به فرمان دولت تدبیر و امید و البته اعلام مشاور اقتصادی و سخنگوی دولت آقای کریم نوبخت، نان به عنوان غذای پایه خانواده های کارگری و توده های محروم مردم، از روز دوشنبه ۱۰ آذر، ٣۰ درصد افزایش پیدا کرد. و این در حالی است که بر اساس قیمتهای اعلام شده، مشخص شده است که قیمت آن نه ٣۰ درصد، بلکه ٣۴ درصد افزایش یافته است.

این کالا به ویژه در سال های اخیر به دلیل گرانی برخی از اقلام خوراکی و مورد نیاز مردم مثل گوشت قرمز و سفید، برنج، حبوبات، سبزیجات، میوه و … و حذف یا کاهش شدید مصرف آن ها در بین مردم کارگر و غذای روزانه آن ها، بیش از پیش به رکن اصلی و اساسی سبدغذایی کارگران و اقشار کم درآمد مردم تبدیل شده و در واقع منبع اصلی ــ اگر نه تنها منبع ــ تامین کالری خانواده های کارگری را تشکیل می داده است.

نان همواره ساده ترین و سهل الوصول غذا در میان غذاهای ایرانی به حساب می آمده و به قول معروف قوت غالب کارگران و زحمتکشان شهر و روستا را تشکیل می داده است. تا آن جا که به تمثیل، دعوت به “یک لقمه نان و پنیر”، معمولاً حکایت از دعوت به غذایی ارزان و قابل دسترس و در عین حال خودمانی داشت.

دولت ها معمولاً برای پایین نگهداشتن سطح عمومی قیمت ها و بالا بردن قدرت خرید مردم، به برخی از کالاهای اساسی، از جمله نان، یارانه اختصاص می دهند. حذف یارانه نان به عنوان یکی از کالاهای اساسی مردم و گران شدن آن، علاوه بر تشدید فشارهای اقتصادی به کارگران و زحمتکشان جامعه و خالی تر کردن سفره های بی رمق آنان، هزینه های خانوادهای کم درآمد شهری و روستایی را به مراتب افزایش خواهد داد.

لازم به یادآوری است که بر اساس محاسباتی که به هنگام تصویب رقم دستمزد کارگران برای سال ۹۳ انجام شد، خوراکی‌ها حدود ۴۰ درصد از سبد معیشت خانواده‌های کارگری را به خود اختصاص داده اند. لذا گران شدن نان و حذف یارانه آن، به مشکلات اقتصادی و معیشتی کارگران، که ناچارند با دستمزد ۶۰۹ هزار تومانی، زندگی خود و خانواده‌های شان را اداره کنند اضافه کرده و به سهم خود تبعات جنبی زیانباری را بر زندگی و معیشت آنان خواهد گذاشت.

نان

واقعیت این که با توجه به سهم ۲۰ تا ۲۵ درصدی قیمت نان در سبد هزینه کالاها و اقلام خوراکی خانواده های کارگری واقشار کم درآمد، افزایش ٣۰ درصدی نان می تواند به افزایش ۴/۲ درصدی کل هزینه های این قبیل خانوارها منجر شده و به سهم خود فشار مضاعفی به لحاظ اقتصادی به آنان وارد نماید. و این در شرایطی است که بر اساس محاسبات و یکسری آمارها، یک خانواده کارگری با حداقل دستمزدی معادل ۶۰۹۰۰۰ تومان، تا چهار مرتبه زیر خط فقر زندگی می کند.

بگذریم از این که چنین افزایش قیمت هایی تنها در همین سطح و همین محدوده باقی نمانده و به نوبه ی خود بر روی بسیاری دیگر از کالاها و اقلام مورد نیاز اقشار و طبقات کم درآمد و محروم جامعه تأثیر خواهد گذاشت و هزینه های جانبی عدیده ای را نیز متوجه آن ها خواهد کرد.

درچند ساله اخیر قیمت نان به عنوان یکی از کالاهای اساسی جامعه و غذای روزانه ی اکثریت قریب به اتفاق کارگران و مردم به جان آمده، همواره دستخوش افزایش قیمت بوده و به سهم خود همچون باری بر شانه های نحیف آنان که علی العموم در زیر خط فقر زندگی می کنند سنگینی می کرده است. به طوری که تنها در سال ۹۰ قیمت آن ۲۵ درصد (سنگک از ۴٠٠ به ۵٠٠ تومان، بربری از ٣٠٠ به ٣٧۵ تومان، نان لواش از ١٠٠ به ١٢۵ تومان و نان تافتون از ٢٠٠ به ٢۵٠ تومان) افزایش داشته است.

