بعد از برجام هسته ای یا همان توافق هسته ای خامنه ای در سخنرانی خود بر علیه کمونیستها حرف زد و با جعل تاریخ و بی سوادگی همیشگی اش کمونیستها رو در گذشته متهم به جاسوسی برای امریکا کرد واز سران حزب توده صحبت کرد و تلویزیون جمهوری اسلامی برنامه ای توهین امیز با پخش اعترافات دهه شصت سران حزب توده تنظیم کرد.
در ادامه رفقایی مثل سیاوش دانشور و ثریا شهابی مقالاتی نوشتند که بله ترس از کمونیسم کمر جمهوی اسلامی را خرد کرده است شبهی در جامعه در حال گشت و گذار است و حتی سران جمهوری اسلامی مثل خامنه ای این امر را تشخیص داده اند.
در ادبیات کمونیستی چند سال اخیر ما به وفور با از کاه کوه ساختن و تهییج توخالی رو به رو بودیم. ان چیز که برای همه کمونیستهای باقی مانده روشن است در درون ایران حتی یک تشکیلات نیم بند کمونیستی وجود ندارد. کوچکترین ارتباطی با طبقه کارگر نیست و اکثریت جامعه از وجود احزاب ده بیست نفری کمونیست بی خبرند.و نسل جوان معنی سوسیالیسم و کمونیسم را در لغت هم نمیداند.بازدیدکنندگان و خوانندگان سایت های کمونیستی هم خود کمونیستها هستند.این سیاست حلوا حلوا کردن دهن شیرین کردن متاسفانه سالهاست مثل شمشیر دامولکس روی سر جنبش کمونیستی است و به جای پر کردن جای خالی با توصیفات غیر واقعی قصد در روتوش کردن واقعیت دارد. در این بین البته همه به هم انتقاد میکنند ولی واقعا این انتقادها اجتماعی نیست بحث بین چند رفیق قدیمی است که امروز با هم رفیق نیستند. اپوزیسیون چپ ایران اوضاع به شدت انتزعی دارد و مبتلا به یک دن کیشوتیسم ناب است.
اما چرا خامنه ای پرونده کمونیستها یا توده ای ها را باز میکند .این یک دلیل بیشتر ندارد. جامعه ایران زیر فقر و بی کاری دارد له میشود.۹۰ درصد نسل جوان اصلا کاری ندارند. انهایی که کار دارند بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومن حقوق میگیرند این جامعه را به دیگ انفجار تبدیل کرده است. خامنه ای و تمام سران جمهوری اسلامی پیش از سرکوب کردن تهدید را پیشگیری میدانند.که اگر فردا اعتراضی شد حکم شما کمونیسم است و کمونیسم مساوی با خاوران و اعدام است. یعنی یک اعتصاب ساده هم حکم اعدام خواهد گرفت و در سالهای روبرو خواهیم دید که جمهوری اسلامی پیش به سوی گورستانیزه کردن و ساواکیزه کردن جامعه میرود.خامنه ای همان کاری را میکند که شاه و اسدلله علم و هویدا کردند موفق میشوند یا نمیشوند بحث دیگریست. امروز ترس سرنگونی مثل خوره جان خامنه ای را میخورد. جمهوری اسلامی از ترس امریکا سر میز مذاکره نرفت روسیه و چین پشت سرش بودند کار بالا میگرفت پوتین ده تا بمب اتم به اخوندها میداد .ترس رژیم از بالاگرفتن شعله دیگ سرنگونی بود. روح اجتماعی مردم ایران دیگر تحریم نمیخواست و اگر مذاکرات شکست میخورد تا عید امسال شورشهای ده برابر ۸۸ رخ میداد چون جامعه به غلط امید نجاتش را به رفع تحریم ها بسته است.اینکه ربطی به زندگیشان دارد بحث دیگری است ولی مردم عادی با انگیزه های کوچک زندگی میکنند و جمهوری اسلامی اینرا خوب تشخیص داد. الان هم برای جمع و جور کردن اقتصاد علی بابا و چهل دزد بغداد حداقل ده سال طول میکشد تا شغلی ایجاد شود تورم کنترل شود دستمزدهای متعادل شود در این ده سال خامنه ای چه کند باید پرونده سازی کند گله های حزب الله را به جان مردم بندازد و جامعه را دهه شصتی و خمینیزه کند. این دو سوی جنگ است جامعه یک سو رژیم یک سو. وظیفه کمونیستها در این جنگ نابرابر کمک به جبهه اجتماع است نه اینکه دل خودشان و جامعه را الکی خوش کنند. مردم ایران ۴۰ سال است این حرفهای دل خوش کنک را شنیده اند.شعار کافی است باید عمل کنیم و زحمت بکشیم.

علی حکمت هلند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)