مدرسه فمینیستی: بیست و ششم ژانویە برای کوردها روزی تاریخی و شادی بخش است. کوبانی پس از چهار ماه جنگ و محاصرەی داعش، وحشتناک ترین گروه تروریستی معاصر، بدست مبارزان مقاوم و خستگی ناپذیر یگانهای مدافع زن و یگانهای مدافع خلق آزاد شد. دستکم در دنیای مجازی، کوردی را نمی توان یافت کە شادمان نباشد.

پوستری از جان باختگان راه آزادی بە چاپ رسیدە کە تعداد زیادی از زنان و مردان شهید را نشان می دهد. تعداد زنان شجاعی کە در میان مردان شجاع این پوستر، همگی در راه آزادی کوبانی جان دادند، را نشمردەام اما نسبت هرچە کە باشد، کمترین شکی در برابری در شهامت و شجاعت و ایثار و توانایی شان نیست.

حال نوبت زندگی، سازندگی و برابری عملی در همەی عرصەهاست. اکنون مهم این است کە «برابری» و یکسانی در شهامت و جنگ و «مرگ» را بە «برابری» واقعی و عملی در «زندگی» تبدیل کرد. التهاب جنگ بزودی تمام خواهد شد. اینک ما کوردها باید بتوانیم شعار و شعور را یکجا کنیم.

اگر مقاومت کوبانی و بە ویژە میزان بالای مشارکت زنان کورد در این مقاومت خیرە کنندە بودە و کاملا برهم ریزندەی استریوتایپی است کە از زنان خاور میانە بە عنوان زنانی سرکوب پذیر ارائە شدە است، اما انقلابی در وضع زنان صورت نخواهد پذیرفت مگر اینکە زن کوبانی اثبات کند کە مشارکت در جنگ پایان راه نیست! زن کوبانی باید ثابت کند کە زن آگاه پس از جنگ (مشارکت در خطرناک ترین بخش عرصەی عمومی ) بە خانە (عرصەی خصوصی) باز نخواهد گشت و مدیریت تمام دستاوردها رابر خلاف انقلاب ها و مقاومت های پیشین دنیا، بە مردان واگذار نخواهد کرد.

جامعەی کوبانی طبق مقالەای کە خانم پخشان عزیزی از قامیشلو نوشتە، تا همین چند سال پیش وضع بسیار وحشتناک و اسفباری از نظر برخورد با زنان داشتە است. شهری فقیر با بافت کاملا سنتی و عشایری کە دختران جوان دوازدە تا پانزدە سالەی عشایر این سوی مرز بە دیگر عشایر آنسوی مرز در ترکیە فروختە می شدەاند! زنانی کە از کمترین حقی برخوردار نبودەاند.(۱) براستی باید اذعان کرد کە احزاب ی. پ. گ (یگانهای مدافع خلق) و ی. پ. ژ  (یگانهای مدافع زن) کار بزرگی کردەاند تا زنان کوبانی از زنانی کاملا عشیرتی و تحت ستم بە قهرمانانی بسیار نترس تبدیل شوند. زنانی کە داعش وحشتناک را بە پشیزی نشمردە و شجاعانە بجنگند.

اکنون مهم این است کە این فنر کشیدە شدەی یک فرهنگ مرتجع کاملا مردسالار با پایان جنگ و اتمام حالات اورژانسی و احساسی جنگ/انقلاب بە حالت قبلی خود برنگردد. بالشخصە بعید می دانم یا حداقل بسیار خوشبین و امیدوارم کە چنین اتفاقی نخواهد افتاد. با قدمهای نسبتا خوب، هر چند نە ایدەآلی، کە در راه برابری حقوقی در کانتون جزیرە برداشتە شدە، سعی شدە مسئلەی برابری حقوق زن و مرد قانونی شود. از سوی دیگر زنان از سهمیەی بالایی در احراز پست های اداری و سیاسی برخوردار شدەاند و سیستم رهبری بە صورت مشارکتی (هاوسەرۆک) در آمدە است. بدین معنا در هر سیستم رهبری یک زن و یک مرد هست. اینکە آیا واقعا قدرت زن برابر با قدرت مرد است یا نە امریست کە هم باید از نزدیک تحقیق و مشاهدە کرد و هم اینکە سیر حوادث آیندە آنرا مشخص خواهند کرد. از سوی دیگر تجربەی کانتونهای رۆژئاوا (کوردستان واقع در سوریە) بسیار جوان است و هنوز زود است کە دمکراتیک بودن واقعی آن را محک زد. چنانچە با گذشت چند سال فقط تعدادی نام آشنا پست های مدیریتی را قرق نکنند و شاهد چرخش پست ها و بە میدان آمدن احزاب و چهرەهای جدید سیاسی باشیم، می توان گفت کە کوردها بە شعار دمکراسی خواهی خود پایبند بودەاند.

بدیهی است ادعای تحقق برابری جنسیتی فقط با جنگیدن زنان و تنظیم قوانین در لابلای کاغذها میسر نخواهد شد. عملی کردن قوانین خوب و رفع معایب آن، و نیز ورود جدی زنان کورد بە عرصەی قلم و فرهنگ و تولیدات فکری و تئوریک بدون محدود شدن بە مرزی کە مردان تعیین کنندەی آن باشند یا بدون نمایندگی و سخنگویی مردان از طرف زنان، بسیار بسیار ضروری و حائز اهمیت است. اگر چنانچە زنان این خطە خواهان تحول و انقلابی در فمینیسم خاورمیانەاند باید بتوانند کتابخانەی فمینیسم را هم تحت عنوان هر نام ترجمە شدەای برای فمینیسم (ژنۆلۆژی یا …) با قلم و فکر خود زنان غنی کنند.

پانوشت:

(۱) کوبانی، انقلابی در انقلاب دیگر. پخشان عزیزی

http://nnsroj.com/fa/article.aspx?id=8009&ID_map=29&outhorID=233

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)