به احترام و تسلیت شهادت امام حسین به هموطنان مؤمنم.

1- علی لاریجانی بالاخره حرف مستقیمی زده است و گفته است که پروندۀ هسته ای پروندۀ رهبری است و من نفع وزیان شخصی نداشته ام در ماجراهایی که در طول برجام و در مجلس گذشت. این “پروندۀ رهبری” را از دو جهت می شود خواند. اول همان که باحتمال زیاد منظور لاریجانی بوده و پروندۀ رهبری به این معنا بکار رفته که توافق هسته ای موضوعی ملی و کلان و در حیطۀ سیاست های کلان نظام بوده که رهبری تعیین کنندۀ خط مشی آن هاست. و این خامنه ای بوده که تصمیم گرفته و من و ما اجرایش کرده ایم. اما دو واژۀ ترکیبی “پروندۀ رهبری” این فکر را هم القاء می کند و معنا می دهد که پروندۀ هسته ای و فرجامش (بخوان همان برجامش) حاصل عملکرد رهبری غلط آیت الله خامنه ای بوده و حل مشکلات ایجاد شده از قِبَلِ آن هم مسئولی نداشته است بغیر از مرتکب آن مقام رهبری. و هر آنچه در این پروسه پیش آمده – خوب یا بد – مسئولیتش لاجرم بعهدۀ آیت الله خامنه ایست. خب این موضوع چیزی نبوده که ناظران و کارشناسان و سیاستمداران به آن آگاهی نداشته باشند. اما همین که نام رهبر در موضوعی چنین اختلافی در بین تغذیه کنندگان از شریعت در 37 سال گذشته بوضوح تکرار شده و می شود؛ گام مهمی است در پروسۀ عرفی شدن حکومت.

2- علی مطهری و صادق زیباکلام دو عزیزی هستند که در سکوت اجباری و منفعل و نابود کردن جامعۀ مدنی از سوی شریعت گرایان پرقدرت؛ تنها صداهای بلند به اعتراض و روشنگری و دفاع از قانون و بازگشت به نص – هر کدام با اولویت های خود – بوده اند. که بلافاصله پس از هر کنش و واکنشی در حوزۀ سیاسی و اجتماعی مصاحبه می کردند و نامه می نوشتند و از حقوق تضییع شدۀ فردی و ملی دفاع می کردند. اینک اما بعد از جریان تصویب طرح اجرای برجام در مجلس که بطور غیر قابل تردیدی با قانون شکنی محض و بدون توجه به قانون آیین نامۀ داخلی مجلس (محکمترین قانون موضوعی) انجام شد؛ نه از صادق زیبا کلام حرفی شنیده ام و نه مهمتر از آن علی مطهری اظهار نظر یا نامه نگاری کرده است. عذر صادق زیبا کلام پذیرفته است. زیرا او لاغرتر از آن است که بتواند مستقیم وارد حوزۀ ایدئولوژی بشود و اختلاف بین دلواپسان و رهبری را در قالب “دفاع از حق قانونی نمایندگان دلواپس” برشتۀ تحریر بیاورد و اعتراض کند. اما علی مطهری هم چاق تر است بپشتوانۀ نام پدر ایدئولوگ انقلاب اسلامی اش، هم اصولگراست و هم بلحاظ شخصیت توده ای که دارد می توانست و باید و انتظار می رفت که وارد این اختلاف می شد و از نمایندگان دلواپس دفاع و از ریاست ماله کش مجلس (علی لاریجانی) انتقاد می کرد.

