آینده ایران.

 ملت ایران با ارتکاب یک حماقت ملی و یا به قولی فریب ملی به صورت انقلاب اسلامی، دو نسل و سال ها موجودیت، مرزها و آینده خود را به خطر انداخت. پس از گذراندن این کابوس ملی که آسیب های فراوان بر همبستگی ملی وارد آورد، اما همزمان ارزش آزادی در این سرزمین یک بار دیگر دریافته شد، ایران آینده، پایدارتر از گذشته و با نیروی جهنده، به جرگه جهانی خواهد پیوست. توان بالقوه قدرت سخت ایران بسیار بالاست. با این وجود، توان بالقوه قدرت نرم ایران است که دست بالا را دارد و نیروی مورد نیاز برای توسعه در آینده را فراهم خواهد کرد: عامل ملت و همبستگی ملی، جمعیت فعال با سطح بالای آموزش، آمادگی فرهنگی و اجتماعی برای پذیرش دنیای آینده و پهنه گسترده نفوذ فرهنگی. شرط مورد نیاز برای استفاده از توان بالقوه ایران، ثبات و آرامش در داخل و در منطقه می باشد. از این رو، یکی از بایدهای سیاست ایران تلاش در راه حفظ مرزها در منطقه است. تغییر در مرز، چه با جنگ داخلی و یا براثر جنگ با کشوری دیگر، بی ثباتی به وجود می آورد. جدائی جمهوری چک و اسلواکی پس از سقوط شوروی، که مرزهای جدید در اروپا ایجاد کرد، یک استثنا بود و باید کنار گذارده شود. در منطقه ای که ایران در آن قرار دارد، هیچ دگرگونی در مرزها بدون جنگ و خون ریزی امکان شکل گیری ندارد.

قدرت نرم نهفته در کانون ایران.

مفهوم ملت در ایران، در درازای هزاره ها به طور کامل جا افتاده است. کثرت تیره های ایرانی، برخلاف بسیاری از سرزمین های دیگر، بر درخشندگی همبستگی ملی جلوه بیش تر داده است. چنانچه بارها تکرار گردیده، ایران را بدون قدرت نظامی خارجی نمی توان تجزیه کرد. فرهنگ مدارا، نقش بسته در درازای زمان در ایران، امکان رویش و پرورش آئین و فرهنگ مهری را در عمل بوجود آورد. حقوق بشر و آزادی های منتسب برآن در این سرزمین در هزاره های پیش، ریشه گرفت. انسان در مرکز جهان قرار داشت و از حقوق بسیار برخوردار بود. بالاترین حق انسان که بایستی از آن با تمام توان پاسداری می شد، آزادی بود. شوربختانه، جهان آماده چنین فرهنگ والایی نبود و پاسداری از این فرهنگ پس از چندی نتوانست ادامه یابد. پس از آن با تسخیر بیگانگان، تا مقدار زیادی از نفوذ این فرهنگ کاسته شد. اما همیشه و حتا پس از اسلام این فرهنگ همچنان در ایران فروزان بود. ازاین رو، می توان گفت که ایران در برابر دمکراسی لیبرالی که تنها از چندی پیش در غرب استوار گشته، مقاومت نخواهد کرد و به سادگی و فوریت، این روش تعیین حکومت را خواهد پذیرفت. یا بسخن دیگر فرهنگی را که خود داشتیم، این بار اما بر مبنای الگوی غربی آن که کارآیی خود را ثابت کرده، دوباره دارا خواهیم شد.

ایران در حال حاضر از جمعیتی بسیار آموزش دیده و به ویژه برخلاف سنت اسلامی، در میان زنان  برخوردار است، که تضمینی است براینکه، سامان یابی ایران نوین با کمبود نیروی انسانی ورزیده که مزه انقلاب پس گرا و جنگی خانمانسوز را چشیده و دیگر بدام نخواهد افتاد، روبرو نخواهد شد. عاملی که در بسیاری از سرزمین های جهان و همسایه ها وجود ندارد.

