بنظر می آید که لوکوموتیو بدون سرنشین آقای « شورای امنیت »! حامل پیام کاخ سفید، استراتژی نوین امپریالیسم آمریکا – موسوم به « نظم نوین جهانی »! از ریل خارج شده، با اطاق فرمان تماسی ندارد، همراهی نمی کند، بدور خود می چرخد، سامان نمی گیرد. طرح اشغالگرانه « خاورمیانه بزرگ »! کارش نگرفت، شگرد « هفت خان پنتاگون »! نتیجه نداد، شکست خورده است.

khawarmiayaneh

مدعی جهانسالاری: برده پول، فاقد عقل و شعور، اصلا دورنمائی ندارد، پا در هواست. این غول بیقواره و نا متعارف: مدیون بهره کشی، بارآوری کار در جهان سرمایه داری، مرهون مصادره دارائی و اموال دیگران در شرایط « اضطراری »! زیادی بزرگ شده، طول و عرض گرفته، بطوریکه مشکل جا و مکان پیدا کرده، در سطح زمین نمی گنجد، کلفت و سنگین، گرفتار نوعی عدم تحرک مزمن… نمی تواند مثل سابق بجنبد، شکار کند، بازآفرینی خویشتن خویش را تضمین نماید.

قرائن نشان می دهد که عمر امپریالیسم آمریکا هم بلب بام رسیده، از درون پوسیده است، گراش غلیظی بسمت فروپاشی دارد. با ظاهری « استوار »! در نزدیکی گورستان تاریخ، پرسه می زند، می غرد، بزبان عبری نعره می کشد، عربی می رقصد، ترکی می لاسد، اروپائی عشوه گری می کند، دل می برد… دیدیم که چطور این هیولای بیقواره و منحط، سوار بر اسب فرسوده و لنگ و بیمار « دمکراسی »! از قضا در خلیج فارس در ماند، در خاورمیانه زمینگیر شد.

ناگفته نماند که بمباران یک ماهه اهداف غیر نظامی، تخریب زیرساخت های اقتصادی، اداری و امدادی و آموزشی… در یک کشور مستقل، عضو رسمی سازمان ملل متحد، نابودی تمام وسائل لازم برای کار و معیشت یک خلق، همه دستاوردهای یک ملت، کوبیدن مردم سخت کوش عراق، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب از زمین و دریا و هوا، از ارتفاع چند صد هزار متری بسال ۱۹۹۱ میلادی – نقض آشکار موازین شناخته شده بین المللی با موافقت آقای « شورای امنیت »! سابقه دارد. بمباران اتمی شهروندان غیر نظامی در دو شهر پر جمعیت هیروشیما و ناکازاکی بسال ۱۹۴۵ میلادی را تداعی می کند. زمانی که پادشاهی ژاپن آماده تسلیم شده بود…

حال آنکه دولت بغداد، بدلائلی کاملا قابل فهم، نه می خواست و نه می توانست، مستقیما با امپریالیسم کور و ویرانگر آمریکا سرشاخ شود، درگیری نظامی داشته باشد. در حال جبران حماقت، خارج کردن نیروی زمینی خود از کویت بود که غافلگیر شد، بسیاق راهزنان زمینی و دریائی قدیم مورد هجوم آقای « شورای امنیت »! قرار گرفت. یک کشور نسبتا پیشرفته در منطقه نفت خیز خاورمیانه قربانی یک تعرض غیر قانونی، اتفاق شتر – گاو – پلنگی در زیر پرچم امپریالیسم آمریکا شد.

