امین قضایی

1356521018424امروزه مردم ایران به خوبی با اتهامات پوشالی و مسخره جمهوری اسلامی برای سرکوب مخالفین خود آشنایی دارند. یکی از این اتهامات ارتباط با گروه های صهیونیستی و فراماسونری است. نه تنها در ایران، بلکه تقریبا تمامی افراطیان مسلمان در جهان اسلام، بر این عقیده عجیب پای می فشارند که وجوهات مدرنیته برای مثال آزادی جنسی، بیان و مطبوعات و حتی کمونیسم، اولین بار به صورت کاملا برنامه ریزی شده ای توسط جریان های فراماسونری وارد کشورهای اسلامی شده است. در حالات افراطی ادعا می شود که کاخ سفید را جریان های ماسونری یهودی تحت کنترل خود دارند و حتی انقلاب فرانسه و روسیه را این جریان های مخفی بوجود آورده آند!
جمهوری اسلامی و دیگر مسلمانان افراطی این تئوری توطئه را از مسیحیان یهودستیز و البته فاشیست های آلمانی در زمان هیتلر به ارث گرفته اند. از دیرباز کلیسا عقاید یهودستیزانه را به مردم تلقین می کرد. گفته می شد یهودیان مخفیانه درصدد کسب سلطه و از بین بردن جهان مسیحیت هستند. حتی آنان اتهام عجیبی به یهودیان وارد می کردند که به “افترای خون” معروف است. مسیحیان افراطی مدعی بودند که یهودیان مخفیانه کودکان مسیحی را دزدیده و در مراسم مذهبی خود ذبح می کنند (با اینکه همه می دانند قربانی کردن انسان مطلقا در مذهب یهودیت ممنوع است). بدین ترتیب هرجا کودکی کشته یا زخمی یافت می شد، این اتهام سریعا در اذهان زنده می شد و نتیجه امر حمله به محله یهودیان و کشتار آنان بود. نه تنها در اروپا بلکه در ایران نیز وقع آن سابقه دارد: در سال 1910 یهودیان ساکن شیراز به نادرستی به خاطر کشتن یک دختر مسلمان متهم شدند. در نتیجه کل محله یهودیان غارت شده و12 کشته و پنجاه زخمی از یهودیان برجای ماند(می توان آنرا با حملات سالهای اخیر به افغان ها مقایسه کرد).(منبع)

گرایشات ضدیهودی تلاش می کنند که فراموسونها را کاملا ساخته و پرداخته یهودیان قلمداد کرده و به این ترتیب برای یهودستیزی خود توجیهی درست کنند. آنها با آب و تاب نقل می کنند که چگونه فراماسونهای صهیونیستی و یهودی مخفیانه با یکدیگر تشکیل جلساتی داده و قصد سلطه بر جهان را دارند. البته در اینجا کاملا فراموش می شود که خاستگاه فراماسون ها در مسیحیت و حلقه های مسیحی است و تنها اولین بارشعبه بزرگ فراماسونری در لندن بود که به یهودیان اجازه داد تا عضو شوند. حضور یهودیان در فراماسون ها تا قبل از اوایل قرن نوزدهم، به هیچ وجه چشم گیر نبود. حتی هنوز هم شاخه فراماسونری در کشورهای اسکاندیناوی کسی را که به مذهب مسیح اعتراف نکند را در خود نمی پذیرند. (منبع)
با این حال قابل درک است که یهودیان به عنوان اقلیت مذهبی که از بسیاری از حقوق شهروندی خود محروم بودند، از ورود و تشکیل فراماسون ها و انجمن های اخوت استقبال کنند. یهودیان متمول که هیچ نماینده سیاسی در حکومت نداشتند( و امروزه هم به خاطر یهودی بودن خود در عرصه سیاست و رقابت انتخاباتی شانسی ندارند)، نیازمند آن بودند که از طریق این فراماسونها و انجمن ها با یکدیگر متحد شده و در حیطه های مختلف از یکدیگر حمایت کنند. پراکندگی یهودیان در کل جهان به آنان این امکان را می داد که بتوانند با تشکیل شبکه ها و حلقه ها، میان خود تجارت و داد و ستد کنند.