 بیش از سد سال است که ایران  تلاش برای برقراری دمکراسی را تجربه کرده است. در این راه با سختی های  بسیار روبرو گردید. دوره سازندگی را بدون داشتن دمکراسی تجربه کرد. دوران واپس گرایی با خودکامگی مخرب و جنایت پیشه اسلامی را نیز طی نمود. در مسیر این تجربه تاریخی، ارزش دمکراسی برای ایران هرچه بیش تر روشن شد. ایران راهی به جز دمکراسی در پیش ندارد و درنگی در آغوش کشیدن آن نخواهد نمود. در تمامی منطقه اگر کشوری آمادگی پذیرش دمکراسی را داشته باشد، ایران است و از این رو متحد طبیعی غرب و تمامی کشورهای آزاد جهان می باشد. یکی از شرایط اساسی برای پای گیری دمکراسی، روشن بودن مرزهای سرزمین می باشد. دمکراسی، هرچند با سختی، می تواند در بی ثباتی به زندگی خود ادامه دهد. اما نمی تواند در جنگ داخلی، زاده شود. ایران هزاران سال ایران بوده و دلیلی ندارد که در آینده نیز همین راه را ادامه ندهد. دمکراسی، در نبود بی ثباتی شدید در اندازه جنگ داخلی، با مرزهای خود در این سرزمین آشنا است و کمبودی دیده نمی شود. همچنین باید اشاره به اقتصاد برمبنای بازار آزاد نمود که یکی از پایه های دمکراسی است. چنین نظم اقتصادی سال های دراز در ایران وجود داشته است و برای ملت غریبه نیست.

حوزه فرهنگی ایران، بسیار فراتر از مررهای کشور است. این ارثیه گران بها که از پیشینیان به ما رسیده می تواند نقش مهمی در شکوهمندی ایران آینده بازی کند.

قدرت سخت ایران.

اگر ایران درک کند که تا آینده قابل دید، تنها می تواند به عنوان یک قدرت منطقه ای و عامل ثبات، عمل نماید و از هر گونه جاه طلبی دوری گزیند،[۱] آنگاه قادر خواهد بود که با تکیه بر قدرت نرم و سخت خود، شاهد شتاب توسعه اقتصادی و سطح بالاتر زندگی برای تمامی ملت، در دوران یک نسل گردد. ویرانی های بسیار که ارثیه نظام اسلامی است و باید اصلاح گردد[۲] تا پیش از آن که توسعه اقتصادی بتواند توان واقعی خود را نشان دهد. ایران نیاز فوری به نقدیگی ارزی خواهد داشت. با در نظر گرفتن تمامی شواهد، رسیدن به این هدف در کوتاه مدت، ممکن است. ایران دارای ذخیره کلان نیرو و به ویژه گاز می باشد. با وجود کاهش شدید اهمیت انرژی فسیلی، سرمایه گذاری فوری تنها در رشته نفت و گاز، چند ده میلیارد دلار خواهد شد. دریافت وام از منابع مالی جهانی و کشورهای ثروتمند، مشگل نخواهد بود. سرمایه ایرانی تباران در خارج از کشور، می تواند تا مقداری راهگشای روزهای سخت اولیه باشد. با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، تجربه درازمدت با اقتصاد آزاد، استعداد کشور از نظر منابع طبیعی، گستردگی فرهنگی و موقعیت ویژه کشور از نظر جغرافیایی، امیدواری رشد سریع اقتصادی در آینده ایران، امیدیست منطقی.

امنیت نظامی ایران

بالاترین امنیت فیزیکی، برخورداری از توان هسته ای آفندی می باشد. اما ایران قادر به دست یابی به چنین توانمندی نخواهد بود. هم آمریکا، هم اروپا، هم روسیه و هم قدرت های منطقه و همسایه، حتا با نیروی نظامی هم که شده، تا آینده قابل دید اجازه نخواهند داد که ایران به چنین توانایی دست یابد. از این رو تلاش در راه رسیدن به چنین توانایی، تهدید جدی و فوری بر امنیت ایران است. عامل دیگری که باید در نظر گرفت، ناسیونالیسم ایران است که هیچگاه متجاوز نبوده و همیشه پدافندی عمل کرده است. در سده های گذاشته، ایران (بخشی از آن شاید هم بخاطر ضعف) آغاز کننده جنگ نبوده است. موضع تهاجمی نظام اسلامی زیر پوشش “صدور انقلاب” را نباید با روداری زنده در فرهنگ ایران، اشتباه کرد. با در نظر گرفتن این موارد ارتش آینده ایران بر دکترین پدافندی و نه آفندی باید بنا گردد. وفاداری این ارتش تنها و تنها به قانون اساسی وضع شده برپایه اراده ملی، خواهد بود و بس.[۳]

