پندار و گفتار و نوشتار و کردار هر فردی، و مجموعۀ افراد=ملت، بر چه اساسی مدیریت می‌شود:

  1. وجدان عمومی:
  2. a. علمی
  3. b. تاریخی
  4. c. اخلاقی
  5. اندیشه راهنما
  6. روانشناسی

هرچه عمر رژیم ولایت مطلقه، طولانی‌تر بشود، خطر سرنوشت سوریه بیشتر میگردد. جنگ داخلی و تجزیه.

ما الان در وضعیت جنگی به سر می‌بریم.

vote-neda

جنگ با ۵+۱….، جنگ تحریم‌ها و بحران هسته‌ای…، جنگ با غرب…، جنگ با رژیم سعودی…، …که اینها همه در واقع به علت جنگ رژیم ولایت مطلقه با مردم ایران است. رژیم بی محابا می‌گوید “حفظ نظام از اوجب واجبات است”

در صلح نیستیم!  صلح به معنای برخورداری طرفین از استقلال و آزادی و دیگر حقوق.

ولی متاسفانه رژیم توانسته این جنگ را به جنگ مردم ایران با یک‌دیگر و جنگ مردم ایران با طبیعت و از همه بدخیم‌تر اینکه حتی به جنگ مردم ایران با خودشان تبدیل کند و از دید من این است مشکل اساسی در وطن.

*دعوت از همه هموطنان به جنبش خودجوش فعال تحریم “انتخابات” تقلبی،

*دعوت از همه هموطنان به جنبش خودجوش فعال تحریم “انتخابات” تقلبی با خالی گذاشتن خیابانها و  “حصر خانگی” خود در روز “رای‌گیری”

*دعوت از همه هموطنان به جنبش خودجوش فعال تحریم “انتخابات” تقلبی، و نه گفتن به گدایی‌های خامنه‌ای و رفسنجانی برای مشروعیت

*دعوت از همه هموطنان به جنبش خودجوش فعال تحریم “انتخابات” تقلبی، و نه گفتن به گدایی‌های اصلاح‌طلبان و تحول‌طلبان برای استمرار رژیم ولایت مطلقه

*دعوت از همه هموطنان به جنبش خودجوش فعال تحریم “انتخابات” تقلبی، و اعلام این واقعیت با صدای بلند به افکار عمومی دنیا که ما از جنس خامنه‌ای‌ها و رفسنجانی‌ها و احمدی‌نژادها نیستیم

جالب است که برای پیشبرد شعار آقای خامنه‌ای در مورد “حفظ نظام از اوجب واجبات است” آقای خاتمی را از ممنوع‌القلم و ممنوع‌التصویر و ممنوع‌ال….. بیرون آدرده‌اند و دوباره به جان مردم ایران انداخته‌اند تا به استمرار رژیم ولایت مطلقه کمک کند

درست برعکس چیزی که امثال ایشان تبلیغ میکنند، هرچه بیشتر این رژیم بر اریکه قدرت بماند (فرقی هم نمیکند که ولایت با خامنه‌ای باشد یا رفسنجانی و یا خود این آقای خاتمی و یا شورای رهبری) خطر جنگ داخلی در ایران (از نوع سوریه و داعش) و خطر تجزیه و تکه پاره شدن وطن بیشتر میشود

فقط وقتی کشور (و منطقه) رنگ آرامش و امنیت و صلح را خواهد دید که ولایت جمهور مردم برقرار باشد.

بیائیم بار دیگر با دست خود به این رژیم مشروعیت ندهیم و اینبار در جنبش خودجوش و فعال تحریم “انتخابات”، فعالانه شرکت کنیم و  با خانه‌نشینی در روز “رای‌گیری” خیابانها را خلوت کنیم که همه با هم با این نافرمانی مدنی، با صدای بلند به افکار عمومی دنیا و به بقیه هموطنان، بگوییم که ما از جنس خامنه‌ای و رفسنجانی نیستیم.   به نیروهای سرکوب نشان دهیم که این رژیم در اقلیت محض است، که آنها بدانند که رفتن به آغوش باز ملت، برایشان بسیار امن‌تر است تا مزدور این رژیم پرفساد بودن.

