اروپا و برپایی دیوارهای دمکراسی بعضی وقتها در عرض یک روز بیش از 850 نفر می میرند! یعنی در دمکراسی اروپایی قرن بیست و یکم در عرض یک روز به اندازه 340 سال حاکمیت حکومت توتالیتاریستی آلمان شرقی پناهجو در پای دیوارهای دمکراسی می میرند! و این دولتها همواره دولت قانون و دمکراسی نامیده می شوند!
124100 = 340 x 365
اگر حکومت آلمان شرقی و دیوار برلین 340 سال یا صدو بیست و چهار هزار و صد روز دوام می آورد می توانست به اندازه یک روز مرزهای اروپای نئولیبرال در قرن بیست و یکم تلفات داشته باشد!

مهمترین سئوال برای بیدار کردن متوهمان جهان
چرا اسم دیوار برلین و جنایات اغراق آمیز و دروغین منتسب به آن را که در فاصله زمانی بین سالهای 1961 تا 1989 اتفاق اقتاده است اکثریت ساکنان کره زمین می دانند ولی حتی یک نفر نمی داند تنها در سال قبل (2015 ) در کدام روزها بیشتر از همه سالهای برپایی دیوار برلین پناهجویان در مرزهای اروپا تلفات داشته اند؟

این فراموشی و کمبود حافظه تاریخی تصادفی نیست، سازماندهی شده است!
حوادثی هستند که 1%های حاکم برجهان به خاطر حفظ منافع خود می خواهند در اذهان تمامی ساکنان کره زمین تبدیل به سنگ نوشته ازلی و ابدی کنند. حوادثی هستند که علیرغم دامنه گسترده و تاثیر آن در زندگی بخش قابل توجهی از بشریت باید فورا از اذهان توده ها پاک شوند!
این وظیفه دشوار توسط رسانه های گوش بفرمان و بظاهر مستقل با توسل به آخرین متدهای علمی به بغرنجترین و هوشمندانه ترین نحو انجام می پذیرد. دانشمندانی که برخلاف روسپی های جنسی بخش دیگری از بدن شان را در ازای دریافت بهای مورد توافق، در اختیار خریدار قرار داده اند تا با کاربردخلاق دانش و تخصص و تکنولوژی موجود افکار توده ها را در جهت امیال و منافع طبقه حاکم سوق دهند!… در جهانی که همه چیز تبدیل به کالاهای مصرفی می شود و بر محور سود می چرخد پرواضح است که بیشترین مقالات تولید شده مقالاتی هستند که طبقه حاکم امکان پرداخت هزینه های تولیدش را دارد! بی جهت نیست که می گویند افکار و فرهنگ حاکم در هر جامعه ای افکار و فرهنگ طبقه حاکم است!

divar_89

چه کسانی و کدام موسسات و رسانه های مستقل در باره این امر که چرا و چگونه غیر طبیعی ترین وقایع جنایتبار به طبیعی ترین امور روزمره جهان ما تبدیل می شوند، تحقیق و بررسی می کنند؟ چه درصدی از رسانه ها بجای گمراه کردن توده ها از طریق انتشار نتایج تحقیقات دانشمندان مستقل و مسئول در باره دامنه، ابعاد و پیامدهای این تغییرات زنگ خطر را بصدا در آورده و از مسببین اصلی این جنایات مشروعیت زدایی می کنند؟
چقدر در رسانه های حاکم بر جهان در باره دیوار برلین میزگرد های تحقیقاتی، آنالیز متخصصان، مناظره بین سیاستمداران، مصاحبه با فیلسوفان و شعرا و هنرمندان… زیر میکروسکوپ بررسی و منتشر کرده اند؟ در باره این مجسمه های واقعی پناهجویانی که به یخ تبدیل شده اند، چه کسی تعداد آنها را می داند؟ چه کسی زندگی و رویای یکی از این مجسمه های یخی را در یک فیلم یا شعر یا اثری هنرمندانه باز آفرینی کرده است؟
چه تعدا از ماهی گیران ترک و یونانی بجای ماهی در تورهای های ماهی گیری اجساد پناهجویان را شکار کرده اند؟ آیا این وقایع طبیعی هستند؟
چرا و چگونه سربازان ترکیه تبدیل به نگهبان حقوق بشر اروپا می شوند؟
چرا دولت ترکیه برای ده ها میلیون شهروند کرد و نیروهای چپ و مترقی ترک نا امن است ولی از نظر اروپا برای تمامی پناهجویان کشورهای منطقه تبدیل به کشور امن شده است؟
چرا برای بستن راههای ورود پناهجویان به دژ حقوق بشر اروپا نیازمند کشتی ها و نیروهای جنگی ناتو است؟ قربانیانی که همه دارایی و زندگی خود را در پشت سر رها کرده اند!
چرا در تمام کشورهای سر راه پناهجویان دیوارهای مرئی و نامرئی الکترونیکی و … مثل قارچ رشد می کند و هیچ خبری از جنش های مدنی و مردمی علیه این دیوارها نیست؟
چرا تا دیروز هر کشوری که کوچکترین مقاومتی در مقابل کشورهای امپریالیستی می کرد یا کوچکترین تمایلی به نظام سوسیالیستی داشت تبدیل به مظهر جوامع بسته و توتالیتر می شد ولی امروز همه این دیوارها تبدیل به دیوارهای مدافع ارزشهای انسانی و دمکراسی و تمدن و رفاه اجتماعی شده است؟
چرا این همه تناقض در رفتار و گفتار رهبران کشورهای امپریالیستی، توده ها را به خودسازماندهی و برگزاری اعتصابات سراسری و اصلاح این نظام منتهی نمی کند؟ نظامی که بشدت بشریت و طبیعت را به نابودی تهدید میکند و در آن 62 نفر بیش از سه ونیم میلیارد انسان ثروت دارند!
چرا باز و بسته بودن جوامع در رابطه با منافع سرمایه معنی مثبت پیدا می کند ولی در رابطه با قربانیان این نظام و کارگران و کارمندانی که تولید کنندگان این سرمایه ها هستند همه چیز برعکس می شود؟

چرا کسی بفکر برپا کردن مجسمه واقعی این مادر و دختری که در پای دیوار دمکراسی به گونه طبیعی تبدیل به مجسمه ای از یخ شدند، نیست؟

احمد پوری (هلند) 26 – 02 – 2016

پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک:
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1270112043008028?notif_t=notify_me_page

******************************************
(1) http://www.lindanieuws.nl/…/vluchtelingen-doodgevroren-in-…/

(2) دیوار برلین از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد https://fa.wikipedia.org/…/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%…

(3) همان منبع بالا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)