تقدیم به وکلای زندانی
تقدیم به مردم ایران
روز دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر نامیده شده است ندای رسائی که که قلب میلونها رنج کشیده در جهان را خشنود کرد و شراره های امید را در قلب افراد خدمت گزار و خیر خواه شعله ور ساخت این روز را در ایران به عموم مردم شریف، تسلیت میگوئیم زیرا در آن ندای وجدان مرده است و حقوق بشر از فضای این کشور ارجمند سالهاست که رخت بر بسته است.
رئیس ستاد حقوق بشر در ایران بجای آنکه خود بشخصه با عزمی راسخ مردانه در این میدان وسیع بی عدالتی قدم بگذارد و خود بچشم خود فریاد و ضجّه مردم بی پناه را که به عنان آسمان متواصل شده است ببیند و با مردم این مرز و بوم همدردی کند خود شغل دیگری برای خود فراهم کرده و در زمین های وسیع سؤال بر انگیزش گندم می کارد.گوئی مسئله حقوق بشر در ایران هیچ وقتی برای توجه و رسیدگی لازم ندارد.او تنها به فکر خشنودی وزارت اطلاعات از عملکردش است و منتظر است به پاس این پایمالی حقوق مردم ازاده ایران به او مدال بدهند.اشک مردم سرازیر است دست ستمدیدگان رو به آسمان است آه مادران داغ دیده بلند است.
فریاد جوانان از کهکشانها گذشته است… ظلم پایانی ندارد با وجود این همه، هر جا بوی دفاع از مردم ایران بیاید دیوار آنجا را خراب میکنند و کلای شریف که آخرین پناهگاه های مردم برای احقاق حقوق است. یکی یکی روانه زندان میشوند معلوم نیست چه کسی باید از حقوق مردم دفاع کند؟
نهادهای مدنی یکی یکی منحل یا بسته میشوند و هر انسان آزاده ای حتی آنان که زمانی نور چشم رژیم بودند و اکنون از منتقدان این روند هستند بزندان میروند.
در این میان رادیو و تلویزیون و بسیاری از جراید و روزنامه ها خاصه کیهان، بجای انعکاس فریاد مردم و توجه به نابسامانی هائی که از کنترل و اداره مدیران کشور خارج شده است و وضعیت مردم را به فلاکت کشانیده است به شب نامه هائی بر علیه ملت ایران تبدیل شده است و بنیان حقانیت رأی مردم و خواستهای مشروع آنان را بر باد داده و به عنوان یک پایگاه تهدید دائماً برای مردم خط و نشان میکشد و با انگ سالاری و تهمت پروری و تبلیغ علیه نظام انسانیت باقی مانده در دل جامعه مدنی ایرانی، پایه های یک حکومت دیکتاتوری تمام عیار را بر روی گوشت و خون مردم پی ریزی میکند. ما به کجا میرویم ؟ اگر بگوئیم آنان نمیدانند ؟ خود را فریب داده دایم. اگر بگوئیم میدانند ؟ بلافاصله بعد میپرسیم پس چرا اگر میدانند چنین رفتاری میکنند؟ پاسخ آن روشن است. حقیقت به حکومت و لذّت قدرت، فروخته شده است.
مدتهاست جامعه مدنی ایرانی منزوی شده است و مردم صالح و شریف حاضر به استخدام در برخی از دوایر دولتی نیستند. لذا هجوم برخی افراد روستائی بدون تجربه زندگی با شهروندان در شهر های بزرگ و بدون فرا گیری الفبای حیات مدنی و اجتمائی بدون فراگیری روابط درست با ارباب رجوع و بدون ملاحظه کرامت انسانی با زمینه افکار مذهبی تند برای فرمانروائی بر شرافت انسانی که خود راهش از دولت و حکومت جداست، به شهر های بزرگ گسیل میشوند و پست های مهمی را مخصوصا در وزارت اطلاعات اشغال میکنند و با هزاران مشکل روحی روانی در امور شهروندان اخلال کرده و آنان را دائما آزار داده و سر میدوانند. هیچ کس پاسخگو نیست؟
اما بسیاری از همین روستائیان شریف اند و علی رغم محرومیتها، ارزشها را نه تنها میشناسند، بلکه آن را با زندگی قهرمانانه خود معنی میکنند و با وجود مشکلات دردناک اقتصادی و تنگی معیشت تن به برخی مشاغل پست که لازمه آن دروغ گوئی و ایستادگی در برابر مردم شریف ایران است را نمیدهند. آنان پشتوانه های انسانیت در کشور مقدس ایرانند.