پیشنهاد تحصن/”حصر” خانگی خود در روز “انتخابات” به عنوان یک جنبش خودجوش فعال.

بسیاری از هم‌وطنان ما امروزه در حصر هستند…. حصر در زندان‌ها….. و حبس در خانه‌ها و حصر خانگی. با همدردی با همۀ این هموطنان در حصر، با یک عمل خشونت‌زدا،  با یک نافرمانی مدنی به شکل یک جنبش خودجوش فراگیر، به فرمان آقای خامنه‌ای و سایر افرادی که شعار “حفظ نظام از اوجب واجبات است” را بر ما تحمیل می‌کنند، نه بگوئیم.

فقط با مشارکت فعال در تعیین سرنوشت خویش است، که ما ایرانیان می‌توانیم از خود و از فرزندان و عزیزان خود دفع شر کرده و سرنوشت مردم سوریه و عراق را به خود و سایر هم‌وطنان و به وطن‌مان ایران تحمیل نکنیم.

بعضی از هم‌وطنان در انفعال، منجمد شده‌اند و به زعم خویش از “سیاست” دوری می‌کنند و ادعا می‌کنند که “سیاسی” نیستند. اینها هر کدام ، در واقع از “فعالان سیاسی” هستند، منتها “فعالیت سیاسی” آنها در پیشبرد منویات ولایت مطلقه خلاصه شده است. اینها آن‌گونه عمل می‌کنند که رژیم از آنها می‌خواهد.

به عنوان یکی از هزاران راه برای خشونت‌زدایی و برای گذار از رژیم ولایت مطلقه با روش‌های خشونت‌زدا، هم‌وطنان عزیز را به مشارکت در جنبشی فعال می‌خوانم و پیشنهاد می‌کنم که با نافرمانی مدنی، در روزهایی که رژیم ولایت مطلقه برای گدایی کردن مشروعیت از مردم، دست به نمایش “انتخابات” می‌زند، همگی خود را در خانه‌های خود ” تحصن/حصر خانگی” کنیم.

رژیم به طرق مختلف و با نیرنگ‌های رنگارنگ و با حبله‌های نامحسوس رسانه‌ای، تمام تلاش خود کرده و خواهد کرد که تنور شرکت در “رای‌گیری” را هر چه داغ‌تر کند و در نهایت برای باری دیگر کاری می‌کند که ما مردم خود را در زندان “انتخاب” بین بد و بدتر محبوس کنیم.

ما می‌توانیم با خالی گذاشتن نه تنها حوزه‌های “رای‌گیری” و بلکه با خالی کردن خیابان‌های شهرها، با خانه‌نشینی و تحصن/”حصر”  خانگی خود در روز “انتخابات” به عنوان یک جنبش خودجوش فراگیر فعال، به نیروهای سرکوب این اطمینان را بدهیم که ما بیشماریم! و این همبستگی و تعدد تعداد ما محل امن‌تری است تا پادگان‌های نظامی و انتظامی.

ما می‌توانیم با تحصن/”حصر” خانگی خود در روز “انتخابات” به عنوان یک جنبش خودجوش فعال، به خود و به افکار عمومی ایران و منطقه و جهان بگوییم که ما از جنس خامنه‌ای‌ها و رفسنجانی‌ها و احمدی‌نژادها نیستیم!

ما می‌توانیم با تحصن/”حصر” خانگی خود در روز “انتخابات” به عنوان یک جنبش خودجوش فعال، به خود و به افکار عمومی ایران و منطقه و جهان بگوییم که ما از جنس مصباح یزدی‌ها و سایر “تئوریسین‌ها” و “متفکران” این رژیم  نیستیم!

