تاثير مخرب حوادث عراق بر توافق هسته اي

به نظر مي رسد اجماع جهاني عليه مالكي شكل گرفته و لااقل تمام سياستمداران موثر جامعه جهاني همصدا با سياستمداران معتبر عراقي متوجه مختصات نزاع در عراق مي باشند. 
بدين اعتبار تبليغات نوري المالكي كه هر مخالفي را داعش مي خواند چندان خريداري ندارد جز رسانه هاي فارسي متاثر از اين تبليغات سنگين كه به نظر مي رسد چندان ميلي به اعتراف به در افتادن بدام جهل و فريب ندارند كه البته ميتواند مبلغ جنگ مذهبي و تغيير عرصه سياسي در عراق نيز باشند چرا كه عمده نيروي بالقوه حامي جبهه نوري المالكي ايرانيان مي باشند. 
فارغ از اين احتمالات امروز عراق عرصه قيام مسلحانه نيروهاي سياسي و شناخته شده ايست كه با انگيزه ساقط كردن نوري المالكي آنچنان مصرانه پيش مي تازند كه حتي تقابل با تروريستهاي داعش را موكول به پس از سقوط نوري المالكي كرده اند. 
اما ارتباط اين حوادث با ايران از ابعاد متعدد قابل بررسي است. 
از بعد بررسي كارنامه رسانه هاي فارسي در اين بحران تا باورهاي مذهبي ايرانيان.
از آسيب هايي كه حاشيه اين بحران متوجه سلامت روان جامعه نموده تا ساختار سياست داخلي جناحهاي حاكم. 
و البته در اين مقال اشاره به تاثير اين ناآرامي ها در روند پرونده هسته اي مقصود مي باشد. 
كساني متاثر از پذيرش تقابل دولت نوري المالكي با داعش بعنوان چينش عرصه جنگ جاري در عراق ، حتي اين پرسش را طرح نمودند كه آيا ايران همراه و همكار آمريكا در عراق ورود خواهند كرد؟!
البته اين پرسش پس از آشكاري حقايق جاري در عراق خود بخود بي مورد به نظر مي رسيد اما باراك اوباما با اظهاراتش صريحا موضع خود را مشخص كرده و اين احتمال را نفي نمود. در اين راستا ايران را نيز براي يك تصميم درست و هماهنگ با خواست جامعه جهاني فرا خواند.
اينك كساني كه اميدوار بودند كه همكاري ايران و امريكا بتواند تاثيري مثبت در حل پرونده هسته اي بگذارد از بررسي جوانب اين تصورات خلاص شده اند!
اما به نظر مي رسد بدبيني رييس جمهور آمريكا در مورد رفتاري كه ايران در قبال عراق خواهد داشت ،فراتر از نگراني هايي در منطقه ،تبديل به يك نگراني بين الملي شده است. 
از كنگره صداهايي هشدار دهنده بلند است كه جمهوري اسلامي را بي تقصير در تصميمات نوري المالكي نمي دانند و همانگونه كه انتظار مي رفت اگر چه جمهوري اسلامي بصورت فاحشي به صحنه نزاع وارد نشده ولي با حمايت علي الحساب از نوري المالكي خود را درگير در تقابل ديپلماتيك كرده است. 
فراتر از اينها اگر نگراني ها درباره انرژي هسته اي ايران معطوف به كاربرد تسليحاتي آن بوده با توجه به نقشي كه جمهوري اسلامي از لبنان تا سوريه و اينك عراق بازي كرده شرايط بسيار پيچيده تر شده است. 
چشم انداز حوادث عراق و ترس از نزاعي مذهبي در خاورميانه كه ايران يكي از نيروهاي اصلي درگير در اين نزاع احتمالي مي باشد اين باور را تقويت مي كند كه سلاح هسته اي نقشي كليدي در مختصات توازن جبهه ها ايفا خواهد كرد و لذا به جز تهديدات عليه موجوديت اسرائيل انگيزه قدرتمند ديگري براي حركت جمهوري اسلامي بسوي سلاح هسته اي رصد مي شود.
از سوي ديگر الگوي عراق ، نمايانگر تزلزل حاكميتي بوده كه حمايتهاي بيدريغ تسليحاتي و كمكهاي بين المللي را داشت اما در طرفه العيني ساختار آن در هم شكست. اين خود احتمال تكرار چنين سناريويي را ولو اندك در ايران ، بروي ميز مي آورد و بدين واسطه احتمال پذيرش گستردگي تاسيسات تكنولوژي هسته اي در ايران كمتر و سختگيرانه تر خواهد شد.
از ياد نبايد برد انگيزه پذيرش امكان مصالحه با ايران بر سر انرژي هسته اي از سوي جريانات سياسي قدرتمندي در كشورهاي غربي ، جايگزين نمودن پيشبرد مطالبات حقوق بشري با ابزار تحريم بوده كه بتوانند با كنار نهادن پرونده هسته اي و كنترل ايران در اين موضوع و پس از آن، شرايط نابسامان حقوق بشري ايران را كمي بهبود بخشند.
اينك در شرايط نابسامان امنيتي در منطقه و البته همسايگي ايران، طرح مطالبات حقوق بشري براي ايجاد شرايطي مطابق با استانداردهاي جهاني نمي تواند چندان حمايت افكار عمومي جهان را معطوف بخود كند. 
لذا لااقل تا برقراري آرامش و ثبات نسبي در منطقه و دفع خطر قطعي تروريسم، چنين انگيزه اي براي مصالحه بر سر پرونده هسته اي نيز كمرمق خواهد بود. 
مي توان جزيي تر نيز بر تاثير اتفاقات عراق در پرونده هسته اي به بحث نشست اما آنچه بعنوان نتيجه از آن حاصل مي شود ، بي ترديد كاسته شدن از انگيزه مصالحه نيروهاي سياسي غربي براي برقراري يك توافقنامه قاطع نزاع هسته اي مي باشد. 
داريوش سعدين
Saadin@outlook.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)