3- حرف علی مطهری با تندروان و دلواپسان همیشه این بوده است که آنان بجای دفاع از جایگاه حقوقی و قانونی “ولایت فقیه” حساسیت شان را متمرکز کرده اند به شخص حقیقی ولی فقیه و هر نوع انتقاد و مخالفت با آیت الله خامنه ای را مخالفت با “اصل ولایت فقیه” جلوه داده و منتقد را از حیز انتفاع ساقط می کنند. اینک اما بر سر مصوبۀ مجلس در مورد برجام دو گروه تندرو و میانه رو جایشان را عوض کرده اند و این میانه رو ها هستند که از قانون شکنی آشکار آیت الله خامنه ای در مورد سلب اختیار قانونی از مجلس دفاع می کنند و آن را بمصلحت کشور می دانند. در حالیکه تشخیص مصلحت یا عدم مصلحت کشور ساز و کار قانونی دیگری دارد و خامنه ای حق ندارد و نداشته که بنام مصلحت نظام ساز و کار قانونگزاری در مجلس را از روند قانونی خارج کند. طرفه اینکه همین بی قانونی آشکار آیت الله خامنه ای هم در قالب “حکم حکومتی” آشکار و مدلل ریخته نشده و مجموعه ای از ترفندهای فریبکار و غیر شفاف و پشت پرده باعث این وضعیت مسخره در داخل و خارج شده است. تازه اگر این طنز را هم نادیده بگیریم که این شخص خامنه ای بود که دستور داد مجلس توافق هسته ای را بررسی و اظهار نظر کند.

4- لذا بنظرم می رسد که علی مطهری از نهانگاه بیرون بیاید و با سینۀ سپر از حقوق تضییع شدۀ نمایندگان مخالف برجام در مجلس دفاع بکند. و مشخص کند که موضوع نفع گروهی و شخصی و جناحی نیست که تعیین کننده باید باشد. بلکه موضوع قانونگرایی است و قانون توسط هر فرد و گروه و دسته و جناحی شکسته شود مذموم و مطرود است. زیرا چنین بنظر می رسد که هم مجلس خبرگان و هم مراجع سیاسی و هم روحانیان ارشد اعم از احمد جنتی و محمد یزدی و محمد تقی مصباح یزدی و قاطبۀ امامان جمعۀ تأثیر گذار مخالف برجام بودند و هستند و آن را در قالب “فتوای اکل میته” پذیرفته و مخالفت خود را علنی نکرده و نمی کنند. بعبارت دیگر اینک مشروعیت رهبری آیت الله خامنه ای بشدت زیر سؤال است و فقط ترس از عواقب غیرقابل کنترل تعویض رهبری نظام شریعت گرایان را واداشته که خامنه ای را در رأس نگاه دارند. و اگر چنین است – که با توجه به بغض روحانیان سنتی و هر آنچه مستقیم و غیر مستقیم می گویند درست است – علی مطهری و امثال او باید در دیدگاه کلان خود راجع بدخالت شریعت در حکومت تجدید نظر اساسی کنند. و بعنوان اولین قدم می توانند همایشی تحت عنوان “دست آوردهای جمهوری اسلامی در حوزۀ گسترش و تعمیق شریعت” برگزار کنند و مشخص کنند که بدون توجه به دست آوردهای مثبت یا منفی حکومت 37 ساله در حوزۀ زیست دنیوی مردم؛ آیا جمهوری اسلامی توانسته دینداری مردم را اولاً گسترش و ثانیاً تعمیق کند. اگر نتیجه مستدل و مثبت بود با پارامترهای کمّی اعلام کنند و اگر نه این سؤال را در مقابل مراجع دین و مذهب  و البته خودشان قرار بدهند که “آیا هنوز باید از دخالت مستقیم مذهب در سیاست دفاع کرد؟!”.

5- طرح چنین سؤالی در ایام محرم و عزای حسینی از این جهت هم ارزش بنیادین دارد که مناسک مربوط به نوحه خوانی ها و عزاداری ها و مداحی ها بهترین مستوره برای مطالعۀ نوع نگاه مردم به دین و مذهب و شریعت است بعد از 37 سال حکومت مذهبی. تنها به شکل و شمایل دختران و پسران، نوع و فروانی اختلاط حرام زن و مرد، معاشقه ها و جفت جویی های غیر شرعی، موسیقی های لس آنجلسی، ریخت و پاش های حرامی کارهای مقدس و ده ها و ده ها فعل حرام دیگر را آدرس نمی دهم و توصیه نمی کنم. بلکه دعوت می کنم  بعنوان یک نمونۀ عینی بوضع و حال مداحان بدبخت و نوحه خوان این روزهای شهر عزا توجه کنند. مداحان بعنوان انگل های ثانوی که از اَنگلیسم روحانیان دنیوی و سیاسی تغذیه می کنند و اینروزها شکم های فربهی از حرام خواری دارند را مدنظر ندارم. بلکه منظورم از مداح و نوحه خوان بدبخت؛ همان مداح و نوحه خوان سنتی زمان قبل از جمهوری اسلامی است.