در ایران پس از اسلام، تا پیش از رضا شاه ارتش حرفه ای هیچگاه وجود نداشت. تا پیش از این دوره، نیروهای عشایری، ستون فقرات ارتش ایران در جنگ ها را تشکیل می دادند. گرچه فوج های نظامی بودند که در خدمت پادشاه و به عنوان محافظین حرفه ای عمل می کردند. نادر شاه تلاش کرد که تمامی ارتش ایران را از جنگنده های حرفه ای تشکیل دهد. او با کمبود منابع مالی روبرو بود، زیرا اقتصاد داخلی توان تحمل هزینه ارتش حرفه ای را نداشت. از دوران رضا شاه به بعد، که ارتش ملی شکل گرفت، سربازان از راه نظام وظیفه عمومی خدمت می کردنند و ارتش به عنوان مرکزی برای آموزش نظامی و اجتماعی توده بکار می رفت. با در نظر گرفتن جنگ های نوین، در آینده در ایران باید از ترکیبی از ارتش حرفه ای و نظام وظیفه عمومی شکل گیرد. در حالی که نظام وظیفه اجباری شش تا نه ماه اصول اولیه نظام گری و انظباط همراه با آن را آموزش می دهد، سپاهیان حرفه ای وظیفه اصلی در جنگ احتمالی را بدوش می کشند. جنگ های اخیر در اوکراین و حتا آفریقا، نشان داد که ارتش حرفه ای تا چه اندازه در مقایسه با ارتش متشکل از سربازان نظام وظیفه، می تواند موثرتر عمل نماید. همزمان، آموزش شش تا نه ماهه برای توده جوانان از نظر یادگیری اصول اولیه نظامی و انظباط مورد نیاز است. بسیاری از جوانان به ویژه از مناطق روستایی، در این دوره به آموزش تخصص هایی که در پیش تر خارج از دسترس آنان بود نایل می گردنند. اما دوره دو ساله نظام وظیفه، بیش از نیاز طولانی است و این افراد را از بازار کار دور می نماید. همزمان، سربازان حرفه ای که در استخدام ارتش خواهند بود، در دوران آموزش و خدمت، به تخصص های ویژه دست یافته که در هنگام پایان دوره خدمت و یا بازنشستگی، با سرمایه بزرگ تخصصی و تجربی می توانند در بخش خصوصی فعال باشند.

توان اقتصادی ایران آینده، تحمل هزینه نظامی ایران را خواهد داشت و پیشرفت در تکنولوژی قابل انتضار، به روز رسانی تجهیزات و استراتژی ارتش را تضمین خواهد کرد.[۴] تکیه بر کیفیت آموزش و تجهیزات در برابر کمیت، راهبرد ارتش آینده ایران خواهد بود. صنایع نظامی کشور در تناسب با پیشرفت های اقتصادی کشور باید تشویق شوند. بخش خصوصی می تواند در رشد این صنایع نقش مهمی بازی کند. همان طور که در پیش نیز گفته شد، این ارتش تا مقدار زیاد باید در مقایسه با استعداد نیروهای نظامی کشورهای همسایه باشد تا موجب وحشت آنان نگردد. بعنوان مثال، در همسایگی با پاکستان و ترکیه که ارتش های منظم کارکشته دارند، نیاز به پایگاه هایی با توان نظامی بالا وجود دارد در حالیکه در مرزهای جنوبی، نیاز آن چنین دیده نمی شود. نیروی دریایی ایران نیازی نیست که برای مقابله با نیروی دریایی آمریکا و یا حتا هندوستان طراحی گردد. بلکه حوزه فعالیت باید محدود به خلیج فارس و دریای عمان باشد. دفاع از آب های ساحلی و پس از آن باز نگاه داشتن آب راه های بازرگانی، مشخصه های اصلی نیروی دریایی در جنوب ایران را تشکیل می دهد.

