سفره مردم کوچک‌تر می‌شود، نسخه مسئولان؟ مصرف غذای مانده!

مصرف غذای مانده این روزها به یکی از داغ‌ترین موضوعات افکار عمومی تبدیل شده است. واکنش‌ها به این توصیه‌ها بسیار گسترده بوده است. برخی مسئولان آن را راه‌حل معرفی کرده‌اند. اما میلیون‌ها خانوار پیش از هر چیز با تأمین خود وعده غذایی روبه‌رو هستند. گرانی مداوم، کوچک‌شدن سفره‌ها و افت قدرت خرید، معیشت را تحت فشار گذاشته است.

 

سفره‌ای که کوچک‌تر شده است

افزایش مداوم قیمت مواد غذایی، سفره بسیاری از خانوارها را کوچک کرده است. کاهش قدرت خرید نیز این فشار را تشدید می‌کند. معیشت میلیون‌ها خانوار اکنون زیر بار هزینه‌های خوراک، اجاره‌بها و دارو قرار دارد. مردم هر روز میان خرید یک قلم کالا و حذف قلم دیگر انتخاب می‌کنند. چنین انتخاب‌هایی، کیفیت و کمیت غذا را پیوسته کاهش می‌دهد. در چنین بستری، بحث مصرف غذای مانده برای بسیاری ناملموس به نظر می‌رسد.

بازار برنج نمونه روشنی از این فشار است. رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران نسبت به گرانی ارز در یک ماه اخیر هشدار داده است. به گفته او، برنج خارجی ۱۰ تا ۱۵ درصد گران شده است. قیمت عمده هر کیلوگرم برنج هندی از ۲۴۵ تا ۲۸۰ هزار تومان به ۲۵۵ تا ۲۹۵ هزار تومان رسیده است. او هشدار می‌دهد ورود برنج با ارز ۲۷۰ هزار تومانی، قیمت را بسیار بالاتر می‌برد. این ارقام مربوط به عمده‌فروشی است و قیمت مصرف‌کننده بالاتر خواهد بود.

افزایش قیمت‌ها تنها بر یک قلم کالا اثر نمی‌گذارد. وقتی قیمت یک قلم اساسی بالا می‌رود، خانوار ناچار است از کیفیت یا کمیت غذای خود بزند. کارشناسان امنیت غذایی تأکید می‌کنند دهک‌های یک تا چهار بیش از همه آسیب می‌بینند. این گروه‌ها حاشیه‌ای برای کاهش بیشتر مصرف ندارند. بنابراین هر شوک قیمتی مستقیماً به کاهش کمیت غذا تبدیل می‌شود.

 

مصرف غذای مانده به‌عنوان راه‌حل؟

اظهارات یک مقام وزارت بهداشت ملایان درباره مصرف غذای مانده واکنش گسترده‌ای در فضای مجازی برانگیخت. توصیه او نگهداری درست غذای اضافی و استفاده دوباره از آن بود. هدف اعلام‌شده، کاهش دورریز غذا بود. با این حال، زمان طرح این پیشنهاد حساسیت‌برانگیز شد. مخاطبان آن، خانواده‌هایی هستند که برای تهیه خود غذا مشکل دارند. دورریز، مسئله‌ای واقعی است و کاهش آن هدفی قابل دفاع به شمار می‌رود. اما مسئله اصلی خانوارها، نبود غذای کافی برای شروع است.

یکی از کارشناسان معتقد است هر مسئول بر پایه دانش خود راهکار ارائه می‌دهد. اما برخی راهکارها نه‌تنها عملی نیستند، بلکه می‌توانند خشم جامعه را افزایش دهند. او می‌گوید مردم خودشان می‌دانند چه غذایی قابل خوردن است. به باور او، اگر چیزی پس‌مانده نامیده شود، یعنی دیگر قابل مصرف نیست. از این منظر، توصیه به مصرف غذای مانده نوعی کم‌اهمیت‌شمردن شعور مردم تلقی می‌شود. همین کارشناس درباره خطر ناآرامی‌های اجتماعی نیز هشدار داده است. به گفته او، نگاه سطحی به مشکلات پیچیده، فاصله مسئولان و جامعه را بیشتر می‌کند.

جنبه بهداشتی ماجرا نیز اهمیت دارد. کارشناسان هشدار داده‌اند نگهداری نامناسب یا طولانی‌مدت غذا می‌تواند به سلامت آسیب بزند. بنابراین مصرف غذای مانده بدون رعایت اصول نگهداری، بی‌خطر نیست. سلامت مردم با سفره خالی و داروی گران، بیش از غذای باقی‌مانده تهدید می‌شود. تمرکز بر راه‌حل‌های فردی، مسئولیت ساختاری حاکمیت را کمرنگ می‌کند البته اگر مسئولیتی داشته باشد. کاهش دورریز بدون تأمین غذا، مشکل را از ریشه حل نمی‌کند.

 

مسئله اصلی؛ تأمین وعده، نه دورریز

مردم هر روز با گرانی کالاهای اساسی، اجاره‌بها و دارو دست‌وپنجه نرم می‌کنند. آنان بهتر از هر کسی می‌دانند چگونه دخل‌وخرج خود را مدیریت کنند. آنان نیازی به آموزش صرفه‌جویی ندارند. مشکل اصلی خانواده‌ها دورریز غذا نیست. مشکل این است که بسیاری دیگر توان خرید کافی برای یک سفره مناسب را ندارند. بازتاب این واقعیت در گفت‌وگوهای عمومی نیز گسترده است. تجربه روزمره مردم این واقعیت را بهتر از هر آماری نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، مجالی برای صرفه‌جویی بیشتر باقی نمانده است.

امنیت غذایی امروز دغدغه‌ای جدی برای بخش بزرگی از جامعه است. وقتی خانوار ناچار می‌شود از کیفیت و کمیت غذای خود بزند، دورریز چندانی باقی نمی‌ماند. دورریز غذا معمولاً در سفره‌های پر رخ می‌دهد. سفره کوچک‌شده چیزی برای دور ریختن ندارد. بنابراین توصیه به مصرف غذای مانده بیشتر شبیه پاسخ به موضوعی دیگر است. مسئله واقعی، نبود توان خرید برای ساختن همان سفره اولیه است. راه‌حل باید از درآمد و قیمت آغاز شود، نه از ته‌مانده بشقاب. این فاصله میان توصیه و واقعیت، پیامدهای اجتماعی نیز دارد. منتقدان هشدار می‌دهند راهکارهای غیرعملی می‌توانند خشم عمومی را افزایش دهند.

واقعیت این است که مشکل خانوارها نگهداری غذای اضافه نیست. مشکل آن است که سفره‌ای نمانده که غذایی در آن اضافه بیاید. تا زمانی که قیمت‌ها سریع‌تر از درآمدها بالا می‌روند، توصیه‌های مصرفی اثر چندانی ندارند. بحث درباره مصرف غذای مانده در این شرایط توجه را از مسئله اصلی دور می‌کند. بحث عمومی باید به تأمین وعده اصلی غذایی بازگردد. تأمین همین وعده، امروز بزرگ‌ترین دغدغه میلیون‌ها خانوار است بدون آنکه دغدغه ملایان باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)