rohani

مارکس در فصل نخست هجدهم برومر لوئی بناپارت به افسانه ای از ازوپ شاعر اسطوره ای یونان اشاره می کند.این افسانه حکایت مردی است که شهر به شهر می گردد و ادعا می کند می تواند پرش های شگفت انگیزی از مکان های بسیار مرتفع انجام دهد و باعث حیرت همگان گردد.اما زمانی که مردم شهرها از او می خواهند پرشی برایشان به نمایش بگذارد  می گوید تنها در شهری به نام «رودس»می تواند پرش هایش را انجام دهد.از قضا روزی به شهری وارد می شود و با تکرار دعوی هیاهویی بر پا می سازد.وی کمافی السابق دعوت به پریدن را با حواله دادن آن به سرزمین «رودس»پاسخ می گوید اما این بار شرایط متفاوت است چرا که مردم می گویند:»اینجا رودس است؛بپر».

شاید زمانی که ازوپ این افسانه را قلم می زد گمان نمی کرد روزی روزگاری چنین افسانه ای در عالم واقع اتفاق بیافتد.از زمان روی کارآمدن دولت تدبیر و امید تا امروز هر مطالبه اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و … را به مسئله هسته ای و تحریم ها حواله داده اند.از گرانی نان می پرسی،می گویند مملکت تحریم است.حقوق کارگران را اگر با متر قیمت نان سنگک بسنجی کفاف پانصد عدد را هم نمی دهد،مملکت تحریم است.قرار بود آقایان مسکن های اجتماعی بسازند و در اختیار فرودستان قرار دهند اما همان طرح مسکن مهر را هم تعطیل کردند تا سود دلالان بساز و بفروش هوادارشان در حاشیه شهر ها چندین برابر شود،مملکت تحریم است.بیمار فقیر را پس از چند روز مقابل بهزیستی رها می کنند،مملکت تحریم است.هوا آلوده است،مملکت تحریم است.بحران کم آبی داریم،مملکت تحریم است…

البته از فتوحات دولت مدبر همین بس که این عبارت سه کلمه ای را در ذهن عوام الناس آنچنان جا انداخته است که دوستی می گفت این تحریم ها لغو شود من هم ازدواج می کنم ؛ و اصلا شوخی نمی کرد!

رئیس دولت تدبیر و امید پیش از دستیابی به توافق اعلام کرد به وعده انتخاباتی اش عمل کرده است.وی بلافاصله پس از توافق هم فاتحانه از پیروزی سخن رانده؛ به مردم تبریک گفت و مخالفان را تهدید کرد که اجازه انتقاد به کسی نخواهد داد.

فی الحال ما نیز ترجیح می دهیم گمانه زنی هایمان را در اذهان خود بایگانی کرده و پیروزی سیاست مصالحه دولت آقای روحانی را بپذیریم.از طرفی هنوز آنقدر روشنفکر نشده ایم که برای نجات جهان از یک بمب اتم!به وجد بیاییم و خیابان های جردن و ولی عصر را بالا پایین کنیم یا پا به پای فعالین مدنی و حقوق بشر زیر این و آن بیانیه امضا بیاندازیم.دغدغه های کنونی ما دغدغه یک انسان ساده از خلق در روزهای پس از پیروزی هسته ای است.

سوال این جاست که این پیروزی،پیروزی چه کسانی است؟اصلا منظور آقایان از مردم کدام مردم است؟کلان دلالانی که اجناسشان را در انبارهای عمان و امارات دپو کرده اند تا به محض رفع تحریم به داخل کشور سرازیر شود یا زحمتکشانی که بار هر بحران اقتصادی بیش و پیش از همه روی دوش آن ها سنگینی می کند؟

دولت آقای روحانی و اجزا و هوادارانش از اتاق بازرگانی تا تریبون بی بی سی یکصدا می گویند دوران رفع تحریم دوران گذار و حرکت در مسیر توسعه است.شخص آقای روحانی در نطق پس از پیروزی به صراحت سخن از عصری نو به میان می آورد،عصر آغاز حرکت سریع در مسیر رشد و توسعه؛مشاوران اقتصادی دولت چون نوبخت و نیلی و سریع القلم می گویند:» توسعه خارج از پذیرش اصول سرمایه داری جهانی و باز کردن درهای کشور به روی بازار آزاد توهمی بیش نیست»(مهرنامه تیرماه 1394)در روز جشن بی بی سی مهرداد عمادی مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا در پاسخ به این سوال که پیروزی شیرین ظریف چه تاثیری در زندگی مردم!خواهد داشت پاسخ می دهد:دوران پسا هسته ای دوران توسعه و سازندگی است و همه مردم! باید خود را برای سختی های این دوران آماده کنند.

