photo_2015-11-13_10-33-15

نظر: مجموعه رسانه ­ای «هم میهن»، شامل «مهرنامه»، «تجربه» و «صدا» از مجموعه­ های معظم رسانه­ای موجود در فضای مطبوعاتی ایران است. این مجموعه که توسط تیم رسانه­ای محمد قوچانی، مریم باقی، اکبر منتجبی و… سال­ها در فضای مطبوعاتی ایران فعال بوده، پس از انتخابات پرحاشیه سال ۸۸، فضای روزمره را رها کرده و با ماهنامه «مهرنامه» وارد فضای روشنفکری و تئوریک شده است. حمله به خود مفهوم روشنفکری، انتقاد از مخالفان نظام بازار آزاد، انتقاد از اصولگریان و اصلاح طلبان تندرو (چه در فضای تئوری و چه در فضای سیاسی) از شاخصه­ های اصلی مطالب رسانه ­های این مجموعه است.

حالا، درحاشیه نمایشگاه مطبوعات بیست و یکم، با «اکبر منتجبی» روزنامه‌نگار با سابقه اصلاح‌طلب و معاون مجموعه «هم میهن» گفتگویی چالشی راجع به وضعیت عمومی مطبوعات در ایران و حواشی مربوط به خود مجموعه «مهرنامه» ترتیب دادیم:

در ارتباط با مجموعه «هم میهن» که تحت مدیریت تیم شما و آقای قوچانی است، برای ما شیوه مدیریت و روش اداره چنین موسسه ­­ای با این حجم کار عجیب بود. می­ توانید در مورد شیوه اداره چنین مجموعه­‌ای توضیح دهید؟

ببینید، ما در مجموعه هم میهن هم اکنون سه نشریه را منتشر می­کنیم. یکی ماهنامه «مهرنامه» که کمی تخصصی­تر و تئوریک است و دیگری «تجربه» که ماهیت هنری-ادبی دارد و دیگری هفته نامه «صدا» است که در اصل دارای شکل و رویکردی سیاسی‌­تر و ساده­‌تر است که به مسائل روز می­‌پردازد.

ما قرار است دو نشریه دیگر هم اضافه کنیم. اولی «سیاست­نامه» است که بصورت نظری در حوزه فلسفه سیاسی خواهد بود و ماهانه منتشر می­شود. ما یک هفته نامه­ ی دیگر نیز راه اندازی خواهیم کرد که در مسائل نظری و تئوریک غیرسیاسی­ تر منتشر می­ شود که شبیه به نشریه «عصرما» در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی است. البته ممکن است یک مجله دیگر هم اضافه شود.

از آنجا که قرار است یک مجموعه گسترده­ تر مطبوعاتی را شکل دهید، چه تعداد نیرو به مجموعه شما کمک می­کنند؟

نشریه­های هم میهن یک سردبیر واحد دارد که آقای قوچانی است و یک معاون سردبیر واحد دارد که بنده هستم. نیروهای اصلی ما دبیرهای سرویس ها هستند که حدود ۱۵نفر هستند. این دبیران سرویس مختلف در حوزه اقتصاد، سیاست، فلسفه و ادبیات و… هرکدام ممکن است به انتخاب خود با افرادی در تهیه مطالب همکاری کنند. اما طرف حساب ما تنها همان ۱۵-۱۶نفر هستند. در حقیقت تیم اصلی ما بزرگ نیست و سرجمع زیر ۲۰نفر است. ما چون حقوق ثابت به کسی نمی­ دهیم، نمی­ توانیم بگوییم که هر دبیر سرویس با چند نفر همکاری می­کند.

ماجرای توقیف و لغو امتیاز روزنامه «مردم امروز» که همین تیم مدیریت آن را برعهده داشت به کجا کشید؟

باید عرض کنم که روزنامه مردم امروز رفع توقیف شده اما حکم لغو امتیاز نیز برای آن صادر شده است. کاری که می­توان کرد این است که مدیرمسئول آن باید به دیوان عدالت اداری علیه حکم هیات ناظر بر مطبوعات شکایت کند. بنده اکنون ارتباطی با مدیرمسئول آن روزنامه ندارم ولی احتمال آن وجود دارد که بعدا این راه را امتحان کنند.

