قسمت دوم: جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا تیر ۱۳۷۸
۷۲ سال از واقعهای که منجر به نامگذاری ۱۶آذر به نام روز دانشجو در ایران شد میگذرد. جنبش دانشجویی از آن روز تا کنون با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است. اما شعله مقاومت در برابر دیکتاتور از دو نوع شاهی و شیخی آن هرگز به خاموشی نگراییده است. نگاهی به پیشینه جنبش دانشجویی و فراز و نشیبهای آن در ایران.
در قسمت اول به مناسبت نامگذاری روز دانشجو در جنبش دانشجویی ایران در زمان سلطنت پهلوی پرداختیم. در این قسمت نگاهی گذرا به جنبش دانشجویی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ تا جنبش دانشجویی در تیرماه سال ۱۳۷۸ میاندازیم.
قسمت دوم؛ از انقلاب ۱۳۵۷ تا قیام ۱۸ تیر ۱۳۷۸
جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۱۳۵۷
پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷، دانشگاههای کشور و جنبش دانشجویی مبارز آن تنها دوران کوتاهی از آزادی عمل و فعالیت صنفی و سیاسی باز را تجربه کردند.
با حاکمیت یافتن ارتجاع و خیانت سران ولایت فقیه به آرمانهای انقلاب و نیروهای انقلابی، جنبش دانشجویی و دانشگاههای کشور نیز مورد تهاجم گسترده ارتجاع قرار گرفت. مرتجعان حاکم میدانستند که بدون سرکوب و یا مسخ نیروهای انقلابی و جنبش دانشجویی، روند تثبیت دیکتاتوری با مخاطرههایی جدی روبهرو خواهد شد. کارنامه ۴۷ ساله حکومت ولایت فقیه در به وجود آوردن تنگناهای بیسابقه در دانشگاهها، هراس حاکمان مستبد از جنبش دانشجویی را به خوبی به اثبات میرساند.
کودتای «انقلاب فرهنگی» در دانشگاهها
بلافاصله پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تا مدتی فضای سیاسی باز بود و دانشجویان که نقش مهمی در انقلاب ایفا کرده بودند میخواستند هر چه زودتر به دانشگاه برگردند و ایدهآلهای خودشان را پیاده کنند. نیروهای پیشتاز سیاسی در دانشگاهها کلاسهای آموزشی میگذاشتند و به فعالیت سیاسی میپرداختند.
پس از اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ خمینی، دولت بازرگان را که در ابتدا آن را دولت «امام زمان» مینامید از سر راه خود برداشت تا ارتجاع را یکسویه بر کشور استیلا بخشد. خمینی بعد از حذف بازرگان سراغ دانشگاهها که ارتباط تنگاتنگی با مجاهدین و چریکهای فدایی داشتند رفت.
وی در پیام نوروزی خود، در فروردین ۱۳۵۹ بر تصفیه دانشگاهها تأکید کرده و گفت: «باید انقلاب اسلامی در تمام دانشگاههای سراسر ایران به وجود آید. تا اساتیدی که در ارتباط با شرق یا غرباند تصفیه گردند و دانشگاه محیط سالمی شود برای تدریس علوم عالی اسلامی.» این سخن خمینی شروع کودتایی شد که نام «انقلاب فرهنگی» توسط حکومت بر آن نهاده شد.
چند روز بعد، رئیس وقت شهربانی در بخشنامهای از مسئولان دانشگاهها خواست که از صدور مجوز برگزاری مراسم برای احزاب سیاسی در دانشگاهها خودداری نمایند.
اولین قدم کودتا
اولین قدم کودتا در ۲۱ فروردین ۱۳۵۹ در دانشگاه تبریز انجام شد. اقدامی که رئیسجمهور فعلی ملایان، یعنی مسعود پزشکیان خود اعتراف کرده است که از کارگزاران این اقدام کودتاگونه بود. پس از آن در ۲۶ فروردین ۱۳۵۹، برنامه پرسش و پاسخ هاشمی رفسنجانی با دانشجویان دانشگاه تبریز به تشنج کشیده شد و بهانه برای تعطیلی دانشگاه تبریز فراهم شد.