در خرداد ماه سال ٩١ نیز مجددا بر قیمت انواع نان بین ۲۰ تا ۵۰ درصد (نان سنگک از ۵۰۰ تومان به ۶٠٠ تومان، بربری از ۴۰۰ تومان به ۵٠٠ تومان، تافتون از ۲۰۰ تومان به ٣٠٠ تومان و لواش از ۱۲۵ به ١۶٠ تومان) اضافه شده و همراه با گرانی سایر مایحتاج عمومی، فشار مضاعفی را به لحاظ اقتصادی به طبقه کارگر تحمیل کرده است.

با افزایش ٣۴ درصدی بهای این کالا در روزهای اخیر، قیمت انواع نان به شرح زیر اعلام شده است: نان سنگک ٨٠٠ تومان، بربری ٧٠٠ تومان، تافتون ۴٢۵ تومان و لواش ٢٢۵ تومان. به این حساب می بینیم که از سال ۹۰ تا به امروز قیمت نان سنگک دو برابر! بربری و لواش ۴/۱ برابر و تافتون ۵/۱ برابر شده است.

براساس قیمت های اعلام شده، اگر یک خانواده ۵ نفره ی کارگری روزانه (صبحانه، نهار و شام) تنها ٨ عدد نان سنگک بخورند، باید در هرماه فقط بابت خرید نان، نزدیک به دویست هزار تومان از درآمد خود را هزینه کنند. به عبارت دیگر یک سوم حداقل حقوق ۶۰٨۰۰۰ تومانی کارگران را باید صرف فقط و فقط نان شود. نان خالی!

و تأسف بار این که همه ی این فشارها و تضییقات درست در شرایطی، تنها با یک فرمان از جانب دولت تدبیر و امید صادر شده و به مرحله اجرا گذاشته می شوند که فقر و فلاکت و گرسنگی و بیکاری و اخراج و دستمزدهای زیر خط فقر و البته پرداخت نشده و به بالاترین حد ممکن در طول ٣۵ ساله بعد از انقلاب رسیده و به روندی روزانه و معمولی تبدیل شده است.

دولت “تدبیر و امید” و کارشناسان اقتصادی آن (همچون آقای نوبخت) درواقع دیواری کوتاه تر از کارگران و توده های مردم محروم و به جان آمده ی جامعه پیدا نکرده اند و برای رتق و فتق مسائل و حل مشکلات اقتصادی کشور، رفع معضل کاهش قیمت نفت و کسری بودجه ی مملکت و …، حتی به ته مانده های سفره ی کارگران چنگ انداخته و از آن می زنند. مگر توده های مردم کارگر و خیل عظیم محرومان و گرسنگان جامعه در تقسیم سرمایه های به یغما برده از ماحصل کار کارگران و سودهای افسانه ای ِ انباشت شده در دست های حضرات سرمایه دار، قاچاق کالاهای مجاز و غیر مجاز و اختلاس های نکبت بار و نجومی آنان ــ که هر از چندگاهی خبر آن به نحوی از انحاء به گوش مردم ایران و جهان می رسد ــ و … نقش و سهمی داشته و دارند که هر زمان که اوضاع بر وفق مراد نیست و بحران های اقتصادی تشدید می شوند و … کارگران و اقشار محروم و کم درآمد مردم باید جور آن را بر دوش کشند و کمبودها و نارسایی های آن را تحمل نمایند؟

اگر قرارباشد که در طی سال قیمت ارزاق عمومی، کالاها و خدمات مورد نیاز مردم، چند بار و هربار به بهانه ای، افزایش یابند و بر گرده مردم و طبقه کارگر سنگینی کنند، پس دستمزد کارگران نیز باید چند بار افزایش یافته و با گرانی کالاها و خدمات هماهنگ شوند. دلیلی ندارد که اقلام ضروری و مورد نیاز مردم سالی چند بار و در چند مرحله اضافه شود، اما دستمزدهای کارگران سالی یکبار ــ آنهم به مقداری حتی کم تر از نرخ تورم ساختگی و اعلام شده ــ تعیین شوند.

دولت “تدبیر و امید” و کارشناسان اقتصادی آن مثل آقای نوبخت هم بهتر است به جای اجرای برنامه های نمایشی و تحقیر آمیزی چون اهداء سبد کالا ــ که سال گذشته، به اصطلاح برای ترمیم فقر و فلاکت مفرطی که دامنگیر بخش های وسیعی از جامعه شده بود، به مرحله اجرا درآمد ــ دستمزدهای واقعی کارگران را که هیچ چیز جز ماحصل کار و تلاش خود کارگران نیست به آنان بدهد و دست از سرکارگران و سفره های خالی آنان بردارد. دولت “تدبیر و امید” بهتر است که برای بازسازی و ترمیم خرابکاری های ساخته و پرداخته دست سرمایه داران، با نان مردم بازی نکند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)