1- تأکید بر موضع می کنم که شفاف شود: من از اصلاح طلبان عرفی گراتر پشتیبانی می کنم. نه برای ترمیم بحران شکاف ذاتی در بین حاکمیت جمهوری اسلامی که معلوم است نشدنی است. بلکه برای تداوم و تشدید این بحران. چون بدون تشدید بحران تا نقطۀ غلبۀ توازن قوای عرفی گرایان بر شریعت محوران ایدئولوژیک؛ نه جمهوری اسلامی به کارآمدی یک حکومت خواهد رسید و نه سعادت و پیشرفتی در زندگی و زیست مردم حاصل خواهد شد. البته فرق ده درصدی مدیریت بهتر عرفی گرایان نسبت به شرعی گرایان در داخل این ناسیستم شترگاوپلنگ بدیهی است. اما 90 درصد مشکلات وجود داشته و تداوم یافته در همۀ این سالهای انقلاب بجای حکومت(37 سال) قابل مرتفع کردن نیست. اینکه چرا در کنار متوهمان انقلاب و شورش های مردمی برای تغییر یکبارۀ حکومت انقلابی نیستم و کون فیکون شدن یکباره را تعقیب نمی کنم. مربوط است به “علاوه بر بحث هزینه و فایده به این دلیل پیشینی است که چنین شورش و انقلابی نه در چشم انداز است و نه مورد توجه و عنایت مردم.” پس کماکان از تلاش برای ورود تعداد بیشتری از عناصر عرفی گرا به حوزۀ قدرت (در این مقطع مجلس شورا و خبرگان) حمایت می کنم.

2- حسن روحانی یک عرفی گراست و می خواهد با تاکتیک “قطره بر صخره” خامنه ای را از بدنۀ حامیان تندرو اش جدا کند تا بتواند هم پایگاه مشروعیت مذهبی خودش را حفظ و تقویت کند. و هم قادر بشود جبهۀ خودسران شرعی گرای مخالف خودش را بی سر (خامنه ای) کند. آیا او موفقیتی کسب کرده تا کنون و در ادامه با این تاکتیک موفق خواهد شد؟ چنین بنظر می رسد که روحانی موفقیت در برجام را بیشتر بخودش نسبت می دهد تا ارادۀ ناگزیر خامنه ای. اما این پز تا کنون روحانی هنوز قابل اثبات نیست و استدلال مخالفان برانداز جمهوری اسلامی که عقب نشینی خامنه ای برای حفظ نظام اوجب واجبات است را علت غایی توافق بدست آمده با غرب می دانند به واقعیت صحنه نزدیک تر است. حالا اما موضوع انتخابات و تأیید و رد صلاحیت ها آزمون جدی تر و بهتری خواهد بود برای محک زدن موفقیت یا عدم موفقیت تاکتیک روحانی در ترغیب خامنه ای به کوتاه آمدن. بعبارت مختصر و فرموله شده تر این آزمون امتحان نهایی رد و قبول روحانی نیز از سوی عقل هم خواهد بود.

3- روحانی امروز نامۀ پرطمطراقی نوشته برای خامنه ای به بهانۀ اجرای برجام که هم شکلش یادآور ادبیات فراتر از “قبلۀ عالم بسلامت باد” دوران قجری است و هم محتوایش حاوی از کاهی کوهی ساختن. اما پرواضح است که درخواست بین سطور این نامۀ روحانی درخواست اغماض بیشتری از خامنه ای است در کمک به حل مشکل رد صلاحیت های گسترده در بین سرشناسان اصلاح طلب و عرفی گرا. پاسخ عملی روزهای آیندۀ خامنه ای بدرخواست روحانی تعیین کننده خواهد بود از جهت محک زدن کامیابی یا شکست تاکتیک “تحبیب خامنه ای” روحانی. اگر خامنه ای دخالت مؤثری بکند در جهت خواست روحانی باید خوشحال بود و هم بصداقت و هم بکارآمدی روش روحانی دلبست و ادامه داد. اما اگر خامنه ای تن به این جراحی جزیی هم ندهد تنها راه راستی آزمایی روحانی استعفای او از ریاست جمهوری و عدم برگزاری انتخابات خواهد بود. چون او اگر انتخابات را ببازد – نه از طرف رأی مردم که بعید هم نیست اتفاق بیفتد. بلکه بواسطۀ عدم تأیید صلاحیت دوستان و پشتیبانان روحانی در جامعۀ مدنی – گور خودش و دولتش و آبرویش را هم خواهد کند با ادامۀ ریاست جمهوریش.

