1- همیشه همینطوری بوده برای ما که بجای نگاه به پشت صحنه هر چه را دیگران می گویند بلغور می کنیم. ما ایرانیان – برای معدود بارهایی است که از ضمیر”ما” بجای “من” استفاده می کنم. چون می دانم هیچ ایرانی میهن پرستی خارج از این کانتکست نیست. و الا من حقیرتر از آنم که سخنگوی مردم باشم – توافق هسته ای بدست آمده در وین را فقط و فقط و فقط از این جنبه مورد تأیید و تصویب و استقبال قرار داده و می دهیم؛ که این توافق اولاً شبح جنگ ویرانگر را موقتاً از سر ایران دور می کند، ثانیاً باعث گشایش حداقلی در کسب و کار و زندگی به فنا رفته مان می شود، و ثالثاً امیدواریم که در میان مدت باعث تثبیت دولت مدرن در سرزمین مان شود و تازه بعد از چهل سال بشویم یک ایرانی که حکومت متعارف دارد و با ثبات و رفتار قابل پیش بینی می خواهد بسمت توسعه و پیشرفت برود. اما – این اما مهم است – طبق عادت بشری – در میان ایرانی ها مضاعف هم است – اینقدر این خوشحالی سه گانه مان از توافق وین را تکرار و تکرار می کنیم یا سیاستمداران برای ما تکرار می کنند که اینک واقعاً باور کرده ایم که حرف های روحانی عین صواب است و ما دنیا را آچمز و گلباران کرده ایم. در حالیکه توافق وین فقط و فقط و فقط از نظر شکلی اهمیت دارد و خوب است و این خوبی شکلی کمترین ارتباطی به محتوای توافق که نوعی ترکمانچای مدرن است ندارد.

2- این را از این جهت مجبور شدم بگویم که می بینم بخش مؤمن و دیندار (فریب خوردگان روحانیت خشکه مقدس) جامعه ام که محتوای توافق را مورد نقد و مخالفت نقادانه و کارشناسی – در خیلی از موارد بدرست –  قرار می دهند بدجوری در تنگنا قرار داده شده اند. تا جائیکه مطبوعات شان توقیف یا مورد تهدید قرار می گیرند و خودشان مثل سربازان خیانت دیده از سوی فرماندهان شان نمی دانند به چه کسی متوسل شوند برای این وطن فروشی بی بنیاد خامنه ای. بداخلاقی های دولتی های روحانی در این روزها کم هم نیست و همه اخلاق حرفه ای را قورت داده اند و در حال توجیه گذشتۀ استراتژی غلط خامنه ای هستند با زدن احمدی نژاد هرچند نابغۀ ابله اما زیر امر مطلق فقاهت خامنه ای. چند نمونه برای مثال:

الف- معاون اول روحانی جهانگیری و وزیر نفتش زنگنه درست بلافاصله پس از امضای توافق آمده اند به صحنه و با ادبیات درشت از پاکی و بدون فساد بودن دولت شان شعار می دهند. تا جائیکه جهانگیری می گوید: “تندروان و احمدی نژادی ها باید آرزویشان را به گور ببرند که شاهد بابک زنجانی شماره دو و سه خواهند بود”. در حالیکه تا نهایی شدن توافق و امضای آن نمی توانستند با چنین لحن و اطمینانی از جلوگیری از فساد صحبت کنند و هیچوقت هم جرأت نمی کردند. زیرا فساد و بابک زنجانی و ایکس و ایگرگ در پروسۀ دور زدن تحریم ها که لاجرم بود به این سوء استفاده ها – تازه اگر برخورد سیاسی نبوده باشد –  دست یازیده اند. و هر دولت دیگری نیز که در تحریم قرار داشته باشد ناچار از همین سازوکارها برای دور زدن تحریم ها می شد و دزدی هم روی شاخش بود. کما اینکه همین الان هم 5/5 میلیارد دلار – موضوع بابک زنجانی 2 – در امارات گیر کرده و قابل دریافت در داخل کشور نبوده است. بعبارت دیگر حالا که علت اصلی فسادهای ایجاد شده – تحریم های مالی و بانکی – از میان برداشته شده آقایان شیر شده اند که بگویند ما فساد نخواهیم کرد. و تا قبل از این جرأت بگور فرستادن آرزوی فساد را نداشتند.

ب- روحانی در سخنرانی اش برای مردم چنان از شق القمر دولتش در مورد محتوای توافق وین اولاً و کردیت دادن بخودش و مذاکره کنندگانش حرف می زند که گویی با دستۀ کر و کور و لال ها طرف است. من البته حرفی ندارم اگر در حد معقول و تا جائیکه توافق بخطر نیفتد از این توافق دفاع شود. اما این پیاز داغ زیادی و بنفع خود کمی تهوع هم می آورد؛ و آدم حس می کند جامعه را ابله فرض کرده گوینده. زیرا روحانی هم خودش می داند و هم هر کارشناس متوسطی می داند که پروژۀ توافق وین از این مراحل گذشته و به این نتیجه رسیده است:

1)- رژیم در داخل قفل کرده در سال 91 و ادارۀ کشور ممکن نبوده است. لذا خامنه ای مجوز – بخوان دستور – مذاکرات محرمانه با امریکا را به شورای امنیت ملی جلیلی داده است.