6- این نکات را از دستور العمل های رسمی و غیر رسمی این روزهای مراجع حوزه های مذهبی و روحانیان ارشد به مداحان استخراج کرده ام:

الف- مداحان حق ندارند از مظلومیت حسین بگویند چون وهم مذهب است و او را آدم بی عرضه ای نشان می دهد که هر حرامی هرچه خواسته بر سر او و اهل بیتش آورده است. حتی از مظلومیت و پهلوی شکستۀ مادر حسین حضرت زهرا هم نگویید. زیرا بلافاصله جوانان شبهه می کنند پس امام علی شوهر زهرای اطهر کجا بود در آن معرکۀ ظلم ولای در گذاشته شدن همسرش و چرا هیچ واکنشی نشان نداده.

ب- از ظلم و فساد یزیدیان و بنی امیه ومعاویه و خلفای سه گانه هم حرفی نزنید. زیرا اینک وحدت شیعه و سنی مهم است و هر نوع گفتن از ظالمی آنان در قبال ائمه توهین بمقدسات سنی می شود و نفرت مذهبی را دامن می زند.

پ- از ترانه های ریتم دار و رقصنده استفاده نکنید. زیرا شأن عزای حسین شکسته می شود و حرمت خون سیدالشهدا هدر می شود. و جوانان بدآموز می شوند و عزا را با جشنوارۀ بگو بخند و هیجانات مادی جابجا گرفته و مقتله را بمضحکه تبیدل می کنند.

ت- از سیاست و جناح و گروه و برجام و فرجام هم مطلقاً استفاده نکنید چون استفادۀ سیاسی از دین اختلافات بین امت را زیاد می کند و جامعه را دو قطبی می کند و این بمصلحت دین و مردم نیست.

7- اگر بخواهم این دستورالعمل را ادامه بدهم تا فردا هم تمام نمی شود این اره گوزهای ناشتا بمداحان بدبخت- چنانکه افتد و دانی – لذا دعوتم از علی مطهری را به این نکته پایان می دهم که مداح و نوحه خوان اگر نوحه های مذهبی – حاوی مظلومیت مطلق جبهۀ شیعه و شقاوت و قساوت مطلق جبهۀ سنی – سنتی مقتل ها و نوحه ها و شعرهای صدها ساله را نخوانند و از سیاست حرف نزنند و از ریتم استفاده نکنند و نه بخواست مدرن ها برقصند و نه به علاقۀ سنتی ها بمانند و نه لخت شوند و نه قمه بزنند و نه هیجان بیافرینند و نه اشک بگیرند و … پس با چه ابزاری مداحی کنند برای شیعه و رهبران طول تاریخ آن که مورد شدیدترین و قسی ترین رفتارها قرار گرفته اند از طرف اهل سنت طبق آموزه های منبر نشینان. البته مطهری خودش استاد است و پاسخ کسانی را که به او بگویند این تغییرات تغییر زمانه است و ربطی بحکومت مذهبی ندارد خواهد ایستاد که غلط است این ادعا. و اگر روحانیان مذهب را قاطی سیاست روزمره نمی کردند و قدرت خواهی خود – بنیانگذاران را محکوم نمی کنم. تمرکزم به نتیجه است – را بنام دین تمام نمی کردند – مثل قبل از انقلاب – هیچکدام از محدودیت های این دستور العمل لازم نبود. زیرا اتفاق نمی افتاد. رقاص رقصش را می کرد و مؤمن عبادتش را و نوجه خوان نوحه اش را می گفت و مداح مدحش را و شیعه براه خود بود و سنی به ایمان خود و مثل همیشۀ تاریخ در کنار هم به احترام و اخوت زندگی می کردند. منتظر اظهار نظر مطهری در مورد دفاع از حقوق دلواپسان هستم. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)