پاسخی به کوشا شایان و سپهرداد گرگین

مقدمه:

متعاقب خبر جنایات داعش در پاریس گرایشات مختلف چپ ، مواضع بسیار متفاوت یا متضادی گرفته اند که هم قابل انتظار است و هم قابل بحث و مناظره.

برخی از این گرایشات رسما پرچم ملی فرانسه را بلند کرده اند و زیر پرچم تبلیغاتی حکومت فرانسه و مدیای حاکم جهانی به “محکوم کردنها” ادامه می دهند و درکی پوپولیستی و موازی تبلیفات حاکم از واقعه را تکرار می کنند.

در مقابل این گروه، تعدادی مثل کوشا شایان (۱) یا دوست همراه من سپهرداد گرگین ،  می گویند که نباید در این تبلیغات وارد شد مدعی هستند که کشتار در اروپا تعدادش کمتر از کشتار و جنایت در سایر جاهای دنیاست و لذا اهمیت کمتری دارد. سپهرداد گرگین حتی مدعی است که این ماجرا “ممکن است” یک توطئه خودشان باشد” به انها که روی این اخبار تحلیل می دهند و دنبال  تحلیل از موضع چپ و انقلابی هستند می گوید که “فریب تبلیفات حکومتها را خوردید”! نسخه ایشان اینست که ما “روی سوسیالیزم کار کنیم و دنبال این اخبار نرویم” اینها به ما سوسیالیستها مربوط نیست!

با توجه به اهمیت بحث و مناظره روی این متدها ، من لازم می بینم که نظراتم را اینجا بنویسم و خوشحال می شوم کوشا شایان یا سپهرداد گرگین که طبعا نمونه های متد معینی از چپ هستند به پاسخ بنشینند و حتما انانکه سود خواهند برد خوانندگان خواهند بود:

(۱)کدام کشتارها مهمتر است؟ کشتار در فرانسه یا کشتار در سایر نقاط دنیا(در جهان سوم)

دوستان ما ظاهرا همین دیروز بدنیا آمدند ! تاریخ معاصر چه می گوید؟  حتما کشتار در جهان پیرامونی از جهت سیاسی از کشتار در جهان متروپل بیشتر اهمیت داشته! بار سیاسی این دو نوع مرگ و میر هرگز یکسان نبوده! تعجب هم ندارد! مگر کشته شدن ۴ هزار نفر در نیویورک  از کشته شدن صدها هزار نفر از جهان پیرامونی بیشتر اهمیت نداشت؟ کشته شدن اون ۴ هزار نفر در نیویورک تاریخ معاصر دنیا را تغییر داد و اغاز لشکر کشی های امپریالیستی به منطقه خاورمیانه و اغاز پایان دور دیکتاتوریهای مدل قدیم و تولید امپراتوریهای منطقه ای جدید و سرانجام قطبهای جدید سیاسی نظامی در دنیا گردید.

وقتی از “اهمیت” صحبت می کنیم بهتر است بپرسیم در چه لایه ای ؟ اگر در بعد اخلاقی می فرمائید که طبیعتا مرگ هر ادمی بار یکسان دارد. اما در بعد سیاسی اینطور نیست! انکس که در سیاست اشنائی دارد این نابرابریها را می بیند و نمی تواند انکار کند و سربگرداند! نمی تواند بگوید که چون در فرانسه فقط ۱۵۰ نفر کشته شدند پس اهمیت ندارد و در افریقا هر روز بیشتر کشته می شوند! این متد بی راهه است چون اهمیت سیاسی کشتار در کشور متروپل بطور واقعی بسیار متفاوت است و این سنت سیاست دوران ماست! همواره هم بوده.

اینکه چنبش چپ و ازادیخواه و برابری طلب دنبال سازماندهی جهانی دیگر است نمی تواند توجیه شود که جهان جلوی پا را منکر شویم و سربگردانیم و توی دهنیت خود دنیای دیگر زندگی کنیم! کار سوسیالیستها و برابری طلبها نشان دادن این دوگانگی است و درگیر شدن در این دنیای وارونه  و تغییر این دنیا.نمی شود در بهشت ذهنی خود نشست و بقیه را از درگیر شدن در نبردهای این دنیا منع کرد!

(۲) نتایح سیاسی نظامی حمله به پاریس روی زندگی انسان جهان معاصر:

هنوز چند روزی از این فاجعه می گدرد .بسیاری از صاحب نظران سیاسی معتقدند که این واقعه (سپتامبر سیاه امریکاست) یعنی همان تاثیر تعیین کننده را در سیاست اروپا خواهد داشت که در امریکا متعاقب حمله تروریستی سپتامبر سیاه!

