برگرفته از: ف.م. سخن

دِ بیا! عجب تیتر روشنفکر پسندی شد! حالا چه جوری متنی مناسب برای این تیتر جور کنیم؟ به امید خدا شروع می کنیم بل‌که از توی آن چیزی در بیاید.

اول خطاب مان را می گذاریم، شرکت کنندگان در اجلاس غیرمتعهدها. نه بابا! این ها را ول کن! مگر فیلم را ندیدی؟ (فیلم را برای کسانی که ندیده اند در زیر می گذارم تا ببینند). یک مشت آدم مسخره که معلوم نیست از کجا آن ها را پیدا کرده اند، جمع شده اند دور هم. یارو عرب است می گوید نو انگلیش، نو فارسی، نو عربی! آن یکی که از لبنان آمده بعد از یک ساعت نو انگلیش گفتن و برّ و برّ نگاه کردن به مصاحبه‌گر، می گوید بیا فارسی صحبت کنیم! معلوم نیست این ها کارشناس سیاسی اند یا یک مشت خُل و دیوانه. آن وقت بیایم خطاب به این ها بنویسم؟! نُچ! ما که داریم زحمت مان را می کشیم، یک دفعه می نویسیم خطاب به مردم جهان. بعله. همه هم نشسته اند دارند چیزی که ما می نویسیم را می خوانند.

از این جا هم آغاز می کنیم که ما ملتی احساساتی هستیم و اشک مان دم مشک مان است. بعد می گوییم، آی ملت های جهان! نه که ما خیلی مظلومیم و نشسته ایم سرمان توی کارِ خودمان است، این اسرائیل غاصب که ما بزودی او را از جغرافیای جهان محو خواهیم کرد بیخودی می آید ما را انگولک می کند و به دانشمندان ما شربت شهادت می خوراند. به جان شما نباشد به جان رهبران تان، ما یک گوله هم تا حالا بی هدف در نکرده ایم و هیچ اسرائیلی فلان فلان شده ای را به درک نفرستاده ایم و هیچ امریکایی پست و رذلی را روانه ی جهنم نکرده ایم. شما ها اگر راست می گویید بیایید نشان دهید که ما یک بمب ترکانده ایم یا به کسی داده ایم که بترکاند و مثلا صهونیست های بی شرف را در اتوبوسی، دیسکوتکی، جایی، دسته جمعی از بین ببرد. ما بعدها هم قصد نداریم بمب اتم درست کنیم، و تازه درست کنیم، “آقا” گفته است استفاده از آن حرام است و ما به نظرم زحمت بیخودی می کشیم و برای از بین بردن اسرائیل و فرستادن مردم اسرائیل به آلاسکا که نیاز به بمب اتم نیست. بهشان می گوییم، خودشان مثل بز راه می افتند می روند.

این هم از این. شروع بدی نشد. نکته ی بعدی نشان دادن مظلومیت ما به جهانیان است که دشمنان به آن با تحقیر، “مظلوم‌نمایی” می گویند (خاک بر سرشان). این نشان دادن مظلومیت، با پرده برداری شهید رجایی عزیز ما شروع شد که وسط سازمان ملل، کفش و جوراب اش را کند و کف پای ترک خورده اش را در معرض دید جهانیان قرار داد. خیلی خوب کاری بود و همه متاثر شدند و الان هم همه ی مردم جهان آن کف پای مظلوم را به یاد می آورند و زار زار گریه می کنند.

و اما می رسیم به تفسیر نشانه شناسیک (با اجازه از محضر استاد محترم جناب داریوش آشوری) تصاویر منتشر شده از اتومبیل های شهدای هسته ای. اولا این اتومبیل ها همه شان ساخت ایران است و خیلی خوب اتومبیل هایی هستند و به هیچ وجه خود به خود آتش نمی گیرند و سر پیچ ها لنت نمی چسبانند و آدم را معلق نمی کنند و اِر بگ شان هم همیشه موقع تصادف به موقع باز می شود و اصلا و ابداً آن چیزی که در مستند شوک نشان دادند صحت ندارد که اِر بگ راننده اصلا باز نمی شود و اِر بگ شاگرد همچین باز می شود که دل و روده ی شاگرد در اثر ضربه می آید توی دهنش. این از شرح ماشین ها. یعنی می خواهیم بگوییم، اگر اسرائیل پدر سگ، شهدای ما را شهید نکرده بود، آن ها امکان نداشت روزی روزگاری در جاده ای جایی خودشان شهید شوند. گفتیم این را گفته باشیم تا دشمنان بعدها حرف مزخرف نزنند.

بعد می رسیم به نحوه ی نمایش دادن این شهدا. اولا همه چیز در ایران ما روی داربست بنا می شود. یعنی از سبزه و گلدسته و چراغ های رنگی رنگی موقع جشن نیمه شعبان و تولد و ختنه سوران تا طاق نصرت و درگذشت ناگهانی جوان ناکام و ورود سر افرازانه ی حاج آقا و حاج خانم از مکه مکرمه یا کربلای معلا، خلاصه صنعتگران ما با شش تا لوله و چهار تا بست (۴) همچین برای شما همه چیز را راست و ریس می کنند که حظ کنید. این اتومبیل ها و پلاکاردهای بغل آن هم با همین داربست ها به جایگاه رفیعی که ملاحظه می فرمایید دست یافته اند که خدا داربست زنندگان را خیر بدهد. من حاضرم قسم بخورم که موقع درست کردن موشک هم، “اصغر لوله”، بغل موشک، هشت طبقه داربست می زند تا دانشمندان موشکی ما بتوانند روی “한국의 민주주의 인민 공화국에서 만든” (ساخت جمهوری دمکراتیک خلق کُره) را رنگ بزنند و موشک ما ملی شود.

حالا دشمنان نیایند بگویند اگر پلاکارد مرگ بر اسرائیل را یک باد فزرتی بُرد (۱ و ۵)، یا شهید عزیز گران‌قدر ما دوباره بر خاک افتاد (۲ و ۶) این ها (یعنی ما ایرانی ها) بی عرضه اند و لیاقت شان همین است. حتی ممکن است ذره بین بیندازند که ببینید این ها عرضه ندارند یک پله ی درست و حسابی درست کنند (۳) که یارو یک وقت پایش نگیرد با مغز زمین بخورد و یک جور دیگر شهید شود، بعد می خواهند موشک هوا کنند و انرژی اتمی تولید نمایند. بدبخت ها نمی دانند که ما داریم این جوری گول شان می زنیم و دختر بچه ی شانزده ساله ما که الان باید بیست سال اش شده باشد در آشپزخانه ی منزل اش انرژی اتمی تولید می کند این هوا [دست ها از بغلْ باز به اندازه ی شانه های رضا زاده] و کاری به این حرف های چرند که طراحان جنگ روانی آن ها را مطرح می کنند ندارد.

و بالاخره این ندای مظلومیت کودک خردسال است (۷) که از زبان و دهان آیت الله خامنه ای و آقای احمدی نژاد بیرون می آید و شما ها چقدر پستید که این بچه را بی بابا کردید. ما هزار و چهارصد سال است که بچه های قهرمانان مان را این صهیونیست ها و بهایی ها و بی دین ها بی بابا می کنند و ما خودمان در روضه ها شنیده ایم که در روز عاشورا چقدر بچه ها بابا بابا می کردند و جنایتکاران صهیونیست بهایی باباهای آن ها را همین طوری بیخودی می کشتند.

باری، این بود تفسیر نشانه شناسیک ما از تصاویر اتومبیل های شهدای هسته ای که امیدواریم جهانیان را همچین حسابی تکان دهد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)