بحران سوریه به درازا کشیده است. به هر صورت در شرایط کنونی، نه ادعای حکومت سوریه در مورد نابودی مخالفان و نه امید غربی ها در مورد فروپاشی رژیم، هیچکدام واقعیت نیافته است. کشور بهای گزافی در قبال این بن بست می پردازد، که تخمینش دشوار است. ده ها هزار نفر کشته و تعداد غیر قابل شمارشی زخمی و بزودی تعداد پناهندگان سوری در خارج از کشور به ٢٠٠ هزار نفر خواهد رسید. این سقوط در گرداب موجب فرسایش سامان جامعه شده و گروه های اجتماعی و فرقه های مختلف کشور را رو در روی هم قرار داده، روستائیان را علیه همسایگانشان بر می انگیزد.

بارها در همین ستون گفته ایم که مسئولیت اصلی خونریزی و زنجیره خشونت ها با قدرت حاکم است که به شدت به گسترش آن ها دامن زده است. اما، آیا بحران سوریه به یک حکومت دیکتاتوری که با کل مردم کشورش می جنگد محدود می شود؟ اگر چنین بود، رژیم مدت ها پیش سقوط کرده بود. از سوی دیگر، آیا می توان بحران را فراتر از بعد ژئو پولیتیکی آن و بدون تحلیل عملکرد بازیگرانش که هر کدام انگیزه متفاوت دارند، درک کرد؟

در سوریه ، عملا چند جنگ موازی جریان دارد. ابتدا نظیر هر نقطه دیگری از جهان عرب، آرمان آزادی خواهی و خواست پایان دیکتاتوری ابراز می شود. ولی نطامی شدن اپوزیسیون که مداخله خارجی و شدت خشونت رژیم تقویتش کرده، و نیز ناتوانی آن از تدوین برنامه ای وحدت بخش، تفرقه ژرف اپوزیسیون در میان مردم سوریه شکاف بزرگی ایجاد کرده است. رژیم موفق شده حمایت بخشی از بورژوازی سنی را که از ده ها سال پیش با آن ائتلاف کرده بود و نیز پشتیبانی نمایندگان اقلیت هائی را که احساس تهدید می کردند (نظیر علوی ها و مسیحیان و غیره) جلب کند. رژیم همچنین توانست از تشویش رو به رشد بخشی از جمعیت ، از جمله در دمشق و حلب که خود را گروگان رزمندگان اپوزیسیون می انگاشتند، سوء استفاده کند. خبرنگاران روزنامه های «لیبراسیون» ، «ایندپندنت» و «اکونومیست» (١) در گزارش هائی این نگرانی بخشی از مردم را بازتاب داده اند، بدون این که گفتمان غالب بر رسانه ها در مورد سوریه تغییری یافته باشد: آنان چنین نشان می دهند که خلقی متحد در مقابل دیکتاتوری خون آشام ایستاده است.

بارها، روی مسئله مبارزان خارجی انگشت گذاشته شده است. چرا باید در شگفت بود که جوانان تونسی یا لیبیائی تمایل داشته باشند که برای مبارزه با یک دیکتاتوری به سوریه بروند؟ آیا به صرف اسلامی بودن، مبارزه آنان بی اعتبار می شود؟ نه، فراتر از حضور گروه هائی مانند القاعده ، مسئله به مداخلات بیگانگان و روش هائی که از جمله عربستان سعودی، قطر و نیز ترکیه برای مسلح کردن و کمک مالی به این گروه ها متوسل می شوند، ارتباط پیدا می کند. این که عامل محرک فعالیت سلاطین خلیج فارس، استقرار دموکراسی در سوریه باشد، قابل تردید است. به یقین، تاکید معلم، وزیر خارجه سوریه در گفتگو با رابرت فیسک مبنی بر این که ایالات متحده مسئول عمده رویدادهای سوریه (٢) است، ادعائی اغراق آمیز است ولی چه کسی تردید دارد که در سوریه مداخله خارجی وجود دارد؟

این مطلب را کوفی عنان، فرستاده سازمان ملل متحد به سوریه در آوریل ٢٠١٢ هنگام اعزام ناظران بین المللی اظهار میداشت (٣) : هیچ کدام از دو طرف مناقشه واقعا کوشش نکردند به نبردها خاتمه دهند. و اگر پشتیبانی ایران، روسیه و چین به دمشق موجب سخت تر شدن موضع بشار اسد شده است، خودداری غربی ها و از جمله فرانسه به فراخواندن اپوزیسیون به برقراری آتش بس نیز نفت روی آتش پاشید. هیچ وقت، نه غربی ها و نه پاریس به ماموریت عنان اعتماد نداشته و کوچکتری تلاشی برای موفقیت آن انجام ندادند.

