گرانی سرپرستان خانوار را به سراغ قلک فرزندان فرستاده است

گرانی و تورم بالا در مهر ۱۴۰۵ فشار معیشتی را به جایی رسانده که برخی پدران برای مخارج جاری، سراغ پس‌انداز فرزندانشان می‌روند. شکستن قلک یک کودک برای تعمیر موتور، تصویری از این وضعیت است. آمار رسمی و گزارش‌های تازه نیز همین فشار را تأیید می‌کنند.

 

قلک دختری که خرج تعمیر شد

یک تعمیرکار در پستی در شبکه‌های اجتماعی، ماجرای مشتری‌ای را روایت کرده که برای تعمیر موتور پول کم داشت. او نوشته است: «مشتری آمده مقداری پول به عنوان علی‌الحساب تعمیر موتور به من داده و گفته بقیه‌اش را بعداً جور می‌کنم. می‌گفت قلک دخترش را شکسته؛ پولی که قرار بود برای خرید گوشی دخترش کنار بگذارد، خرج تعمیر موتور شده است.»

به گفته این تعمیرکار، آن پدر چند ماه است می‌کوشد هزینه‌های زندگی را تأمین کند. او تأکید می‌کند چنین صحنه‌هایی دیگر در بازار استثنا نیست: «هر روز پدرهایی را می‌بینیم که برای پرداخت هزینه‌ها مجبورند از چند کارت بانکی استفاده کنند. یکی با سه کارت سه میلیون تومان پرداخت می‌کند، یکی با چهار کارت یک مبلغ دیگر. مردم برای جمع کردن هزینه‌های معمولی زندگی هم به زحمت افتاده‌اند.»

این روایت تنها یک داستان شخصی نیست و کسبه از فشاری مشابه سخن می‌گویند. او می‌افزاید: «به خدا دیگر خودمان هم روی گفتن قیمت‌ها را نداریم. هر روز شاهد شرمندگی مردانی هستیم که تمام تلاششان را برای خانواده می‌کنند، اما هزینه‌های زندگی از توانشان جلو زده است.» اعداد و قیمت‌ها برای خانواده‌ها به نگرانی تبدیل شده است.

 

گرانی در آمار رسمی؛ تورمی نزدیک به ۹۰ درصد

آمار رسمی شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد شاخص قیمت مصرف‌کننده به ۷۲۹.۸ رسیده است. این شاخص نسبت به ماه قبل ۴.۲ درصد افزایش یافته است. تورم سالانه ۷۳.۶ درصد و تورم نقطه‌ای ۸۹.۸ درصد ثبت شده است.

تورم نقطه‌ای، قیمت‌ها را با همان ماه سال قبل مقایسه می‌کند. یعنی خانوار برای سبدی مشابه، تقریباً دو برابر هزینه می‌کند. موج گرانی دیگر به سفره محدود نمانده است. تورم کالاها ۱۱۸.۱ درصد گزارش شده و قیمت خودرو ۱۳۵ درصد بالا رفته است.

روغن نیز حدود ۳.۶ برابر شده است. کالاهای بادوام تورم ماهانه ۱۳.۳ درصدی را تجربه کرده‌اند. این رقم نشان می‌دهد خریدهای بزرگ‌تر خانوار دورتر از دسترس شده است. گرانی فقط چند قلم خاص را هدف نگرفته است.

 

کاهش درآمد واقعی؛ سفره کوچک‌تر خانوارها

داده‌های هزینه و درآمد نشان می‌دهد درآمد حقیقی خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۴ حدود ۶ درصد کاهش یافته است. هزینه حقیقی این خانوارها نیز ۳.۲ درصد افت کرده است. یعنی خانوار با پول بیشتر، کالای کمتری خریده است.

درآمد حقیقی خانوارهای روستایی هم ۱.۸ درصد کاهش یافته است. وقتی اثر قیمت‌ها حذف شود، رشد اسمی درآمد تصویری متفاوت نشان می‌دهد. گرانی بخش بزرگی از این رشد اسمی را بلعیده است.

تحلیلگران سوء مدیریت حاکمیت و دستکاری نرخ ارز را از عوامل فشار بر قیمت‌ها و تورم و گرانی می‌دانند. این عوامل به درآمد و مصرف خانوار می‌رسند. در نتیجه، سبد خرید کوچک‌تر و پس‌انداز ناچیزتر می‌شود. این روند، توان خانوار برای مقابله با هزینه‌های ناگهانی را کاهش می‌دهد.

