هزینه درمان یک بیمار؛ جهش ماهانه از ۳ میلیون به ۱۰۰ میلیون تومان

هزینه ماهانه داروی یک بیمار از ۳ میلیون تومان به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. این رقم حدود ۳۳ برابر شده و دیگر نمی‌توان آن را «گرانی» نامید. موضوع، حذف حق درمان و زندگی و تحمیل مرگ به شهروندان است. بیمه تنها ۴۰ میلیون تومان را پوشش می‌دهد و ۶۰ میلیون تومان بر دوش خانواده می‌ماند.

 

فاصله مستمری تا هزینه درمان

بازنشسته‌ای با مستمری ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان در ماه باید ۶۰ میلیون تومان از جیب خود بپردازد. اگر مستمری ۲۰ میلیون تومان باشد، این مبلغ سه برابر آن است. با مستمری ۳۰ میلیونی نیز دو برابر می‌شود. حتی اگر تمام مستمری صرف دارو شود، کسری سنگینی باقی می‌ماند. برای اجاره، غذا و هزینه‌های روزمره چیزی نمی‌ماند.

سازمان تأمین اجتماعی از ۶ آبان ۱۴۰۵ پرداخت معوقات اردیبهشت را آغاز کرده است. این پرداخت حدود ۵.۳ میلیون بازنشسته و مستمری‌بگیر را شامل می‌شود. پیش‌تر نیز معوقات فروردین تا شهریور به تعویق افتاده بود. پرداخت معوقات، تأخیر را جبران می‌کند، اما فاصله مستمری با هزینه دارو را کم نمی‌کند.

نمایندگان بازنشستگان هشدار داده‌اند که مخارج درمان، سهم قابل‌توجهی از درآمد این گروه را مصرف می‌کند. وقتی مستمری دیر می‌رسد و هزینه‌ها بی‌وقفه ادامه دارند، تعادل مالی خانواده بر هم می‌خورد. این وضعیت برنامه‌ریزی مالی بازنشستگان را دشوارتر می‌کند.

 

سهم بیمه و بار پرداخت از جیب

پوشش بیمه در همه خدمات یکسان نیست. طبق ضوابط سال ۱۴۰۵، سهم پرداختی معمول بیمار در بستری بیمارستان‌های دولتی دانشگاهی ۱۰ درصد تعرفه است. اما در نمونه مورد بحث، بیمه تنها ۴۰ درصد هزینه ماهانه را می‌پردازد. سهم ۶۰ درصدی خانواده با سهم ۱۰ درصدی بیماران بستری فاصله عمیقی دارد.

رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس روز ۶ آبان ۱۴۰۵ در کنگره انجمن علمی چشم‌پزشکی گفت افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی دلیل نگرانی بیشتر مردم در حوزه سلامت است. چنین اظهاراتی نشان می‌دهد نگرانی از هزینه‌ها به سطح تصمیم‌گیری رسیده است.

رئیس سازمان نظام پزشکی نیز همان روز، مشکلات مواد اولیه و انتقال آن را عامل افزایش قیمت دارو معرفی کرد. این توضیح، علت‌ها را روشن می‌کند اما پرسش از توان پرداخت خانواده‌ها را بی‌پاسخ می‌گذارد. فاصله میان این علت‌ها و هزینه ۶۰ میلیون تومانی خانواده، همچنان باز مانده است.

 

انتخاب‌های ناممکن در خانواده

خانواده‌ای که ماهانه ۶۰ میلیون تومان برای دارو لازم دارد، ناچار به گزینش است. باید میان خرید دارو، پرداخت اجاره، تهیه غذا و هزینه‌های روزمره یکی را برگزیند. اجاره و غذا هزینه‌هایی هستند که با تعویق از میان نمی‌روند. هر انتخاب، بخشی از زندگی روزمره را قربانی می‌کند.

بیماری که توان پرداخت ندارد، درمان خود را نیمه‌کاره رها می‌کند. این رها کردن فقط یک تصمیم مالی نیست و سلامت بیمار را در معرض خطر و مرگ قرار می‌دهد. داروی ماهانه‌ای که خریده نشود، رشته مصرف دارو را قطع می‌کند.

بازنشسته‌ای که یک عمر کار کرده است، اکنون با هزینه‌هایی چند برابر دریافتی ماهانه‌اش روبه‌روست. او برای زنده‌ماندن باید هر ماه حساب‌وکتاب کند. کار یک عمر، امنیت سلامت او را تضمین نکرده است.

 

پیامدهای اجتماعی و سیاسی

وقتی هزینه درمان از توان اکثریت جامعه خارج شود، دسترسی به خدمات سلامت نابرابرتر می‌شود. خانوارهای کم‌درآمد بیش از دیگران در معرض ترک درمان قرار می‌گیرند. افزایش حدود ۳۳ برابری هزینه ماهانه، این شکاف را عمیق‌تر کرده است. فاصله میان بیمار دارای توان مالی و بیمار بدون آن، به فاصله میان ادامه یا توقف مصرف دارو تبدیل می‌شود.

فشار معیشتی نیز هر روز سنگین‌تر می‌شود. هزینه دارو، اجاره، غذا و خدمات روزمره هم‌زمان بر دوش خانوار سنگینی می‌کند. مستمری‌های ۲۰ و ۳۰ میلیونی در برابر هزینه ۶۰ میلیونی، تنها بخشی از آن را پوشش می‌دهند. در چنین فضایی، نارضایتی اجتماعی و سیاسی افزایش می‌یابد و خطر اعتراضات سراسری را افزایش می‌دهد. خطری که با توجه به دیگر ابربحران‌هایی که حاکمیت ملایان را در بر گرفته زیاد دور از نظر دیده نمی شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)