در ۲۹ فروردین همان سال خمینی طی سخنرانی شدیداللحنی به میدان آمد و گفت: «ما از محاصره اقتصادی و تجاوز نظامی نمیهراسیم. ما از دانشگاههای غربی و آموزش جوانان ما در جهت منافع شرق و غرب است میهراسیم.» در این روز «شورای انقلاب» ارتجاع در پی دیدار با خمینی طی اطلاعیهای مهلتی سه روزه به گروهها و احزاب سیاسی برای تعطیلی دفاتر خود در دانشگاههای سراسر کشور داد.
تعطیلی و بازگشایی دانشگاهها بعد از ۲ سال
در پی این اطلاعیه، در این روز درگیریهای گستردهای میان انجمنهای اسلامی و دیگر گروههای سیاسی در مراکز آموزش عالی در تهران، شیراز، مشهد، بابلسر، کرج و جهرم رخ داد و در تهران خشونت بارترین درگیریها در دانشگاه تربیت معلم روی داد و در نهایت به تعطیلی کامل دانشگاهها و تکمیل کودتای «انقلاب فرهنگی» انجامید. تعداد کشتههای درگیریهای این چند روز در شهرهای مختلف ۳۸ تن و تعداد زخمیشدگان ۲۰۰ تن اعلام شد. بیش از ۵۷ هزار دانشجو از نزدیک به ۱۷۴ هزار دانشجو و دستکم ۷۰۰ استاد دانشگاه از مجموع ۱۲ هزار استاد در کودتای «انقلاب فرهنگی» اخراج شدند. از تاریخ ۱ اردیبشهت ۱۳۵۹ که کودتا غلبه کرد دانشگاهها تا ۱۵خرداد همان سال باز بود. ۱۵ خرداد ۱۳۵۹ به عنوان پایان سال تحصیلی اعلام و از آن پس تا ۲۷ آذر سال ۱۳۶۱ دانشگاهها تعطیل شد.
از بهار ۱۳۵۹ و بعد از کودتای «انقلاب فرهنگی» نظام کوشید تا با گزینش و ورود دانشجویان سهمیهای ضمن برهم زدن تعادل جمعیتی دانشگاهها، رمق هرگونه مخالفت و مقاومت در برابر استبداد را از آن بگیرد. هرچند نظام موفق نشد به طور کامل دانشگاه را خاموش کند اما تا مقطع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ یعنی ۱۹ سال پس از «انقلاب فرهنگی»، دانشگاه هنوز نتوانسته بود نقش شایسته خود را در جنبش اعتراضی مردم ایران به دست آورد.
سیاست پولیسازی دانشگاهها در دوران رفسنجانی
بعد از آن جنبش دانشجویی که تازه از کودتای «انقلاب فرهنگی» عبور کرده بود تا حدودی تحت تاثیر جنگ ایران و عراق قرار گرفت. بعد از اتمام جنگ و روی کارآمدن رفسنجانی سیاست پولیسازی دانشگاهها پیش گرفته شد و دانشگاه آزاد رو به رشد قارچگونه گذاشت. در دوران ۸ ساله ریاستجمهوری رفسنجانی این سیاست با شدت ادامه داشت و تاکنون نیز ادامه یافته است. سیاست پولیسازی دانشگاه که امکان تحصیلات را در اختیار قشر مرفه وابسته به حکومت منحصر میکرد و عواقب کودتا منجمله گزینش افراد وابسته به حکومت تحت عنوان دانشجو، تاثیر خودش را بر جنبش دانشجویی میگذاشت. اما این جنبش مانند آتش زیر خاکستر هر لحظه آماده شعلهکشیدن بود.
پایان قسمت دوم. ادامه دارد…

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.