4- قبلاً گفته ام و باز تأکید می کنم که خامنه ای مطلق العنان نیست که بتواند پایگاه تحجر مذهبی ایدئولوژی حکومتش را بکل نادیده بگیرد و تصمیم رادیکال اتخاذ کند بنفع روحانی. چون رهبری او منوط به چادر زنان و ممنوعیت هنر و موسیقی و هر نوع نو آوری و تجدد دنیای مدرن است و هرنوع گرایش محسوس بسمت مدرنیته (عرف) – اگر حتی بخواهد – ممکن نیست. چون جایگاه خودش بسرعت بخطر خواهد افتاد. اما اگر روحانی قادر باشد کمی هم شده در تصمیم نهایی خامنه ای اثر بگذارد او این قدرت را دارد که با تمسک به ابزار مصلحت تصمیمات شورای نگهبان را تعدیل معتدل کند. پیشداوری نمی کنم اما امید چندانی به “این روحانی” ندارم وقتی که دیروز در پایان مصاحبۀ مطبوعاتی اش او را ارزیابی می کنم گوش کنید به ماجرا:

5- حسن روحانی هم خطیب خوبی است و هم حافظۀ خوبی دارد و هم ذهنش بسیار منسجم و متمرکز است. و بخاطر همین خصوصیت برجستۀ ناشی از معلومات مدرنش اولاً بسیار حاضرجواب است. ثانیاً قدرت خوبی در سخن گفتن شفاهی و بدون نوشته دارد و ثالثاً خیلی خیلی بندرت گاف می دهد و سخنی را نمی گوید که مثل فرهنگ حوزویان نادانسته و بی حساب و روضه ای و مرثیه ای و بی مسئولیت باشد. او هر کلمه و واژه را انتخاب می کند و درست در جایی که منظور قبلی و فکرشده اش است بکار می برد. بعنوان مثال دیروز در همین کنفرانس مطبوعاتی وقتی بعوامل مؤثر در موفقیت برجام اشاره می کرد تحقیقاً همۀ ریز و درشت و سگ و گربۀ جمهوری اسلامی را نام برد و از آنان بدلیل یاری رسانی و مشارکت در این موفقیت مهم قدردانی نمود. بدیهی است که در اینجا هم بیشتر در تلاش برای ایجاد همدلی بین ناهمدلان ذاتی ارکان و اجزاء حکومت بود. اما خواستم مستند کنم که روحانی حواسش کاملاً جمع است در تاکتیک برگزیده اش (همه را داشته باش تا اراذل پاپتی – و نه رؤسای پرقدرتشان را فعلاً – بکوبی).