البته این بیانات صرفا اظهار نظر کارشناسی عده ای اقتصاد دان مفتون مکتب اتریش و پرستندگان هایک،فریدمن و فون میزس نیست.از لحظه توافق سرمایه داران داخلی و نمایندگان سیاسی شان زمزمه یارانه نقدی تولید را سرداده اند تا پول ها را تا دیر نشده وارد مبادلات تجاری و بازارهای مالی کنند.وزیر اقتصاد آلمان با جماعت گسترده ای از تجار این کشور سراسیمه راهی تهران شده اند تا جای خود را پای خوان نعمت بازار ایران رزرو کنند و برای ساختن یونانی دیگر دورخیز کرده باشند.پشت درب اتاق بازرگانی غلغله ای از نمایندگان بنگاه های تجاری غربی از نماینده خاورمیانه و آفریقای پژو تا شرکت های نفتی توتال و شل است…

بارها از کاسبکاران تحریم سخن گفته ایم و شنیده ایم اما این بار سخن از کاسبکاران رفع تحریم است.شکم های صابون خورده ای که سفره شان برای بلعیدن نان رفع تحریم پهن است ؛ کسانی که همین حالا از هر طریقی به مردم اعلام می کنند این تنور نانی برای آن ها گرم نمی کند.

چطور است که آقایان زیر پای بنگاه های غربی و کلان دلالان داخلی فرش قرمز پهن می کنند و روزهای روشن را به آن ها نوید می دهند اما نوبت مردم_بخوانید زحمتکشان_که می شود حرف از بلوغ مدنی و رسالت سازندگی_که مصائب دوران سردار سازندگی اش هنوز در اذهان باقی است_می زنند؟رضا منصوری استاد فیزیک دانشگاه شریف که معلوم نیست چگونه به ناگهان سروکله اش در سرمقاله شرق پیدا می شود با بی شرمی می گوید:»مردم نباید انتظار رونق اقتصادی یا رشد علمی داشته باشند بلکه باید به بلوغ مدنی دست یابند»(شرق 1 مرداد 1394)

یکی نیست به این آقایان که هنوز در جشن پیروزی دست افشان و پا کوبانند بگوید:

اگر هفت کشور به شاهی تراست

چرا رنج و سختی همه بهر ماست

حالا که بهانه تحریم و ویرانی های دولت پیشین تاریخ مصرفشان منقضی شده نوبت سخن گفتن از رسالت سختی کشیدن فرودستان برای توسعه است؟سختی بکشند که سودش به جیب چه کسانی برود؟ اصلا اگر قرار به کوچک شدن سفره مردم بود که در دوره تحریم هم سفره مردم کوچک بود؛پس این آمد و شد ها بناست چه سفره ای را رنگین تر کند؟

برتولت برشت به درستی می گوید:

«بشریت از کارگران طلبی ندارد بلکه به آن ها بدهکار است.رسالت یعنی فرستادگی ،کسانی رسالت دارند که فرستاده شده باشند…کارگران باید با بدبینی مواظب کسانی باشند که آن ها را پی چیزی می فرستند»

دولت آقای روحانی وعده داده است تحریم ها را برمی دارد تا زندگی مردم بهتر شود و سفره شان گسترده تر.مطالبه کنونی ما هم چیزی بیش از وعده های شخص رئیس جمهور نیست و سوالاتمان سوالات یک انسان ساده از خلق است که نیازمند پاسخ فوری است:

فردای رفع تحریم قیمت نان چقدر خواهد شد؟

کمبود دارو و قیمت سرسام آور درمان چند روزه حل می شود؟

حداقل حقوق کارگران چقدر افزایش می یابد؟

چه مدت لازم است تا ارتش ذخیره نیروی کار و خیل بیکاران برای خود شغلی دست و پا کنند؟

خلاصه کلام برنامه فوری دولت برای بهبود وضعیت زندگی زحمتکشان چیست؟

آقای روحانی!شما حل تمامی معضلات جامعه را منوط به سازش با قدرت های بزرگ کردید.حالا که این مصالحه حاصل شده زحمتکشان جامعه منتظر حل فوری مشکلاتشان هستند و صبر ایوب هم ندارند.این مردم با حرف های قشنگ و تبلیغات بی بی سی و بوق ماشین بالاشهری ها سیر نمی شوند سفره این مردم نان،بیماریشان درمان،فرزندشان لباس و سرشان سقف می خواهد.

قرار بود شما پیروز شوید تا تمام این رویا ها خاطره شود.آری آقای روحانی شما پیروز شدید این جا همان سرزمین «رودس»است؛بپر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)