سرخوردگی من از فضاهای ناسالم و نمایشی و رانتی سیاسی باعث شده بود که مخصوصا از آکسیون و تظاهرات رفتن های بعضا نمایشی که هر روزه در برلین هست خودداری کنم و به شکل فرم های دیگر تحقق سیاست باشم در کانتکس زیسته جدید !

اما امروز تظاهرات بزرگ پناهندگان در برلین بود به عنوان کسی که زندگی در کمپ های پناهندگی رو برای چند ماه تجربه کردم ، بی قرار شدم و رفتم تظاهرات ! تظاهرات خیلی خوبی بود
بعد از تظاهرات دوستانم به سوی چادر های حمایتی و معترض برای پناهجویان رفتن و من هم برای خوردن آب ، باور کنید فقط یک لیوان آب !!! با دوستی رفتم به سوی یک چادر برای بار اول در این چند ماه ! هم در حال تهیه شام بودن و خیلی از آشنا ها و بچه های کوییر غیر ایرونی رو دیدم که داشتن در تهیه و پخش غذا کمک میکردن و کلی سورپرایز شدم و خوشحال از این همبستگی !
همین که رفتم آب بخورم ! سه تا از اکتویست های فارسی زبان شروع کردن به فارسی یک سری مستهجنات سکسیتی و زننده رو درباره من گفتن ! جلوی چشمام !چرا که فکر میکردن فارسی زبان نیستم ! منم همین طور آب رو می خوردم و به لجن هایی که میگفتن گوش دادم ! تمام شادی این حرکت برام ریخت ! حرفهایی که تاحالا اینجا نشنیدم مستهجن ! تا اینکه یارو گفت (مرد ایرونی مسن تر )که بیست و هشت ساله اینجام این جور ……ندیدم و بعد اون یکی گفت اه نگاه کن داره آب هم میخوره ! یه دفع پشتم تیر کشید ! که اینا همون اکتویستایی هستن …………. شروع کردم به فارسی جوابشون رو دادن و هیچ چیزی به زبان دیگه نگفتم که مبادا بچه های کوییر آلمانی بفهمن و دل سرد بشن و کلیشه هایی که درباره ایرانی ها هست بزنه بالا ! برگشتم گفتم تو هم مثل من تمام روز رو داد زدی برای ، مبارزه با راسیسم و مهاجر ستیز در اینجا ، من الان باید داد بزنم برای مبارزه در سکسیسم در میان هم زبان هام !! امثال من هم مثل شما پناهنده هستن نه تنها از این راسیسم صدمه میخوریم بلکه از شما هترونرماتیو ها و هموفوب ها و ترانس فوب ها و مردسالار ها میخوریم ! چوب دو سرگه ! خیلی موقعیت تکان دهنده ای بود و جماعتی که میگفتن خوب حق با تو ! ولی حالا خوب برو ! کجا برم ؟
کمپ های پناهندگی آخرین جایی بود که در زندگیم به نحوی از آن بیرون شدم !
این ماجرا بی شک نتیجه اکتویسم بی کیفیت ، نمایشی و واکنشی و ایزوله کردن افرادی مثل ما ها در این فضاها و جولان دادن زنان و مردان هتروسکشوال در عرصه سیاست ورزی ما ها هستند !
من به همه دوستان پیشنهاد میکنم به جای دادن ویدیو برای روزهای همجنس گرایان ، به جای گرفتن بودجه حقوق بشری برای ساختن فیلم درباره حاشیه راندگان ، به جای نگاه ابژه گونه به شما در فضاهای غربی چرا که کردیت میدهند برای شما ، به جای سخن رانی کردن در مناسک همجنس گرایانه ! به جای استاتوس گذاشتن ، و قربون صدقه های الکی ، که چقدر روشنفکر هستند لابد(ولی در زندگی روزمره حالی نمی پرسن جز فیس بوک !
تنها و تنها در فضاهای زیسته خود آن هم در شهری مثل برلین در محله ای مثل کویتس برگ مرکز کوییر های اروپا ، تنها کمی با اصل قرار ندادن خود ، دست از “کوری ” جنسیتی ناشی از فرادستی خود بردارید و اگر ” همبستگی ” با کسی و یا گروهی دارند به جای ابژه مبادله و گرفتن کردیت از این ماجراها و لینک و رابطه و مانی و……..از مناسبات اکثریتی خود و هژمونی آن بیرون بیایند و اطرافیانتان را حداقل در فضای سیاسی با عنوان چپ و یا مبارز با این مقولات بیرون از نمایش در رسانه آشنا و سر اینها کار کنید تا به این طریق اقلیت در اقلیت ها بیش از این ایزوله نشوند ! به جای آنها صحبت نکنید در غرب ، برای حقوق آنها مبارزه نکنید ، تنها از کوری فرادستی و اکثریتی خود بیرون بیایید و با هتروسکسیسته فضاهای خود و نرم های ابلهانه و خانوادگی و اقتصاد ناشی از آن مبارزه کنید
رابطه بین سیاست مردم و پوپولیسم ! جنبش و هژمونی اکثریت ! هیلارشی در گتو ! نقش سکسیسم و مردانگی و زنانگی در فضاهای سیاسی ، رابطه همبستگی و سواستفاده از اقلیت ها ، رابطه کیفیت و کمیت ! سیاست ورزیدن های سطحی و نمایشی ! بی خانگی ! تمامیت خواهی طبقاتی و جنسیتی ! چوب دو سر نجس بودن و…….چیزهایی بود که ذهن منو به خودش معطوف کرده
به ما که از این ماجرا تنها یک لیوان آب رسید که کوفت شد! شما را نمیدانم ؟
به هر ترتیب تظاهرات خوبی بود
( هدف از این نوع آلیس نویسی های خاطره گویانه ، پاک کردن اسطوره غرب بهشت ، حاشیه راندگان جنسیتی ما خاورمیانه ها است و روشن کردن بیشتر کانتکس ماجراها است ! این خاطره گویی ها به مذاقتان اگر خوشم نیاید ، ادامه پیدا میکند برای مقابله با کوری اکثریتی در زیسته روزمره )
سپهر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)