در بین محافل روشنفکری و برخی مراکز آکادمیک و دانشجویی این انتقاد از مهرنامه شده که برخلاف مانیفست صفحه اول این مجله تئوریک، گفته شده که هیچ تفاوت و ترجیحی در این نشریه بین نقد مکاتب مختلف علوم انسانی (از سوسیالیسم تا لیبرالیسم و فاشیسم و…) وجود ندارد. اما در عمل رسانه شما تبدیل به یک ارگان ایدئولوژیک تبلیغ مکتب لیبرالیسم و حمله به گرایشات چپ اقتصادی-سیاسی-فرهنگی تبدیل شده است و این درحالی­‌است که برخی ضرورت حمله به جریانی که چندان ظهور و بروزی خاصی در ایران دارد را درک نمی­کنند…

این دیدگاه شما اشتباه است. زنده ترین جریان در ایران جریان چپ است. جریان چپ در ایران برخلاف تصور افراد غیرمطلع، بسیار در ایران پرقدرت است و جدا از پایگاه اجتماعی، حتی تریبون رسانه ­ای و روزنامه هم دارد.

منظورتان کدام روزنامه است که در اختیار جریان چپ است؟

بطور روشن و واضح روزنامه شرق یکی از پایگاه­‌های این جریان (جریان چپ گرا) به حساب می‌­آید. شما بطور رسمی می‌­بینید که که طی چندماه گذشته در سرمقاله‌­های خود رسما مطالب ما را نقد می­‌کنند و حتی علیه لیبرالیسم در یک شماره پرونده درمی‌­آورند.

اما به هرحال در شرق مطالبی با دیدگاه­های مکتبی مختلف منتشر می­شود و با این حال، شرق هرگز مانیفستی مبنی بر بی­طرفی ندارد…

باید این را درنظر بگیرید که آن متن که مرتبا به آن ارجاع می­دهید، یک مانیفست به آن معنا نیست. ما مانیفست نداریم. ما گفتیم دنبال تفسیر جهان هستیم. بلکه یک توضیح است. ضمن اینکه لیبرالیسم مکتب یا ایدئولوژی نیست. بلکه انگاره­های آن مبتنی بر علم سیاست و علم حقوق و علم اقتصاد و علم پژوهش اجتماعی است و نظریه پردازان آن بیشتر عالم و دانشمند و متخصص بودند.

اما کسانی مثل جان لاک، هیوم و حتی اسمیت فیلسوف بودند…

به هرحال ما آنان را در حوزه­ های خود دانشمند و پژوهشگر علمی می­دانیم و داده­ی علمی، ایدئولوژیک نیست و آنان روشنفکر نبوده اند. ایدئولوژی یک شکل از مذهب است و این افراد نگرش­شان به مسائل جهان با رویکرد دینی و فرقه ­ای نبوده و روش ایشان علمی بوده است.

همانطور که می­دانید، علیرغم بازداشت چندتن از روزنامه­ نگاران اصلاح طلب در روزهای اخیر شاهد این هستیم که برخی از رسانه­های اصولگرا که اتفاقا روزنامه ­نگاران یادشده را «نفوذی» نامیدند، خود در نمایشگاه شرکت نکردند. آنان ادعا کردند که در دولت یازدهم آزادی بیان وجود ندارد و یارانه آنان کاهش یافته است. با توجه به اینکه شما در دوران اصلاح طلبان و اصولگرایان و دولت فعلی سابقه روزنامه ­نگاری داشتید، ادعای آنان را چگونه ارزیابی می­کنید؟

نظر شخصی من این است که اگر این رسانه ­ها حضور می­یافتند، فضای نمایشگاه بهتر و با نشاط تر بود. اعم از اینکه نشریات و سایت­های تندرو و اعتدالی، باید در نمایشگاه حضور می­یافتند و نمایشگاه باید نمونه­ ای از فضای رسانه ­ای واقعی کشور و همه عقاید باشد.

اینکه بطور مثال سایت تابناک، خبرگزاری مهر، مثلث، همشهری، ارگان حزب موتلفه و مجله ۱۹دی و… در نمایشگاه حضور دارند، انشقاق بین اصولگرایان را نشان می­دهند و فضا به سمتی رفته که می­توان شکاف را بین اصولگرایان تندرو و میانه­ رو دید. خب به هرحال کیهان، ۹دی، مشرق، رجانیوز و… هم خوانندگانی دارند و بطورمثال علاقه­ مندان به آقای رسایی دوست دارند که ایشان را در نمایشگاه ببینند و اگر نقدی یا پیشنهادی دارند، از نزدیک به او بگویند. اما در حقیقت کار آنان محروم کردن مخاطبان خودشان بود.

