تظاهرات “صلح برای دمکراسی” در آنکارا که به فراخوان حزب دمکراتیک خلق‌ها و همکاری سندیکاهایی نظیر DISK ، KESK ،TTIB و نهادهای دیگری برگزار شده بود، به خون کشیده شد. این حمله تروریستی و کشته شدن نزدیک به ٢٠٠ نفر در این تظاهرات، که بزرگترین حمله تروریستی تاریخ ترکیه نام گرفته است، رعد و برق در آسمانی بی ابر نبود. اما قطعا یکی از مولفه های تعیین کننده در تعمیق شکاف در جامعه ترکیه و همینطورحاکمیت در ترکیه است. در اینکه این تعرضات با هدف تغییر آرا در انتخابات اول نوامبر است، تردیدی نیست. اتحادیه های کارگری با فراخوان اعتصاب عمومی، مردم معترض و به خشم آمده با شعارهای “ما فاشیستها را می شناسیم”، “دولت قاتل ها” جواب پز دولت در “رسیدگی فوری به این جنایت”، اعلام سه روز عزای عمومی و همزمان انگشت اتهام را به سوی قربانیان این جنایات نشانه رفتن را داده اند.

شکست انتخاباتی حزب محافظه کار راست و اسلامی اردوغان در انتخابات ماه ژوئن بلافاصله به گسترش نا امنی در جامعه، تعرض وسیع و سازمانیافته دولت فاشیست ترکیه به مردم، به گسترش تعرضات تروریستی و بمب گذاری و … ترجمه شد. پس از انتخابات ترکیه شاهد تحرک جریانات اولترا راست و فاشیست پان ترکیست و دامن زدن به نفرت قومی شده است. تعرض سازمانیافته راست (فاشیست های ترکیه و ارتجاع اسلامی) در قالب “تحرکات خودجوش” به جامعه، فعال شدن انواع جریانات و باندهای رسمی و غیر رسمی فاشیست ترک و پان ترکیست ها، بمب گذاری در سوروچ، حملات دائمی و مکرر به دفاتر حزب دمکراتیک خلق و سازمانهای چپ در شهرهای مختلف از طرف سازمان جوانان حزب عدالت و توسعه، حمله به مغازه ها و منازل شهروندان کرد و فعالین سیاسی و چپ در شهرهای مختلف باز از طرف سازمان جوانان حزب اردوغان، سوزاندن کتابفروشی ها با شعار الله و اکبر، خانه گردی و فضای پلیسی و دستگیری صدها نفر از مخالفان سیاسی خود به بهانه مبارزه با داعش، مبارزه با پ ک ک و تحریکات ناسیونالیستی٬ حمله نظامی به مردم در کردستان ترکیه به بهانه شروع جنگ دوباره با پ ک ک و بالاخره حمله تروریستی به تظاهرات ده اکتبر در آنکارا، حمله به تظاهرات در دیاربکر و اعلام حکومت نظامی٬ همگی حلقه هایی از زنجیره گسترش ترور و نا امنی پس از شکست حزب عدالت و توسعه در ترکیه است.

پیام حزب عدالت و توسعه و اردوغان به روشنی این است: اگر در انتخابات پیروز نشویم جامعه را به خون و آتش میکشیم! تلاش میکنند این پیام سیاه را در بسته بندی های شیکی مانند ” مبارزه با تروریسم”، “مردم ناراضی اند”، “مردم امنیت میخواهند”، “اگر حزب عدالت و توسعه پیروز شود هیچ یک از این خشونت ها رخ نمی دهد” را به خورد جامعه بدهند.

