حقیقت در مسلخ انحصار

حق گرفتنی ست.
واقعیت ها همیشه حقیقت نیستند.
انقلاب۵۷ برای آزادی واستقلال با همت واراده ی مردمی خلق شد؛اما خیلی زودانحصاردامن آنراگرفت.وحقیقت درمسلخ انحصارذبح شد.
دراین میان صاحبان قدرت بوسیله ثروت بادآورده ی نفت توسط مافیای رسانه ای وبه کمک پیاده نظام های خود(نوچه ها،سمپات ها،ماله کشان ولابی کنندگان درداخل وخارج ازمرزها)مردم رادرقرنطینه قراردادندتاحقیقت درمسلخ شارلاتانتاریسم ذبح شود.
رسیدن به قدرت به هروسیله-حتی ترورفیزیکی،محرومیت های اجتماعی،زندان،شنود-شرعی،مباح وحلال شد.
اندیشه وراه مستقل ازرانت وپشتوانه،همواره صدایش خفه می شود.تاواقعیت واقعی(حقیقت)همچنان درپرده بماند.
برای خوشامددیگران هیچ مطلبی رانمی نویسم.
دیکته دیگران را بلغور نمی کنم تا مثلالایک وشیربیشترداشته باشم.
ازارزصادراتی ورانت مطبوعاتی وغیره هم دریافتی ندارم.
خطاواشتباه هم چاشنی آن است.
هر چند که تمام زندگی ام ‫#‏شنود‬ شود.(که هیچ چیزخوشایندی هم نمی شنوید)
وازهمه حقوق اجتماعی محروم باشم وصدای وجیک کسی یانهادی(حقوق بشری و….)هم بلند نشود…وباکم ترین امکانات مادی زندگی کنم،
حسرت یک آخ راهم به دلتان خواهم گذاشت.
مفتخرم که قلم خود رابه«‫#‏دولت‬ سایه»(حکمران اصلی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران )نفروخته ام وعمله بی جیره وباجیره مواجب آنهانیستم.وتا زنده هستم ونفس ممدحیات،چهره پنهان وکثیف وشنیع وزشت آنهارابرملاخواهم کرد وخواهم نوشت.
وبرای هرکس که حرف حق می زند(واراده ی باطلی درآن نمی بینم)سرتعظیم دارم.
محمد ‫#‏شوری‬(نویسنده و ‫#‏روزنامه‬ نگار)

تهران
۱۰اسفند۱۳۹۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)