اما اینکه عده­ای این مسائل را به ندادن بودجه یا سوبسید تقلیل می­دهند، اظهارات چیپ و سطح پایینی است. ما شاهد بودیم که چه در این دولت و چه در دولت قبل، هیچ نشریه و سایتی مانند مجموعه ­های همین عزیزان، از سوبسید، آزادی بیان و… بهره مند نبوده است. در دوره احمدی نژاد نشریات اصلاح طلب کمترین توان نقد، آزادی بیان و سوبسید و یارانه را داشتتد و به برخی از آن­ها حتی یک ریال هم تعلق نمی­گرفت. اما با این حال همه تلاش می­کردند در نمایشگاه شرکت کنند.

در دوره آقای احمدی نژاد حتی یک نشریه جرات نداشت مذاکرات آقای جلیلی را نقد کند. اما در دوره اخیر، همین نشریات تحریمی و از جمله خود روزنامه اصولگرای وطن امروز، در سرمقاله خود به آقای دکتر صالحی و عضو تیم مذاکره کننده ایرانی «پدرسوخته» می‌خواند. این یعنی فضا از فضای نقد گذشته و حتی نقد غیر منصفانه و بی ­ربط هم دیگر مطرح نمی­ شود. بلکه اکنون حضرات آزادی «توهین» را پیدا کردند و هیچ برخوردی هم با آنان نمی­شود. چنین افرادی دیگر حق ندارند ادعای نبود آزادی بیان و تبعیض را مطرح کنند. به نظر بنده این اقدام نشریات تحریم کننده، بیشتر وجه سیاسی دارد تا صنفی! اما اقدامشان تاثیرگذار نیست.

با توجه به جو شرایط موجود، میزان آزادی مطبوعات و کیفیت مطبوعات در دوران آقای روحانی چه تغییری کرده است؟ در مقایسه با دولت اصلاحات، چه نمره­ای به این دولت می­دهید؟

در اینکه وضعیت آزادی مطبوعات بسیار بهتر شده شکی نیست. نمونه­ اش همین عزیزان توهین کننده که هرچه می­خواهند می­گویند. الان تقریبا همه جریانات سیاسی و فکری یک نشریه دارند. از چپ تند و نهضت آزادی تا تیم آقای جلیلی اکنون دارای تریبون هستند.

قیمت نشریات شما و همچنین کلیدواژه ­های سیاسی و فلسفی بکار رفته در این مجلات بالاست و چه از نظر تئوریک و چه از نظر اقتصادی شاید خارج از توان بسیاری از افراد جامعه باشد. آیا این محدودیت مخاطب به محدودیت خریدار و تضعیف چرخه اقتصادی هم میهن نیانجامیده است؟

شاید آمار مخاطبان ما در حد روزنامه­ های معروف نباشد. اما باید بدانید که در مجموعه ما تنها مجله مهرنامه و تجربه، تخصصی و گران­تر هستند. این دوماهنامه مخاطب خاص دارند. اما هفته نامه صدا، هم قیمت مناسب­تر دارد و هم مخاطب عام دارد. زیرا در مورد مسائل روز سیاسی و اقتصادی بحث می­کند و در نتیجه از سطح علمی و نظری پایین­تری برخوردار است و طبیعتا فروش بیشتری دارد. اگر کسی خواست مطالبی که در صدا وجود دارد را به شکل تخصصی تر دنبال کند، می­تواند به شکلی عمیق ­تر مجله صدا و مهرنامه را دنبال کند. البته باید اعتراف کنیم که اکنون بازار مطبوعات بازار خوبی نیست و بخاطر مشکلات اقتصادی سبد محصولات فرهنگی بطورکلی کاهش یافته است.

به عنوان سوال آخر، آیا از اساتیدی که برای شرکت در غرفه خودتان دعوت کردید، مطالب خاصی می­خواهید و یا اینکه مطالبی که می­گویند را بعدا در جایی منتشر می­کنید؟

باید عرض کنم که این اساتید مشاورین مجله هستند. ما آنان را دعوت کردیم تا اولا به صورت افتخاری حضور یابند و همچنین مخاطبانی که از این مشاوران سوال دارند، مستقیم آنان را ببینند و از ایشان بپرسند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)