سال گذشته پس از درگذشت استاد بارز جمعی از شعرا و ادبا و نویسندگان ساکن شهرستان اهر، نامه ای را اول دی ماه ( ۱۳۹۰) به سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر دادند که در آن برگزاری یادواره استاد بارز تقاضا شده بود. به درخواست امضا کنندگان قرار شد من پیگیر موضوع باشم. درخواست ما این بود که یادواره ای توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر و با مشارکت و همکاری امضا کنندگان و خانواده ی آن مرحوم برگزار شود و محل دبیرخانه نیز همین اداره باشد. طرف مراجعه و پیگیری ما سرپرست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر بود. ایشان مدتی ما را منتظر دریافت مجوز از اداره کل متبوع گذاشتند و بعد به انتهای سال رسید و بحث « اتمام سال و سال مالی و مشکل تأمین اعتبار » مطرح شد و اعلام شد در سال جدید ( ۱۳۹۱) اعتبار مورد نیاز مصوب و مجوز لازم اخذ می شود. سال جدید آمد و برای اخذ مجوز « فراخوان یادواره » را خواستند و بلافاصله پیش نویس فراخوان ( برای برگزاری یادواره در تابستان ۹۱) به آن اداره ارائه شد. در مراجعات مکرر با دست خالی برگشتیم و بهار طی شد و همچنان مشکل تصویب و تأمین اعتبار از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مطرح شد و آخرین بار ( پیش از آغاز ماه مبارک رمضان ) که دوباره اهمیت برگزاری این یادواره برای سرپرست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر بازگو شد، ایشان گفتند « مشکل مجوز وجود ندارد و اداره کل هم علاقه مند به این موضوع است، فقط باید اعتبار در نظر بگیرند تا اقدام کنیم». در آن مراجعه ایشان گفتند « حتماً این یادواره را برگزار می کنیم» و قرار شد خبر بدهند. رمضان آمد و طی شد و ایام طولانی زلزله هم طی شد و پاییز هم آمد و اکنون در آستانه ی سالگرد درگذشت استاد بارز هستیم و هنوز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر خبری نشد.

درخواست کنندگان برگزاری یادواره به نام تشکل و گروه و انجمن خاص اقدام نکرده بودند و در واقع این اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است که باید خود به این موضوع اقدام می کرد حتی اگر کسی و جمعی تقاضای این کار را نکرده بود. حال آیا نشانه ای از علاقه مندی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر به این موضوع دیده می شود؟ آیا اداره کل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در این موضوع مسئولیتی ندارد؟ حتی اگر درخواستی هم نبود، آیا این اداره کل نباید برای شاعری که حداقل جایگاه استانی داشت، قدمی برمی داشت؟ چه بسا پنداشت مسئولان امر از یادواره، قرائت چند شعر در مجلس ترحیم آن مرحوم باشد، که در این صورت بهترین یادواره در مراسم تشییع و مجالس ترحیم بارز انجام شد و نیازی به زحمت و اعتبار نهادهای مسئول نیست.  

اکنون روی سخن من با نماینده محترم اهر و هریس در مجلس است که قانوناً نماینده مردم است و باید مردم این منطقه را با تمام ویژگی های فرهنگی و مدنی شان، در خانه ی ملت نمایندگی کند. آقای فلاح! مطمئن باشید آثار تخریب های فرهنگی و میراث فرهنگی ناشی از غفلت ها و بی مهری ها کم از ویرانی های ناشی از زلزله نیست. بدانید و می دانید که ویرانی ناشی از زلزله قابل مرمت است اما ویرانی های فرهنگی قابل مرمت و بازسازی نیست. لطفاً از وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی سؤال کنید چرا اعتبار ناچیزی برای برگزاری یک یادواره در اهر قابل تأمین نیست اما در مرکز استان و پایتخت برنامه های متنوع فرهنگی مشکلی در تأمین اعتبار ندارند؟

مهرماه سال گذشته استاد بارز در جریان عیادت فرماندار محترم اهر و سرپرست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اهر از ایشان که با همراهی جمعی از شعرا همراه بود، عبارت جانسوزی به زبان آورد و گفت « در وطن خود غریبم». من  این را آخرین سخن بارز با مردمش پنداشتم و بر آن یادداشتی نگاشتم و حال این عبارت را بهتر می فهمم. آری استاد! شما غریب زندگی کردید و اکنون هم نام و یادتان در وطن تان غریب است. شاید حکمت این است که نام شما غریب بماند چون ما لیاقت معرفی شما را نداریم. چه بسا بهتر آن است که آیندگان در مورد شما حرف بزنند چرا که ما با این اوصاف ممکن است کاری کنیم که از قضا کار را خراب کنیم و به جای شناساندان شما، شخصیت ادبی تان را در ابهام فرو ببریم. روحت شاد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)