نیروی هوایی و فضایی ایران، به عنوان ابزار مهم پدافندی در منطقه، در مقایسه با تهدید های موجود طراحی گردد وباید بتواند به عنوان نیروی بازدارنده، سودای هرگونه تجاوز به خاک ایران را از میان بردارد. چنین بنظر می رسد که تمرکز نیروی هوایی باید در خاور کشور  باشد. توان جابجایی سریع نیرو و تجهیزات، مشخصه چنین نیرویی را تشکیل خواهد داد. توان موشکی، پایه اصلی پدافندی است و برد توده آنان برای بازداشتن نیروی زمینی متجاوز احتمالی، تعیین گردد. موشک های دوربرد که نشانه هدف های آفندی است، وحشت می آفریند و نباید مورد تاکید باشد.

تحرک سریع و قابلیت جابجایی در زمان کوتاه از مشخصه های اصلی نیروی زمینی باید باشند.

در دوران نظام اسلامی، بخاطر وحشت از کودتا و شاید بیش از آن، براثر حمله عراق به ایران، ارتش سنتی توانست که به زندگانی خود ادامه دهد و در جنگ خدمات بسیار به استقلال ایران نمود. در همین دوران سپاه پاسداران شکل گرفت که با وجود پرداخت هزینه ی فراوان انسانی، توانست در دفاع از خاک ایران نقش مهمی را بازی کند. نقش سیاسی و نظامی سپاه پاسدارن همراه با بودجه کلان بیش از ارتش گردید. وسوسه برای انحلال سپاه پاداران در فردای حکومت اسلامی، زیاد خواهد بود. اما نیاز است که توجه شود، هیچ کشور منطقی با دست خود و با قصد دست به تضعیف نیروی نظامی نخواهد زد چنانچه نظام اسلامی پس از دست یابی به قدرت انجام داد. البته وجود دو نیروی نظامی در پدا فند کشور نمی تواند نقطه مثبتی باشد. از این رو نیاز است که سپاه پاسداران در ارتش، تنها نهاد برخوردار از مشروعیت در نظام اسلامی، ادغام گردد. 

جلب متحد و پبمان های نظامی، شاید مهم ترین عامل در پدافند ایران باشند. ایران باید تلاش کند که دریای مازندران در شمال و خلیج فارس و دریای عمان در کرانه های جنوبی کشور را دور از قدرت های خارجی نگاه دارد. معنای این امر نبود پایگاه و نیروهای خارجی در این آب راه ها می باشد. دسترسی به چنین هدفی تنها هنگامی موفق خواهد بود که امنیت این آب راه ها از جانب هیچ کشور ساحلی مورد تهدید نباشد. ایران بخاطر درازترین کرانه در این آب راه ها، وظیفه ایجاد چنین ثبات و آرامش را بر عهده دارد.

در باختر کشور ما به قدرت رو به رشد ترکیه روبرو هستیم. این قدرت به طور طبیعی، در بسیاری از موارد با ایران رقابت خواهد داشت. عثمانی سال ها بر عرب های خاورمیانه به جانشینی از خلفای اسلام حکمرانی کرده است. از نظر مذهبی با اکثریت عرب ها اشتراک دارد. از سوی دیگر سال ها عضو ناتو بوده و خواهد توانست از جنگ روسیه در اوکراین برای افزایش نفوذ استفاده کند. در غیاب قدرت روسیه در دریای سیاه، ترکیه به بزرگ ترین قدرت در این دریا بدل خواهد شد. در غفلت نظام اسلامی در پس از همپاشی شوروی، ترکیه توانست روابط خود را با حاکمان جمهوری آران (آذربایجان) به هزینه ایران، گسترده نماید. همچنین در اقلیم کردستان با وجود دشمنی دیرینه با کردهای ایرانی تبار به دستاوردهایی نایل شده است. ایران در موازنه با ترکیه باید روابط نزدیک با دو کشور مسیحی قفقاز یعنی گرجستان و ارمنستان هرچه بیش تر گسترش دهد.