 

حقوق قسطی و شغل دوم؛ فشار بر درآمد خانوار

گرانی تنها یک سوی ماجراست و سوی دیگر، درآمدهای ناپایدار است. گزارش‌های روزهای اخیر از پرداخت قسطی دستمزد، تأخیر در حقوق و حذف مزایا در برخی بنگاه‌ها حکایت دارد. شماری از کارکنان نیز نگران اخراج هستند. این وضعیت، امنیت شغلی و برنامه‌ریزی مالی خانوار را هم‌زمان تضعیف می‌کند.

بر پایه پیام‌های منتشرشده، یکی از کارکنان گفته است حقوق کارکنان ۲۵ نیروگاه ۴۰ روز پرداخت نشده است. کارمند یک شرکت دارویی نیز می‌گوید با گذشت ۱۱ روز از ماه، حقوق پرداخت نشده است. برخی هم برای جبران هزینه‌ها به شغل دوم، مانند رانندگی در اسنپ، روی آورده‌اند.

یک فعال کارگری، از عبور هزینه سبد معیشت خانوار در کلان‌شهرها از ۵۰ میلیون تومان خبر داده است. به گفته او، فاصله دستمزد و هزینه‌های واقعی در نیمه دوم سال بیشتر شده است.

 

نبود حمایت دولتی و کاهش قدرت خرید

نقد عملکرد اقتصادی باید با معیار قدرت خرید سنجیده شود. مبلغ حمایتی ۳۰۰ هزار تومانی برای خانوار بی‌اهمیت نیست، اما در برابر تورم کالایی ۱۱۸.۱ درصد، قدرت خرید محدودی دارد. تحلیلگران همین شکاف را برجسته می‌کنند.

آمار نشان می‌دهد فشار قیمت‌ها از خوراک به کالاهای غیرخوراکی و خدمات هم رسیده است. بنابراین خانوار با حذف چند قلم خرید نمی‌تواند هزینه‌ها را مهار کند. گرانی خودرو و کالاهای بادوام نیز برنامه‌ریزی خانوار را دشوارتر کرده است.

پرسش اصلی تحلیلگران این است که موج گرانی کالاهای غیرخوراکی در مهر هم ادامه می‌یابد یا نه. پاسخ به نرخ ارز بستگی دارد. این پرسش برای خانوارها جنبه‌ای کاملاً عملی دارد. دلار در آغاز ماه بالاتر از ۲۶۸ هزار تومان بوده است.

اگر نرخ ارز در محدوده کنونی تثبیت شود، کالاهای بادوام همچنان نقطه حساس گزارش مهر خواهند بود. هزینه‌هایی مانند تعمیر و خرید لوازم نیز با ارز پیوند دارد. این پیوند، فشار را به خانه‌ها می‌رساند.

برای خانوارها، این نااطمینانی یعنی برنامه‌ریزی دشوار. سرپرستی که امروز با پس‌انداز فرزند، تعمیر را پرداخت می‌کند، فردا هم با قیمت‌هایی بالاتر روبه‌رو است. گرانی به همین ترتیب، بودجه را از پیش تحلیل می‌برد.

 

از قلک کودک تا چند کارت بانکی

قلک کودک معمولاً نماد پس‌انداز و آرزوهای کوچک است. وقتی همین پول خرج مخارج جاری می‌شود، فشار گرانی از بودجه امروز خانوار به آینده فرزندان منتقل می‌شود. این انتقال، آرام اما عمیق است.

استفاده هم‌زمان از چند کارت بانکی برای پرداخت یک هزینه نیز نشانه کمبود نقدینگی است. هزینه‌های جاری، از تعمیرات تا خوراک، دیگر با یک منبع درآمد پوشش داده نمی‌شود. بسیاری از کسبه این وضعیت را روزانه می‌بینند. هرچه نقدینگی کمتر شود، اتکا به پس‌انداز کودکان بیشتر می‌شود. آنهم در کشوری با ثروت‌های عظیم و نفتی و گازی جهان که به نسبت جمعیت بیشترین ثروت را دارد!!!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)