من هم فکر می کنم که این واقعه تاثیرات مهمی می تواند در چرخشهای سیاسی اروپا داشته باشد.منجمله:

اول: درگیر کردن حکومتهای اروپا در جنگ منطقه خاورمیانه به سطحی بسیار بالاتر

دوم: پلیسی کردن جامعه اروپا

سوم: تقویت مرزهای کشورهای اروپائی و به خطر انداختن اتحاد اروپا

چهار: فشار روی پناهجویان و مقابله با انتقال پناهندگان به اروپا

پنجم: افزایش سیاستهای خارجی ستیزی و دیپورتهای وسیع از اروپا به کشورهای قبلی

ششم: رشد تبلیغات نژاد پرستانه و تبلیع راست مبنی بر اینکه پناهنده یعنی تروریزم و پناهنده یعنی بحران اقتصادی فرهنگی و بیکاری

وقتی نتایج این واقعه را در سیاستهای کلان حکومتهای فربی بررسی کنیم می بینیم که به هیچ وجه نمی شود ساده لوجانه مدعی شد که یک با یک برابر است! خیر! نیست! ۱۵۰ نفر در پاریس کشته شدند ممکنست تاریخ اروپا و جهان یکبار دیگر ورق بخورد در حالیکه در افریقا و خاورمیانه کشته شدن انسانها موضوع این تاریخسازی است! فرق بسیار است!

(۳)نتیجه عملی انکار جنایت داعشیها در اروپا چیست؟

آنها که به بهانه “مهم نبودن کشتار در پاریس” ما را به سکوت در برابر این فاجعه فرامی خوانند و حتی مثل دوست من سپهرداد گرگین مدهی می شوند که خود حاکمان فرانسه و اروپا عامل اینها هستند و ممکن نیست این تروریستها بتوانند بمب و اسلحه را اینجوری بکار ببرند(تئوری توطئه) بطور واقعی کجا می ایستند؟

از دید من انکار واقعیت اهمیت این فاجعه فراخوان به گوشه گیری و سکوت است.با هر نیتی که مطرح می شود نتیجه اش قهوه خانه نشینی سنتی چپی است که مسائل واقعی جامعه را نمی بیند و دنبال ارزشهای ذهنی خود  می ماند!

نتیجه عملی این “تعجب” کوشا شایان که ظاهر اخلاقی هم دارد یا نظریه “خودشان کردند بما مربوط نیست” سپهرداد گرگین، فراخوانست به سکوت و پچ پج کردن تئوری توطئه! در یک کلام بی عملی و نداشتن طرح و برنامه عمل در جهان بسیار پیچیده که سرهای ارتجاع سیاسی تلاش فراوان دارند مردم را در جنگهای خود غرق کنند تا یاد جنگهای خود نباشند!

(۴) وظیفه چپ و سوسیالیزم خواهی در این دعواها و صحنه ها چیست؟

به خلاف دوستانی مثل کوشا شایان یا سپهرداد گرگین من فکر می کنم که سوسیالیزم خواهی در نبردهای روزمره مردم در نبردهائی که به مردم تحمیل می شود (مثل همین فاجعه پاریس) باید حاضر باشد و مواضع خود و راه حلهای خود را جلو بگذارد.

حکومتهای امپریالیستی الان دارند مردم را دور پرچم فرانسه “متحد” می کنند و قرار هم دارند شیپور جنایتها در خاورمیانه و پلیسی کردن جامعه اروپا و امریکا را به صدا در اورند.

گرایشات ارتجاعی اسلام سیاسی هم تلاش دارند از این ترورها برای خود سیاهی لشکر بسازند و یار گیری کنند.تروریزم بقول یکی از متخصصان روانشناسی اجتماعی یک صحنه سازی و یک تاتر است برای تاثیر گذاری روی افکار عمومی.

چپ و سوسیالیزم خواهی در لایه های مختلف باید مداخله کند.هم در عرصه نظری و تبلیغاتی توضیح دهد که چرا وضعیت انسان به چنین صحنه هائی کشیده؟ هم از جهت سیاسی و سازماندهی چبهه مردم صلح خواه برابری طلب را به حرکت در اورد و پاسخ راست را چه در خاورمیانه و چه در اروپا و امریکا با تاکیید بر خواستهای واقعی مردم با تاکیید بر مبارزه با اسلام سیاسی و سایر ایدئولوژیهای ضد بشری با تاکیید بر مبارزه با سیاستهای حکومتهای امپریالیستی بدهد.

چپ سوسیالیست خواه نباید در قهوه خانه بنشیند از “سوسیالیزم” حرف بزند وقتی پایه ای ترین اساس تمدن جامعه بشری در حال تهدید است توسط گرایشات ارتجاعی تروریست دولتی و اسلام سیاسی.

تاریخ را انها می سازند که درش شرکت کنند و نه انها که برایش رویا می بینند!جامعه باید الترناتیو چپ را هم در تحلیل رادیکال سیاسی و هم در ارائه اهداف مطالباتی هم اکنون ببیند و گرمه راست سیاسی همانطور که در مقاله ثبلیم گفتم از این سانحه بهترین سودها را خواهد برد همانطور که ذر سال ۲۰۰۱ برنده نبردها شد.

منابع بیشتر:

(۱)کوشا شایان:نمی دانم چرا فرانسه در صدر اخبار است و بغداد، سوریه، کوبانی فقط خبری ساده!؟ نمی دانم چرا خاورمیانه و آفریقا فقط خبری ساده!

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=56524

(۲)سعید صالحی نیا:تشدید و گسترش عملیات تروریستی داعش در پاریس ، بیروت و مصر علامت چیست و چه نتایجی خواهد داشت؟

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=56515

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)