6- حالا با این مقدمه بروم سر صحنۀ آخر کنفرانس مطبوعاتی روحانی: چنین بنظر می رسید که همۀ حضار حاضر در سالن کنفرانس اعم از وزیر و و کیل و خبرنگار و غیره و از جمله خود روحانی از اخبار سونامی رد صلاحیت های کاندیداهای مجلس خبر داشتند. زیرا بغیر از خود روحانی یک جدیت عبوس و کم امید – نگفتم ناامید چون در داخل حاضران قدرت کسی نا امید نیست و نمی شود – بر همۀ فضای کنفرانس و چهرۀ حضار رسوب کرده بود و نازدودنی هم می نمود. در حالیکه مثلاً این جلسه برای رونمایی از بهترین دست آورد جمهوری اسلامی در بعد از پایان جنگ بود و گفته های روحانی و دیگران مؤید آن بود و است. لذا افسردگی حاکم بر چنین جلسۀ تبریک و جشنی غیرقابل توجیه می نمود. غیر از اینکه همه را متأثر از اخبار بد انتخاباتی بحساب بیاوریم و بدانیم. اما در این وسط تنها استثناء بر قاعده خود روحانی بود که مثبت و با انرژی و مغرور و خوشحال در حال پز دادن به مخاطبان و پذیرای تبریک های پی در پی خبرنگاران بود. اگر انصاف بخرج بدهیم باید این خوشحالی و خونسردی شخص روحانی را اولاً بخوی سیاسی آرام او و ثانیاً به موقعیت و منزلت ریاست جمهوری او و ثالثاً به اعتماد و طمأنینه دادن بمخاطبان او  نسبت بدهیم و او را بخاطر مکدر نبودن طبیعی از اخبار انتخاباتی قابل ایراد و سرزنش ندانیم.

7- تا اینکه رسیدیم به آخرین صخنۀ این مصاحبه. به آنجائیکه خبرنگار روزنامۀ اعتماد بعنوان آخرین سؤال کننده و آخرین سؤال بحث انتخابات و رد صلاحیت های گسترده را مطرح و موضع روحانی را جویا شد. روحانی در پاسخ – در حالی که معلوم بود غافلگیر نشده و از این خبر اطلاع دارد –  بدون اینکه تغییر حالت و لحنی بدهد با روی گشاده و خندان و غیر جدی از تعامل با شورای محترم! نگهبان گفت و انشاء الله ماشاء الله مرسوم آخوندی؛ و با اضافه کردن ملایم “من از همۀ اختیاراتم استفاده خواهم کرد” پایان جمله اش را به فکاهه و کنایه و تمسخر “دلواپسی تولید نکند” تمام کرد. در حالیکه انتظار بدیهی از یک حسن روحانی دارای خصوصیت حاضر جوابی و خطبیبی و دارای ذهن منسجم  – در بالا برشمردم – و البته رییس جمهور دولت مدرن و خواهان بهبود زندگی مردم؛ این بود که اولاً با تدریج طرح سؤال از سوی خبرنگار چهره اش تغییر حالت می داد از شادی به غم و از شوخی به جدی. و ثانیاً در پایان سؤال در حالیکه مصمم از جایش برمی خاست با حداکثر جدیت و قاطعیت پاسخ خبرنگار را می داد و با اضافه کردن “من تا آخرین توان و نفس خواهم ایستاد”و با حالتی برافروخته و عصبانی سالن را ترک می کرد. بدیهی است که بروز چنین حالتی در پایان کنفرانی پخش مستقیم پالس های قوی و خوبی می فرستاد هم به موافقان و هم مخالفان. بنابراین عدم وقوع حالتی که گفتم و روحانی حتماً استعداد فکری و هشیاری پیاده کردن آن را داشت. می توانست و می تواند محصول دو گزینه بوده باشد. یا روحانی از موقعیت برتر خود در پشت پرده و موفقیت نهایی اش در برگرداندن رد صلاحیت شده ها تا آنجا مطمئن بود که تصمیم به رد صلاحیت ها را مسخره و قابل بازگشت قطعی می دانست و پرسش را به سخره می گرفت. و یا نه؛ واقعاً هم برای او (رییس جمهور) چنین اتفاقی مهم نبود و نیست و او همۀ امور مهم این چنینی و سرنوشت ساز را یک نوع شوخی و باعث مزاح در بین حاکمان می دانست و می داند و  اهمیتی به آن نمی دهد. جز در حد یک آه و ناله و چند تلفن به چند آخوند اینطرف آنطرف در قم و تهران و شورای نگهبان و تمام. پایان ماجرای صلاحیت ها در روزهای پیش رو معلوم خواهد کرد که آیا روحانی به خدمت از راه تاکتیک “تحبیب خامنه ای” نایل خواهد شد یا به خیانت از راه ترحم بر پلنگ تیز دندان. و خطاب من به ایشان: “این گوی و این میدان”! یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)