khoshoonat10در هفته سوم مهرماه ، غلامعلی حداد عادل طی سخنانی که در مراسم «رونمایی از تقریظ» سید علی خامنه ای بر یک کتاب، اظهار کرد، مساله زنان را یکی از چالش‌های جمهوری اسلامی دانست و گفت: «مسئله زن در جامعه روز و انقلاب اسلامی یکی از چالش‌هایی است که نظام ما با آن مواجه است . وقتی سخن از چالش‌ها و مشکلات کشور می‌شود ، همه به سمت مسائل اقتصادی و سیاسی توجه می‌کنند اما من معتقدم که مسئله زنان و خانواده اهمیت کمتری از مسائل اقتصادی و سیاسی ندارد . او اضافه کرد: رهبری نیز حساب ویژه‌ای روی مسئله زن باز کرده و به نظرم باید اجزای منظومه فکری ایشان به زن کشف بشود تا تصور ایشان نسبت به زن و خانواده درست درک شود.»

حدادعادل همچنین با انتقاد از «غرب‌گراها» تاکید کرد: «غرب‌گراها حتی در کشور خودمان که جاده صاف کن غرب هستند با شعارهایی از این جنس، برای رأی آوردن و … زنان را جذب و برای دستیابی به منافع خود از آنها سوءاستفاده می‌کنند. ما باید بگوییم که زنان و مردان دارای حقوق متساوی هستند ولی حقوق متساوی داشتن برابر با حقوق مشترک داشتن نیست .»

این اولین بار نیست که طی ماهها ی اخیر در مورد زن و خانواده از جانب جناح ولایی سخن ابراز می شود و این گونه موضع گیری می شود .اما برای به تصور آوردن حساب ویژه ای که رهبر نظام بر روی مساله زن باز کرده کافیست در نظر آوریم که خامنه ای بارها در سخنرانی هایش ، خواستار تغییر سبک زندگی مردم شده و همین چند ماه پیش بود که در یکی از سخنرانی هایش در جمع گروهی از هوادارانش گفته بود: «مسئله‌ عدالت‌خواهی خیلی مهم است و شُعب گوناگونی دارد ؛ به اسم هم اکتفا نباید کرد . یکی از اینها از جمله، مسئله‌ سبک زندگی اسلامی است. از جمله، آزادی‌خواهی است؛ آزادی نه به‌معنای غلط و منحرف‌کننده‌ غربی که معنای آزادی این است که دختر این‌جوری زندگی کند، پسر این‌جوری زندگی کند. لعنت بر آن کسانی که برخلاف سنّتهای اسلامی و سنّت ازدواج، با سنّت ازدواج صریحاً مخالفت می‌کنند و بعضی از منشورات ما و دستگاه‌های فرهنگی ما متأسّفانه این را ترویج می‌کنند؛ باید با اینها مقابله کرد.» اما تلاش دستگاه ولایت برای اسلامی کردن سبک زندگی در پرتو حمله دائم به زنان چه نتایجی تا کنون در بر داشته ؟! ما شاهد بوده ایم که در یک سال گذشته هم زمان با مذاکره و توافق با دولت های غربی ، تهاجم به زنان باشدت هر چه بیشتری ادامه یافت . طرح سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها، طرح تعادل جنسیتی برای استخدام در وزارت خانه هایی مانند آموزش و پرورش ، طرح هایی مانند آمران به معروف و ناهیان از منکر که منجر به فاجعه اسید پاشی های زنجیره ای به صورت زنان اصفهانی شد، طرح هایی برای زادو ولد اجباری و تبدیل زنان به ماشین جوجه کشی و تولیدفرزند که در قالب طرح های ممنوعیت وازکتومی و توبکتومی صورت گرفت ، طرح صیانت از حریم عفاف و حجاب ، طرح تعالی خانواده و جمعیت ، همه و همه در خدمت اسلامی کردن سبک زندگی در سایه حملات هیستریک به زنان صورت گرفت . اما آیا آنها موفق به اسلامی کردن سبک زندگی شده اند؟! تمام طرح های واپس گرایانه آنها در حوزه عقب راندن زنان از حوزه های فعالیت های اجتماعی با مقاومت زنان جامعه ما روبرو شده است . رواج ازدواج سفید ، روآوردن بیش از پیش دختران جوان به عرصه هایی از فعالیت های اجتماعی در قالب تشکیل تیم های ورزشی ، رو آوردن به فعالیت های فرهنگی و هنری به ویژه فعالیت هایی که بیشتر خط قرمز هستند مثل تک خوانی نوازندگی ،و غیره همه شواهدی است آشکار از شکست رژیم در حوزه عقب زدن زنان از عرصه های مختلف فعالیت اجتماعی .

رژیم منادی پس رفت در حوزه زنان هست. همه آمارهای وحشت آوری که در مورد گسترش کارتن خوابی، ایدز، تن فروشی، رانده شدن زنان از بازار کار رسمی، سواستفاده های ابزاری از زنان تهیدست محلات فقیر که زیر نظر کمیته امداد هستند و نظایر اینها منتشر می شود همه نتیجه سیاست های تبهکارانه رهبر جمهوری اسلامی برای واداشتن زنان به تبعیت از سبک زندگی اسلامی است . نه هجوم تاریک اندیشی را باید دست کم گرفت نه مقاومت درخشان زنان و شکست سیاست های رژیم را . اما برای این که مقاومت زنان در مقابل این عرصه های تهاجم به نیرومند شدن جنبش زنان بینجامد ، راهی جز مبارزه سازمان یافته و سازمانیابی زنان زحمتکش جامعه که اکثریت زنان کشور مارا تشکیل می دهند نیست . هم اکنون سطح دستمزد زنان در بسیاری از کارهای مشابه با کار مردان، کمتر از همکاران مرد آنان است. همچنین نرخ بیکاری در میان زنان دو برابر نرخ بیکاری در میان مردان است و یا این که مثلا خبرگزاری ایسنا، ۹ مردادماه، در گزارشی از قول معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی، نوشت: «بر اساس مطالعات، ۴۷ هزار زن که در یک بازهٔ زمانیِ ۱۸ ماهه از مرخصی شش‌ماههٔ زایمان استفاده کردند، در بازگشت به‌کار اخراج شدند. اما ما می دانیم در دوره ای هستیم که این بیرون راندن زنان از بازار کار به منظور خانه نشین کردن زنان ، به خانه نشینی زنان نمی انجامد بلکه زنان به کارها وشغل های دیگری رو می آورند و به عبارتی بخش غیر رسمی اشتغال زنان تقویت می شود . آیا این تبعیض آشکار در شرایطی که زنان هم چنان در فعالیت اقتصادی می مانند ، زمینه مناسبی برای تشکل یابی و سازمان یابی در میان زنان پایین جامعه به وجود نمی آورد؟ باید گفت اگر تهاجم به زنان به طور دائم و جود دارد ، اما بیش از هرزمان امکانات مساعدی نیز و هم چنین زمینه های شکل گیری تشکل های زنان زحمتکش نیز وجود دارد .

facebook twitter بالاترین مطلب فوق را میتوانید مستقیم به یکی از شبکه های اجتماعی زیرکه عضوآن هستید ارسال کنید:
O.R.W.I. Organization of Revolutionary Workers

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)