اینان کیستند؟

که هم از فقر می نالند

و هم از فرق

bcvte65

زنانی که تولید می کنند ثروت را

در کشتارگاه های مدرن.

وقت و بی وقت

از سحر تا بوق سگ

عرق می ریزند

تا از شیپور فزاینده مرگ

ذره ای دورتر شوند

و دمی نه چندان آسوده

استشمام کنند از زندگی

چه می خواهند؟

که اینگونه استوار

پس در پس

شانه به شانه ایستاده اند

و فریاد کنان می درند

سکوت را

خواهان پایان دادن

به حقکشی و ناهمتایی اند.

خواهان حقی برای زیستن

جایگاهی برای بودن

و بستری برای شدن

نه در میان حصارها

نه در میان تعاریفی پوسیده

و نه در بندِ

خانه ای بدون پنجره!

چرا بدین گونه می نگرند؟

با چهره هایی غمگین

عبوس و خشمگین

و چشمانی درخشان

همچون ستاره

چون پیش روی شان نیست

دریچه ای جز تاریکی

و شبی طولانی

که هر دم فرو می ریزد

بر وجودشان

آوار سهمگین ظلم و ستم

           حقارت و خشونت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)