از شما چه پنهان که این جنایت « نوین »! با بوی تند نوعی پول مجازی، سرمایه تنزیلی، اقتصاد اعتباری – وال استریتی، بوی گند الیگارشی مالی، صیهونیست – امپریالیستی، استمرار تسلط غرب بر تولید و بازرگانی جهان در دوران معاصر را دنبال می کرد. رویکردی بغایت ارتجاعی، مالی و تروریستی، که کلی جای حرف دارد:

الف ) می رساند که امپریالیسم هار و بیمار و جنایتکار آمریکا – با سوابق « درخشان »! از تحریک و تحریم و تهدید آشکار گرفته تا دخالت مستمر در امور داخلی ملتها و دولتها، ایجاد آشوب، تشویق جنگ های قومی و تباری، ترغیب ستیز مذهبی در مناطق مستعد، تجزیه کشورها در آفریقا و آسیا، در مناطق نفت خیز، مصادره دارائی و اموال دیگران، سرکوب خلق های کره و ویتنام و کامبوج و لائوس، کودتاهای ننگین… حق نمی پذیرد، قانون نمی شناسد، اصلا حساب پس نمی دهد، در یک کلام، به هیچ صراتی مستقیم نیست. این گرگ گرسنه، ایضا درنده و زخمی، امروز مثل دیروز، مدعی فرمانروائی مطلق، حکومتی خودکامه، بدنبال نوعی ثروت « عام – مفت »! دارائی « محض – تمام عیار »! هنوز پیروزی بزرگ دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا در جنگ دوم جهانی را از یاد نبرده، سرخورده و مایوس، با خاطره نازیسم زندگی می کند. زنده باد نبرد استالینگراد

ب ) لشگرکشی زمینی و دریائی و هوائی شامل ۵۰۰۰۰۰ ناوی سلاخ و حاضر به یراق، با چندین فروند ناو غول پیکر جنگی، ناوچه های سریع السیر، دهها شکاری رادار گریز، نظاره گر آواکس، بمب افکن های دور پرواز… این آرایش نظامی گسترده در برابر یک ارتش فرسوده و حتی اشغال کامل عراق که دهسال بعد صورت گرفت، سوء ظن برانگیز، پیامی دیگر و مهم تری را نیز، با توافق دولتمردان وقت شوروی، در خود نهان داشت. مبنی براینکه امپریالیسم آمریکا – ناخدای واحد کشتی « نوح »! انگشت روی ماشه، پایان رقابت اردوگاهی میان شرق و غرب برسر تولید و بازرگانی جهان را، با صدای بلند، اعلام نماید. تا هواداران سمج بدانند، ببینند که « هانیبال »! آماده جنگ با روم نیست، امپراتوری شوروی پرچم سفید بلند کرده… نمی خواهد خطر نمی کند.

پ ) این پیام وحشیانه و خشونتبار… شرح فوق، هماهنگ با جوهر سرمایه تنزیلی، خصلت دیکتاتوری الیگارشی مالی، قانون گریز و تولید ستیز، ویرانگر و افسار گسیخته، به جهانسالاری امپریالیسم آمریکا اشاره داشت. جهانسالاری صوری و حدس و گمانی. یک دورنمای سیاسی – همان استراتژی « نظم نوین جهانی »! که هنوز تحقق نیافته بود، احمقانه یا « عاقلانه »! خیلی با واقعیت فاصله داشت. نوعی گرایش پولی – تروریستی، موضوع تز دکترای آقای هنری کیزینجر معروف از سران گروه نفتی و تسلیحاتی راکفلر، که تازه در دستور کار کاخ سفید قرار گرفت – با هر ترکیبی از دولتمردان نوبتی. جمهوریخواه یا دمکرات. مگر محاصره اقتصادی و بمباران مستمر عراق « مسلمان »! با حضور باند بیل کلینتون از حزب دمکرات در راس کاخ سفید متوقف شد. خیر. برعکس، اشغال یوگسلاوی « مسیحی »! تجزیه این کشور نسبتا پیشرفته صنعتی در بالکان بسال ۱۹۹۲ میلادی نشان داد که دامنه ویرانگری امپریالیسم آمریکاء و شرکاء در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون چطور و تا کجا وسعت پیدا کرد…

