…مانند دانشجوی شاهرودی که اغلب از سلف دانشگاه تغذیه می کند.در روزهای تعطیل قوت غالبش تخم مرغ و گوجه، تخم مرغ و سوسیس، تخم مرغ خالی و املت(تخم مرغ+رب) می باشد.گاهی او را می بینی که کوله اش روی دوشش،هدفون در گوشش، قوز کرده و بیابان های پردیس را گز می کند.گاهی هم به تاخت در بیابان ها می دود که یا از سرویس دانشگاه جا مانده یا مثل مورد چند شب پیش که؛ مراسم جشن عید غدیر را برگزار کرده بودند.بعد از مراسم، پذیرایی با شیرکاکائو و کیک یزدی انجام می شد.در این میان دانشجوی دلاوری با شیرجه ای جانانه جعبه ی کیک یزدی را از دست برادر بسیجی می قاپد و در بیابان های پردیس متواری می شود.خبر ها حاکی از آن است که این دانشجو تا مدت ها از کیک یزدی تغذیه می کرده است…
داشتم می گفتم؛ جاندار بعدی که زیستگاه اش پردیس است، استاد شاهرودی است.تقریبا تمامی اساتید شاهرودی جان به عزراییل قسطی می دهند چه برسد به نمره…! گونه ای نادر در بین این اساتید وجود دارد که از سیگار تغذیه می کند.بله، درست خواندید؛ تغذیه می کند.چنانکه در فاصله ی چند صد متری به خاطر بوی ناشی از این جاندار، امکان عبور و مرور برای آدمی سلب می شود.گونه های دیگری نیز چون خرگوش و رطیل و یوزپلنگ ایرانی و گورخر آسیایی نیز وجود دارد که نسلشان با وجود دو گونه ی ذکر شده، در حال انقراض است.مجموعه ی بیابانی پردیس سه بخش یا به عبارتی ایستگاه دارد و سرویس دانشگاه در این سه ایستگاه توقف می کند.دانشکده های IT،کامپیوتر، برق و رباتیک در ایستگاه اول، مکانیک، مکاترونیک،عمران و ریاضی در ایستگاه دوم و در نهایت خوابگاه ها و سلف پردیس در ایستگاه سوم است….من و امیر از تهران که راه افتادیم به سمت شاهرود، هرجا اسم هایی مثل «مکانیک»،«مکانیکی»،«اصغر مکانیک!» و اسم هایی از این دست می دیدیم، ذوق مرگ می شدیم و می خواستیم از اتوبوس پیاده شویم و برویم داخلش…! در نتیجه در ایستگاه دوم، وقتی«مهندسی مکانیک» را روی ساختمان دانشکده دیدیم،خرذوق گشته و با چند صد کیلو بارمان از سرویس پایین پریدیم…! وقتی از این حالت روحانی-خر ذوقیت- خارج گشتیم،فهمیدیم اشتباهی پایین پریدیم و حالا باید این چند کیلومتر(!) تا ایستگاه سوم را پیاده برویم.و دمار از روزگارمان درآمد تا رسیدیم به خوابگاه…سه ساختمان سه چهار طبقه به نام های بصیرت، ولایت و هدایت…ما چپیدیم تو ولایت…من و امیر هم اتاقی بودیم…اتاق 203…اتاقی متوسط الحجم، دارای یخچال و چهار تخت و چند تا کمد و جاکفشی و بالکن و….
وقتی وارد اتاق شدیم،متوجه شدیم که دو نفر دیگر این اتاق، قبل از ما آمده اند و……

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)