مادرم وقتی در اوایل دهه ۱۳۴۰ تو آبادن کارمند شرکت نفت شد، تو فرم استخدام — اونجا که پرسیده بودن مذهبش چیه — نوشته بود به هیچ دینی اعتقاد نداره. یا چیزی تو همین مایه ها. مادرم نیمه آمزیکایی بود و بیشتر عمرشو آمریکا زندگی کرده بود و نمی دونست این چیزا تو ایران می تونه مایه دردسر بشه. انقلاب که شد پرونده همه رو زیر و رو کردن تا افراد «وابسته» به رژیم سابق رو شناسایی و اخراج کنن. منجمله ساواکی ها و بهایی ها. پرونده مادرمو نگاه کرده بودن و فکر کردن چون نوشته بود مدهب نداره لابد بهاییه و مخفی کرده. بخاطر همین دار و ندارشو مصادره کردن و پول بازنشستگیشو نمی دادن. مادرم مجبور شد برای دفاع از خودش این نامه رو بنویسه. این فقط یه مورده. چندین هزار نفر دیگه تو پاکسازی ها همه چی رو از دست دادن.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)