چگونگی فروپاشی امپراتوری شوروی فعلا مورد بحث نیست. این رشته سر دراز دارد. سخن برسر عوارض این فروپاشی « ناگهانی »! عوارض عینی این رویداد تاریخی: انحلال پیمان ورشو، سقوط اقمار دور و نزدیک امپراتوری، پایان آن « جنگ سرد »! رقابت اردوگاهی میان سلاطین شرق و غرب برای کنترل بازار، منابع مواد خام و انرژی، مهار نیروی کار، تسلط انحصاری بر تولید و بازرگانی جهان، برسر تغییر آرایش نیروهای بین المللی بسود امپریالیسم آمریکا و شرکاست. چون در یک چنین شرایط نسبتا مناسبی بود که جهانسالاری امپریالیسم آمریکا گل کرد، محافل مالی و صنعتی، سلاطین نفتی، بورس و تسلیحات و مستغلات را قلقلک داد، امپریالیسم آمریکا را بفکر انداخت…

میلیتاریسم افسار گسیخته امپریالیسم آمریکا و شرکاء در اوضاع و احوال جاری جهان، ماجراجوئی و جنگ، نیابتی و کثافتی… برای حل و فصل مسائل اقتصادی و اجتماعی، سرکوب خلق های « یاغی »! ملت های « خاطی »! اشغال نوبتی کشورهای « مزاحم »! یوگسلاوی و عراق و افغانستان و لیبی و مالی و ساحل عاج… با الزامات سرمایه تنزیلی، اقتصاد پولی – تروریست – وال استریتی بستگی تام دارد.

ویرانگری و کشتار در آسیا و آفریقا، در بالکان، خاصه در منطقه نفت خیز خاورمیانه، حکایت از نوعی عدم تحرک اقتصادی مزمن در آمریکای شمالی و اتحادیه اروپا دارد. نشان می دهد که دنیای « آزاد »! بسامان نیست، ناتوچی ها، با محدویت بازار فروش، کاهش مواد خام و انرژی، با درد بی درمان تنزل نرخ سود در سرزمین پایگاه روبرویند، خواب بازگشت بدوران کهن می ببینند…

نفرین بر این « تمدن »! محرک بیکاری کارگران، فقر و تنگدستی و خانه بدوشی مردم، مسبب بحران، ماجراجوئی نظامی و « جنگ »! میلیتاریسم کور و افسار گسیخته، ویرانگری و تخریب، اشغال و کشتار، آوارگی، کوچ میلیونی در شرایط « اضطراری »! لعنت به دمکراسی توطئه و حقه بازی، سوداگری پول، دلالی و کاچاق کنی…

می گویند « جنگ »! چه حرفا. ولی فلان فلان شده ها، بمباران اهداف غیر نظامی، تخریب زیرساخت های اقتصادی، اداری و امدادی و آموزشی… میلیتاریسم کور، ویرانگری احمقانه، نابودی وسائل لازم برای کار و معیشت، برای استمرار زیست جمعی، کشتار شهروندان، زن و مرد، جوان و سالمند، بچه های قد و نیم قد در خواب و بیداری، کوبیدن مردم بیدفاع، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب از راه دور، از زمین و دریا و هوا، از ارتفاع چند صد هزار متری… این که جنگ نیست.

نفرین بر این « تمدن »! محرک بیکاری کارگران، فقر و تنگدستی و خانه بدوشی مردم، مسبب بحران، ماجراجوئی نظامی و « جنگ »! میلیتاریسم کور و افسار گسیخته، ویرانگری و تخریب، اشغال و کشتار، آوارگی، کوچ میلیونی در شرایط « اضطراری »! لعنت به دمکراسی توطئه و حقه بازی، سوداگری پول، دلالی و کاچاق کنی…

شواهدی هست مبنی براینکه استراتژی امپریالیسم آمریکا – همان « نظم نوین جهانی »! بجائی نرسید. رسوائی ببار آورد. طرح اشغالگران « خاورمیانه برزگ »! کارش نگرفت، شگرد « هفت خان پنتاگون »! نتیجه نداد، شکست خورده است. چون خلق های خاورمیانه را مهار نکرد، جهانسالاری امپریالیسم آمریکا را بدست نداد. از قرار معلوم، کشتی « نوح »! با آنهمه بار… در آب های گرم، در میان امواج خروشان و راهزن کش قیانوس هند گیر کرده، در سواحل خلیج فارس به گل نشست. در گرداب عمیق خاورمیانه بدام افتاده است…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)