مرگ دانش آموزان در پیرانشهر مرگ دانش آموزان در حوادث اردو های راهیان نور، پاسخ های غیر مسؤلانه افرادی که در سر بزنگاه مسؤل نیستند. گرانی بی ترمز، سقوط و حشتناک ریال، بسته شدن کارخانه ها یکی پس از دیگری بی کاری ویرانگر فروپاشی اخلاق در ادارات حکومتی نا امنی در حیاط اجتمائی شیوع فقر و فحشا و اعتیاد خاموشی امید و شادمانی مدنی پزمردگی روح شهروندان فروپاشی ارزشهای اجتماعی و سرکوب ندای ازادگی نا امیدی جوانان از آینده ای روشن فرار مغزها افزایش آمار های دزدی جان گرفتن دوباره بیسوادی و در این شرایط وحشتناک، صدور فرمان زاد و ولد بیشتر، همه و همه نشان از یک چیز دارد این کشور با یک حکومت نظامی امنیتی پنهان، مترسکی است که در بوستان افراشته اند.
این کشور با این همه مواهب خدا دادی بیکران با این سابقه درخشان تاریخی سزاوار اینچنین زندگانی نیست.
از کجا بگوئیم به هر جا که بنگری ظلم بی امان دامان پاک این کشور را فرا گرفته است و فساد و رشوه خواری بیداد میکند و مردم روز بروز محتاج تر و فقیر تر میشوند.
ریشه این همه سیه روزی و شور بختی از کجاست؟ از اصرار افرادی برای باقی ماندن در قدرتی که صلاحیت احراز پست های آن را ندارند .
اوج این ظلم امروز از قلب زندانهای ایران فریاد میزند. موضوع زندانهای غیر استاندارد ایران و  بد رفتاری مسؤلان با زندانیان بی پناه یکی از موضوعات روز است. اکنون زندان های ما مملو  از افرادی فرزانه و نجیب است که قربانی اهداف نامشروع قوای حاکم شده اند.
اعترافگیری هائی که برای فریب افکار عمومی گرفته و می گیرند ظلمیست مضاعف که در  حق آن زندانیان سر فراز روا میدارند و در پی آن رنجی را که بی دلیل به خانواده های آنان
تحمیل میکنند! اینها همه نشان از همان وجدان خاموشی دارد که شیفتگی در کسب  قدرتی نامشروع آن را معنی کرده است.
در ایرانی چنین شور بخت، هیچ قوه ای مستقل نیست هیچ مدیری صاحب اختیار نیست همه و همه با یک بخشنامه محرمانه در خدمت وزارت اطلاعات و وزارت اطلاعات در خدمت تصمیم گیرندگان نهائیست. لذا چیزی به نام قانون و قانون مداری و حقوق و حقوق بشر معنا ندارد.
دیکتاتوری هیچ گا افراد شریف را به گرد خود جمع نمیکند لذا اگر نخواهیم همه را به یک چوب برانیم تنها میتوانیم بگویم اگر ایران هنوز سر پاست! بخاطر شرافت مردم ایران و حسن نیت افرادی پاک سرشت و برخی مسؤلان روشن ضمیر است .
روز جهانی حقوق بشر را در ایران به همه شهروندان و مردم شریف و ارجمند و سر فراز ایران  تسلیت می گویم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)