خاستگاه داستان ضدیهودی- فراماسونری که معتقد است انجمن های یهودی مخفیانه قصد سلطه بر جهان را دارند و در سیاست، رسانه، فرهنگ و …قصد نفوذ می کنند، به نوشته ای برمی گردد که اولین بار 1903 در روسیه تزاری منتشر شد. نویسنده ادعا می کند که این نوشته موافقت نامه لو رفته ای است از انجن مخفی صهیونیستی تحت عنوان “توافق نامه بزرگان صهیونیست”(منبع)که در بازل سوییس برگزار شده است. با اینکه نوشته هیچ مدرکی نشان نمی دهد و اصلا شبیه هیچ توافق نامه ای نیست (بدون قید مکان، زمان، افراد شرکت کننده و جزئیاتی که در هر پروتکلی یافت می شود)، به سرعت مورد استقبال یهودستیزان در سراسر اروپا گردید و ترجمه های مختلف آن در سراسر اروپا و آمریکا پخش شد(این در حالی که انجمن صهیونیست ها توافقات خود را اصلا مخفی نمی کردند و علنا یهودیان از ترغیب می کردند به فلسطین مهاجرت کنند). هنری فورد (بنیان گذار کارخانه اتومبیل فورد و کسی که نام فوردیسم از او می آید.) پنجاه هزار نسخه از آن را در دهه بیست در آمریکا منتشر کرد. وقتی هیتلر در آلمان به قدرت رسید، سریعا این توافق نامه جعلی را به عنوان یکی از مدارک معتبر برای توطئه یهودیان، تبلیغ کرده و حتی آنرا در محتوای درسی مدارس گنجاند. این در حالی بود که خیلی پیشتر جعلی بودن آن در اثر یک کشف به اثبات رسیده بود. در سال 1921، فیلیپ گریوز Philip Gravesروزنامه نگار تایمز لندن که در آنزمان در استانبول اقامت داشت یک کپی از یک کتاب قدیمی فرانسوی را تحت عنوان “مکالمه ای در جهنم بین مونتسکیو و ماکیاولی” بدست آورد که اصالتا یک هزل نامه سیاسی بود که توسط شخصی به نام موریس جولی(maurice joly) در سال 1858 منتشر شده بود. گریوز وقتی این نوشته را خواند متوجه مشابهت بسیاری بین این متن با توافقنامه مذکور شد. این مشابهت ها محرز کرد که متن این توافق نامه در اصل از این هزل نامه اقتباس شده است و از اینرو جعلی و یک دزدی ادبی است.(منبع)
اگرچه جعلی بودن این توافق نامه آشکار شد و دیگر کسی (مگر با سوء استفاده از جهل مخاطب) نمی تواند به آن استناد کند، اما متاسفانه این توافق نامه راه را برای ابداع انواع و اقسام تئوری های توطئه علیه یهودیان باز کرد و این تئوری ها هنوز هم به شکل های مختلف ترویج می شوند. مسلمانان افراطی به فراماسون ها به چشم جاسوسانی نگاه می کنند که در خدمت صهیونیسم هستند و قصد دارند که مسجد القصی را خراب کرده و معبد سلیمان را به جای آن بسازند. بسیاری از کشورهای اسلامی تشکیل فراماسون ها را ممنوع کرده اند و حتی صدام حسین برای تشکیل آنها مجازات مرگ برقرار کرده بود. جمهوری اسلامی نیز بهائیت را توطئه فراماسونها می داند و حتی بر روی کشور اسراییل نام رژیم صهیونیستی می گذارند.
این دعویات ضد یهودی و ضد فراماسونری (که در واقع انجمن های اخوت هستند و تشکیل آنها به عنوان بخشی از آزادی تشکل و تحزب باید در جامعه آزاد باشد) به مسیحیت و فاشیسم هیتلری بازمی گردد و امروزه مسلمانان افراطی و جمهوری اسلامی آنرا با شوق تکرار می کند تا بلکه بتواند ذهن مردم را فریب داده و مخالفین را با جرمی ساختگی سرکوب سازد. انجمن های مخفی که بتوانند بر جهان حکومت کنند تنها یک ذهن کودکانه را می تواند قانع سازد و به قلمروی تخیل، کارتون و داستان تعلق دارد. روابط اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی میان انسانها بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان با یک گردهمایی مخفیانه و توافقات سری، آنرا اداره و مدیریت کرد. همانطور که پیشتر گفته شد فراماسونری به هیچ وجه ابداع یهودیان نیست اگرچه آنان از تشکیل و عضویت در این انجمن های سری استقبال کرده اند زیرا این سازمان ها مناسب ترین نوع اتحاد برای کسانی است که با وجود تمول اقتصادی از حضور سیاسی و اجتماعی در جامعه محروم هستند. در اینجا اگر واقعا توطئه ای وجود داشته باشد، این توطئه بین فاشیست ها و مسلمانان و مسیحیان افراطی علیه یهودیان است و نه برعکس.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)