چرا؟ برای این که هدف مقدم طرفین مخاصمه (غربی ها، کشورهای خلیج فارس) انداختن رژیم سوریه جهت هدف قرار دادن ایران است. استراتژی آن ها در چارچوب بازی ژئوپولیتیکی مفهوم می یابد که حقوق بشر فقط یک بعد آن است. طبیعی است روسیه و چین که موافق اعمال فشار بر تهران اند در ضدیت با ماجراجوئی نظامی با این استراتژی مخالفت می کنند. یک روشنفکر دمشقی با دلگیری به من می گفت: «این بازی ژئوپولیتیکی است که با خون سوری ها به راه افتاده است. پوتین و اوباما باید در مقابل دیوان عدالت بین المللی پاسخگو باشند».

حتی امروز، غربی ها از متفق کردن اپوزیسیون عاجزند و خواست فرانسوا هولاند، رئیس جمهور فرانسه برای ایجاد «دولت موقت دربرگیرنده و نماینده همه گرایش ها» یک اتوپی است (۴) همان طوری که ایالات متحده نیز اعلام کرد. این موضع، بیانگرمشکل دولت فرانسه در پذیرفتن این امر است که شورای ملی سوریه بخش بزرگی از مشروعیت خود را از دست داده است.

در چنین اوضاعی نبردها و کشتار ادامه دارند. تنها پیشنهادی که کمی جدی است، محمد مرسی رئیس جمهور مصر طرح کرد: ایجاد گروهی از چهار کشور مصر، ایران، عربستان سعودی و ترکیه (۵). امتیاز این گروه ، کنار گذاشتن (دست کم در وهله نخست) کشورهای غیر منطقه ایست. اما، مسئله محوری این پیشنهاد ، مذاکره بین حاکمیت و اپوزیسیون است. برخی مطرح می کنند که «نمی توان با کسانی که دست شان آغشته به خون است مذاکره کرد؟». بد نیست یادآوری کنیم که در سال های دهه ١٩٨٠، گذار به دموکراسی در آمریکای لاتین با پذیرفتن چشم پوشی از مجازات ژنرال های متهم به بدتریرن جنایت ها میسر شد (بیست سال بیشتر ضروری بود تا بتوان آن ها را در دادگستری محاکمه کرد؛ این بهائی بود برای دوران گذار مسالمت آمیز).

کلمه ای نیز در مورد رسانه ها. چگونگی برخورد رسانه ها به بحران سوریه موضوع مقاله ای است در شماره سپتامبر لوموند دیپلماتیک (۶). فراتر از بحث اخلاقی ، این روش بررسی بحران، مقامات سیاسی را فلج کرده و امکان هر عمل واقعی را از آن ها می گیرد. امروز، چه کسی جرئت دارد که همگان را به مذاکره و خروج از خشونت دعوت کند، بدون این که متهم شود که مامور دیکتاتور سوریه (حتی مسکو، پکن یا تهران ) است؟

***

پاورقی ها:

١- Robert Fisk: Aleppo’s poor get caught in the crossfire of Syria’s civil war ایندپندنت، ٢۴ اوگوست ٢٠١٢http://www.independent.co.uk/news/w… اکونومیست، ٢۵ اوگوست ٢٠١٢ More than they can chewhttp://www.economist.com/node/21560919

٢ – ایندپندنت، ٢٨ اوگوست ٢٠١٢ Exclusive: ‘We believe that the USA is the major player against Syria and the rest are its instruments’http://www.independent.co.uk/news/w…

٣ – لوموند، ٧ ژوئیه ٢٠١٢؛ کوفی عنان: واضح است که ما در سوریه موفق نشدیم Kofi Annan : “Sur la Syrie, à l’évidence, nous n’avons pas réussi”

http://www.lemonde.fr/proche-orient…

۴ – لوموند، ٢٨ اوت ٢٠١٢ http://www.lemonde.fr/proche-orient…

۵ – نیویورک تایمز، ٢۶ اوگوست ٢٠١٢ Egyptian Leader Adds Rivals of West to Syria Planhttp://www.nytimes.com/2012/08/27/w…

۶ – سوریه، میدان جنگ رسانه ای؛ لوموند دیپلماتیک، سپتامبر ٢٠١٢ Syrie, champ de bataille médiatiquehttp://www.monde-diplomatique.fr/20…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)