به احتمال زیاد رقابت در آینده میان آمریکا و چین، دو ابر قدرت واقعی در جهان، شکل خواهد گرفت. ایران در تاریخ خود با هردو قطب همکاری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داشته است. بخاطر نیاز در برابر تجاوز احتمالی  شوروی که به طور دایم ایران را تهدید می کرد، ایران به درستی به سوی غرب رو آورد. به احتمال زیاد پس از زوال روسیه دیگر نیازی به چنین جبهه گیری نخواهد بود. به ویژه در دریای مازندران دیگر قدرت برتری که بتواند فرمانفرمایی خود را به ضرر دیگران اعمال کند، دیده نمی شود. همزمان ایران باید بیاد داشته باشد که شرایط سیاسی به ایران اجازه نخواهد داد که به عنوان تنها ژاندارم در هیچ آب راهی عمل نماید. در نبود قدرت برتر روسیه، پیمان های جمعی برای پاسداری از این دریا به سادگی بیش تر می توانند به ثمر رسند. همین وضعیت را می توان در خلیج فارس و دریای عمان، تثبیت کرد. اما در این دریا، ایران همیشه باید با پاکستان با احتیاط رفتار نموده و از این رو نیاز به حمایت هندوستان و غرب دارد. هندوستان که به احتمال زیاد در آینده ای نه چندان دور به سومین قدرت اقتصادی جهان بدل خواهد شد و همچنین کشوریست مجهز به جنگ افزار هسته ای، به ویژه در موازنه با پاکستان دیگر قدرت هسته ای و در همسایگی ایران، نقش بسیار مهمی را بازی خواهد کرد.

چین بخاطر روابط نزدیک پاکستان با طالبان و برقراری موازنه با هندوستان، تلاش خواهد کرد که روابط هر چه نزدیک تری را با آن کشور ندار و به شدت مذهبی و زیر سلطه ارتش، برقرار نماید. از این رو و همچنین از نظر حفظ امنیت، ایران باید روابط فعال سیاسی با چین برقرار کرده تا بتواند از تیزی روابط آن دو کشور تا مقداری بکاهد. چین در آینده ایران، هم به عنوان سرمایه گذار و هم به عنوان تامین کننده بزرگ نیازهای وارداتی ایران عمل خواهد کرد. چین باید بتواند همتراز با بنگاه های اقتصادی غرب در طرح های عمرانی ایران شرکت و سرمایه گذاری نماید. روابط اقتصادی تا جایی که ایران را مجبور به حرف شنوی از جانب چین نکرده، برای امنیت ایران مورد نیاز است. در هر حال ایران در آینده باید نسبت به موازنه قوا حساس باشد.

اما نه چین و نه هندوستان، نمی توانند به طور کامل امنیت ایران را تضمین کنند. گرچه هر دو سرزمین نامبرده را می توان در متحدین طبیعی ایران رده بندی کرد، غرب در ایران دمکرات از جایگاه ویژه برخوردار می باشد. ایران دمکرات با غرب دارای اشتراک ایدئولوژیک هستند. افزون برآن بیش ترین رابطه با کشورهای خارجی، در سده های پیشین با غرب بوده است. بیش ترین دانش آموخته های ایران در خارج از کشور، در غرب پرورش یافته اند. به طور کلی می توان گفت که غرب از ایران دمکرات، دارا و با ثبات سود خواهد برد. از این رو با اطمینان بیش تر می توان گفت که غرب نسبت به یگانگی سرزمینی ایران حساس است و از آن در هنگام لزوم، در مقایسه با دیگر امکانات، پشتیبانی خواهد کرد. پیوند فرهنگی، اقتصادی و نظامی ایران، بیش از دیگر نقاط باید روی به غرب داشته باشد. با وجود آگاهی از این واقعیت که متحد هر کشور با دگرگونی در منافع که بخاطر تحولات سیاسی و اقتصادی در جهان حاصل می گردد، می توان و باید تغییر نماید، اما ایران هنگامی احساس ثبات در مورد امنیت خود خواهد کرد که افزون بر توان اقتصادی و نظامی کشوری، مطمئن گردد که چتر دفاعی غرب تا مقدار زیادی ایران را نیز پوشش خواهد داد.

فرهاد یزدی – ۱۰ ماه مه ۲۰۲۲

قدرت و امنیت جهان پس از جنگ اوکراین (بخش نخست)

قدرت و امنیت جهان پس از جنگ اوکراین (بخش دوم)

[۱] – جاه طلبی را می توان خواست های بیش از توان بالفعل در هر زمان تعریف کرد.

[۲] – اصلاح فساد نهادینه شده در دستگاه اداری، سیستم مالی و به ویژه دادگستری، از اولویت برخوردار است. 

 

[۳] – تنها قانونی که وسیله ی ملت وضع شده و نه گروه حاکم، قابلیت اجرا دارد. قانون باید بتواند بازتاب اراده ملی باشد.

[۴] – برای آگاهی از نظرات اقتصادی نویسنده ر.ج.  

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)