آقای مشکینی، دربارۀ ولی مطلقۀ فقیه، فتوا داد که مقام معظم رهبری بر جان و مال و ناموس مردم بسط ید دارد.  و آقای آذری قمی، از انسانها هم  فراتر رفت و خدای این “فقیه” را هم تحت ولایت او گمارد و ارکان دین و توحید را هم معلق کرد.  آقای مصباح یزدی فتوا می‌دهد که  “عقل مردم قاصر از پی‌بردن به فقیه افقه، اعدل، اعلم و اتقی می‌باشد”  و این‌که “انتخاب مستقیما توسط خداوند تبارک و تعالی انجام می شود و اوست که دلهای مجتهدین مجلس خبرگان را بسوی ولی فقیه می گرداند”  و  “به دلیل اینکه ولی فقیه نایب امام معصوم و منتخب و منصوب از طرف خداوند تبارک و تعالی است، نامحدود و مادام‌العمر است”  و به این دلیل “فقط در مقابل خداوند تبارک و تعالی پاسخگوست و در مقابل سایر افراد غیر پاسخ‌گوست”  زیرا که  “عقل مردم عادی، قاصر از ورود به این مسائل است و اساسا مردم عادی حق ورود به سیاست را به این معنا ندارند”  و  “سایر فقها حق دخالت در حکومت را از حیث اینکه فقیه هستند ندارند و از این لحاظ فرقی با مردم عادی ندارند، لذا موضع سایر فقها و حتی مراجع نیز اطاعت است و ولی فقیه برای فقها نیز مثل سایر مردم غیر قابل نقد است”  و  “مجلس خبرگان رهبری مجرای تجلی و ظهور مقام عظمای ولایت است ولی در ادامه کار هر گونه نظارت به هر صورت باطل است و حتی نوشتن نامه به ایشان حرمت شکنی محسوب می شود چون همانگونه که گفته شد از ایشان نباید در مورد اعمالشان سئوال کرد”  و  “مقام عظمای ولایت دارای اختیارات نامحدود است و می توانند در زمانی که لازم می بینند حتی واجبات شرعی مثل حج را نیز برای مدت محدود تعطیل کنند تا چه رسد به تصمیمات جزئی تر از قبیل عزل و نصب مقامات و …”  و  “اختیارات مقام عظمای ولایت هیچ قید مکانی ندارد و ایشان ولی امر مسلمین جهان هستند”  و  “آنچه در قانون اساسی در رابطه با اختیارات مقام عظمای ولایت آمده صرفا نمونه و کف اختیارات است و نه سقف آن و همانگونه که از عنوان ولایت مطلقه مشخص است، این ولایت، مطلقه بوده و در هیچ قید قانونی نمی‌گنجد و الا مطلقه نبود”  و  “ولایت در ادامه رسالت و امامت بوده و در هر زمان مجرای فیض و عنایت الهی واحد است و لذا شورای فقها باطل است”  و  “چون ایشان نایب امام زمان (عج) می باشند، موضع مردم عادی ما در قبال ولایت مطلقه، باید اطاعت مطلقه باشد و تفکر و سئوال در مورد عملکرد ایشان از وساوس شیطان است که باید به خداوند متعال پناه برد.” در این زمان چنین کسانی در پائین‌ترین سطوح انسانیت، بر میهن ما حکومت می‌کنند.

آیا این چنین رژیمی اصلاح‌پذیر است؟

آیا این چنین رژیمی تحول‌پذیر است؟

“اصلاح‌طلبی”  و  “تحول‌طلبی”  این رژیم، دروغ گفتن به خود و دیگران است!

انفعال ایرانیان و “اصلاح‌طلبی”  و  “تحول‌طلبی”  در عمل به بزرگترین دلیل استمرار این رژیم تبدیل شده است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)