2)- اطلاعات محرمانۀ تصمیم به سازش خامنه ای از طریق جاسوس دو جانبۀ هاشمی رفسنجانی (علی اکبر ولایتی) به او و از طریق او به روحانی منتقل شده تا بتوانند هر دو در تبلیغات انتخاباتی خود از این رانت بزرگ و منحصر بفرد اطلاعاتی استفاده کنند و رقبای بدون رانت را منکوب و از صحنه خارج کنند.

3)- دستور خامنه ای به حسن روحانی پس از انتخاب شامل دو محور اصلی بوده است: الف- توافق صد در صد انجام شود چون نظام – احتمالاً ایران هم . البته امیدوارم ولی مطمئن نیستم که خامنه ای هم به ایران بدون نظام اهمیتی بدهد – در خطر است.” ب- توافق بنحوی انجام شود که رهبر معظم و ام الفتنۀ سیاست در ایران  ناچار از صدور اعتراف نامۀ نوشیدن جام زهر نشود مثل رهبر فقید انقلاب آیت الله خمینی.

4)- همۀ دو سال مذاکره هم دقیقاً برای این طول کشیده که هیئت ایرانی بتواند جام زهر را طوری بزک بکند در لابلای کلمات و واژه ها و جمله ها و صفحه ها و ماده ها و بند ها و ضمیمه ها و حقوق و ادبیات و هر ترفند ممکن دیگری که برداشت غیر کارشناسی و ظاهری توافق نتواند آن را یک شکست و عقب نشینی و وطن فروشی جلوه دهد. و حالا این اتفاق افتاده و ما توافقی داریم که ظاهرش کاملاً پاستوریزه بزک شده ولی عمقش همان تسلیمی بوده که جز آن به توافق منجر نمی شد.

5)- اینکه روحانی مدعی شود که کاری کرده کارستان و شش قدرت جهانی را منکوب کرده و برای ایران آبرو خریده و تنها کشوری است که سازمان ملل را تسلیم منطق خودش کرده و از این قبیل “من آنم که رستم بود پهلوان” ها؛ زیادی توی ذوق می زند و نه لزومی دارد و نه واقعیتی. زیرا هیچ کشوری رهبر احمقی مثل خامنه ای ندارد که اول کشور را به لبۀ پرتگاه ببرد و بعد که با موتور خاموش و با هول و یا علی مدد همۀ ملت آن را از افتادن قطعی به دره کمی عقب کشید هلهلۀ ما پیروز شدیم سر بدهد . چون بقیۀ کشورهای متعارف جهان خودشان را دچار چنین مخمصه ای نکرده اند و نمی کنند که حالا بتوان ایران را با آن ها مقایسه کرد. تازه بعد از این همه بند بازی نصف حقوقی را بدست آورده ایم که داشتیم و همۀ کشورهای جهان همه اش را همیشه داشته اند. نگاه کنید به ممنوعیت پایدار صدور های تکنولوژی به ایران و اثرات مخرب تا ابد مدتی که در توسعۀ کشور برجای خواهد نهاد. این در حالیست که هیچ کشوری در دنیا بغیر از کرۀ شمالی تحت هیچ نوع تحریمی چه های باشد یا لو قرار ندارد.

3- در خاتمه باز تأکید می کنم که من ناچار این موضوع را نوشتم تا اولاً “هویی” باشد در جواب “های” های روحانی و دولتش تا ترمز نبرند و حواسشان به کارشان – تازه شروع شده و باید پاسخ ملت و وعده ها را بدهند – باشد. ثانیاً اظهار همدردی باشد با اعتراض درست مؤمنان و منتقدان و مخالفان توافق که توسط خامنه ای دور زده شده و خیانت دیده اند. و ثالثاً گفته باشم که این توافق از نظر محتوایی جز یک ترکمانچای قرن بیست و یکمی چیزی نیست. و الا هنوز هم از روحانی و تیم مذاکره کننده و جواد ظریف سپاسگزارم که مذاکرات را در بسته بندیی پیش بردند که غرور ایرانیان غیر کارشناس و معمولی هم زیاد جریحه دار نشود، و حماقت خامنه ای را طوری آراستند که حداقل در ظاهر یک گل مشکوک هم ایران زده باشد با حفظ بی ثمر حق غنی سازی اورانیوم؛ در مقابل گل های فراوان حضور و بازرسی های ریز بیگانگان در ایران بمدت 25 سال. و البته از این به بعد هم از روحانی و ظریف و هر که حمایت خواهم کرد اگر سیاست هایشان برای عرفی کردن و متعارف کردن حکومت ایران باشد و نه منویات ایدئولوژیک خامنه ای. چون خامنه ای یک رهبر متوهم و جاه طلب بی مسئولیت و مخرب است. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)