انتخابات ژوئن، شکست حزب عدالت و توسعه و پیروزی حزب دمکراتیک خلقها با داعیه های چپ و پرچم سکولاریسم، آزادی های سیاسی، حقوق اقلیتها، به رهبری حزب دمکراتیک خلقها، اعلام نارضایتی عمومی از حاکمیت سیزده ساله متکی به سرکوب و خفقان و سوت پایان حاکمیت مطلق ارتجاع اسلامی- راست حاکم در ترکیه بود. شکست اردوغان و حزب اش در عین حال که ضربه جدی به جریانات اسلامی و راست در ترکیه زد، همزمان روزنه ای برای حل مسئله کرد در ترکیه از طریق پارلمان و انتخابات و … بود. حزب دمکراتیک خلقها با این پرچم توانست توجه بخشی از جریانات چپ و رادیکال و اتحادیه های کارگری و مردم معترض به فقر، فساد مالی، استبداد و بیحقوقی را به خود جلب کند.

شکست انتخاباتی ژوئن و برد جریانی با پرچم “حل مسئله کرد در ترکیه”، بر متن نارضایتی عمومی و همچنین بر متن معضلات پایه ای تر ترکیه در کشمکشهای منطقه ای موقعیت دولت ترکیه و اردوغان را وخیم تر کرد. در دنیای واقعی روند اوضاع و کشمکش قطبهای ارتجاع در منطقه، بر خلاف پیش بینی دولت ترکیه و عربستان و سایر متحدین شان پیش رفت. دخالت ترکیه در سوریه و تقویت داعش و انواع باندهای قومی و مذهبی، همه و همه به نقاط تاریکی در کارنامه دولت اردوغان تبدیل شد و دولت ترکیه را وارد جدالهای سیاسی و تقابلهای جدی تری کرد.

انتخابات آتی در ترکیه از این زاویه برای اردوغان و حزب اش نقش تعیین کننده ای دارد. پرچم و هویت اسلامی و راست حزب توسعه و عدالت برای بردشان در انتخابات آتی مناسب نیست. باید بیشتر از اینها به راست و فاشیسم چرخید. تعرض امروز راست حاکم اساسا به حزب دمکراتیک خلقها و پ ک ک و جریانات رادیکال و سکولار است اما رقیب اصلی حزب “حرکت ملی”، حزب راست افراطی در ترکیه، است. اردوغان برای جذب نیرو از این حزب باید به شکاف ملی دامن بزند، باید به اولترا فاشیستهای ترک میدان عرض اندام و ترور بدهد، باید نماینده تام و تمام اسلام گرایی و فاشیسم ترک شد. تعرض به حزب دمکراتیک خلق ها، آغاز دوباره جنگ با پ ک ک، دامن زدن به شکاف بیشتر کرد و ترک، باز گذاشتن دست باندهای فاشیست ترک و … برای بدست آوردن آرا حزب راست افراطی “حرکت ملی” را بدست آورد. اردوغان راهی جز تبدیل شدن به حزب اولترا فاشیست-اسلامی ترک ندارد.

اردوغان برای پیروزی در انتخابات آتی باید نمایندگی کامل عظمت طلبی، فاشیسم ترک و پان ترکیسم را هم از آن خود کند. رقیب اصلی انتخابات آتی اردوغان نه حزب دمکراتیک خلقها و جریانات چپ که حزب “حرکت ملی” است.

امروز دولت ترکیه و حزب حاکم آن عامل اصلی نا امنی و ترور و فضای رعب و وحشت، نفرت قومی و فاشیسم و ارتجاع اسلامی در جامعه اند. نا امن کردن جامعه سیاست رسمی دولت راست حاکم در ترکیه است. سیاستی که میتواند جامعه را از ترس جنگ داخلی به تمکین به هر ارتجاعی بکشاند. بمب گذاری، ترور و کشتار مردم معترض ابزار به تمکین کشاندن مردم در انتخابات آتی است.

اما این جاده یکطرفه نیست. ساکت نشدن جامعه پس از حمله تروریستی ده اکتبر، نفرت عمومی از راست حاکم و فاشیستهای پان ترکیست، اعتصاب عمومی اتحادیه های کارگری همگی حاکی از این است که ترکیه کماکان در آستانه تحولات، تقابلها و کشمکشهای جدیدی قرار دارد. جدالی که در عمق جامعه قابل حل و فصل است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)