علی صدارت– نظام مطلوب برای تدبیر و ادارهٌ امور کشور
تاریخ تولید و انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۴ | ۲۰-۱۰-۲۰۲۵ دوشنبه
❊
مطلب را به شکل صوتی، در👇همینجا👇بشنوید:
❊❊❊
خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:
در دنیای پر تلاطم امروز که بحث انتخاب نظام حکومتی مناسب برای تدبیر و اداره امور کشور مجدداً داغ شده است، پرسشاصلی این تیست که آیا باید نظام جمهوری ریاستی داشت یا پارلمانی، بلکه این است که واقعاً چه نوع نظامی برای ساختنسرنوشتهای خوب و خوبتر مناسب است که باید در راه رسیدن به آن هدف، از هماکنون قدمهای استواری بردارم/برداریم؟ اینسؤال، برخلاف تصور، نه یک پرسش انتزاعی و تئوریک، بلکه یک مسئله کاملاً عملی و بالینی است که از خودِ شخص آغازمیشود و به خانواده ادامه مییابد، و به اجتماع بزرگتر، و به جامعه و ملت تسری مییابد. برای رسیدن به یک تعریف عملیاز “نظام مطلوب”، باید ابتدا به ریشهایترین هستههای جامعه، یعنی فرد و خانواده، بپردازیم.
اول در سطح کوچک: تدبیر و اداره امور شخصی، بر پایهٌ استقلال و آزادی و خودانگیختگی
تدبیر و اداره امور شخصی، یک کنش روزمره و تصمیم در بارهٌ یک رشته امور است که به محض بیدار شدن از خواب آغازمیشود. بسیاری از این تصمیمگیریها برای تدبیر و اداره امور، به طور خودکار انجام میشود. یعنی جزئی از روند روزمرهٌزندگیِ عادیِ هرروزه است، که به صورت فعال، غیروابسته و مستقل، و آزاد و محدودیتناپدیر انجام میدهیم. اگر قرار باشد مادر اداره امور زندگی خودمان منفعل (فعلپذیر)، وابسته و محدود باشیم، آنگاه معطل خواهیم ماند؛ معطل این و آن که برای ماتصمیم بگیرند: چه بخوریم، چه کنیم و چه نکنیم، کجا برویم، به چپ، چپ، و یا به راست، راست!؟ حتی از این دنده به آن دندهچرخیدن در رختِ خواب، باید به امر و اجازهٌ دیگری و دیگران باشد! که در این صورت انسان خود را به دست خویش در زندانبد و بدترها اسیر کرده است.
از این منظر، نظام و سازوکار تدبیر و اداره امور که مطلوب فرد باشد، بهشکلی است که در آن فرد فعال، مستقل، آزاد وخودانگیخته بوده، و خودِ آن فرد تصمیمگیرنده باشد، و نه نمایندهٌ آن فرد. انسان به ذات خود یک موجود زنده، حاضر درتصمیمگیری برای تدبیر و ادارهٌ امور خویش، فعال، و در تلاش برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر است. این نگاهِفعالانه به زندگی شخصی، سنگ بنای هر نوع مدیریت جمعی موفقی است، چه جمع کوچک خانواده، و چه جمع بزرگ جامعهو ملت.
دوم در سطح بزرگ: گسترش دایره حکمرانی (تدبیر و اداره امور): از خانواده تا جامعه محلی
انسان موجودی تنها نیست؛ او در اجتماع و جمع زندگی میکند. کوچکترین هسته اجتماعی، خانواده است. سوالی که درتدبیر امور خانواده مطرح میشود این است: آیا اداره خانواده باید استبدادی، از بالا به پایین و دستوری باشد؟ آیا یک نفر(پدرسالار یا مادرسالار) بر تخت شاهنشاهی بنشیند و بقیه به او خدمت کنند؟ پاسخ صریح این است که اینگونه اداره امورمنجر به تبعیض میشود. مثلاً تبعیض جنسیتی که زن و دختر را موظف به خدمتدهی دائم میکند، در حالی که مرد یا پسربنشیند و خدمات دریافت کند.
نظام مطلوب در هستهٌ خانواده، نظامی است که:
بدون تبعیض باشد.
همه اعضا، فارغ از جنسیت یا سن،و یا… بر اساس استعدادها و تواناییهایشان در ساختن سرنوشت خانواده مشارکتکنند.
فردسالاری نباشد؛ بلکه همه اعضا سالار باشند.
بر اساس مشاورت و مشارکت یکدیگر امور را بگردانند.
اما مهمتر از همه، معیار این گردانندگی چیست؟ آیا زور و قدرت و برتریجویی است؟ اگر نیست، که نیست، چه معیاری وجوددارد که همهمکانی، و همهزمانی، و همهکسانی باشد؟ این معیار به غیر از حقوق ذاتی نیست.
زور و قدرت یک پدیدهٌ عارض شده در روابط اجتماعی است؛ اما حقوق، امری ذاتی است که همه افراد بدون هیچ تبعیضی، درهر زمان و مکانی با آن به دنیا میآیند. بنابراین، تدبیر و گردانندگی امور باید بر اساس حقوق ذاتی، که در همه افراد مشترکاست، صورت پذیرد.
همین اصول در سطح بزرگتر، مانند مدیریت یک ساختمان مسکونی، یا محله، یا محیط حرفهای و محل کار، و… نیز صادقاست: افراد باید«سالار» باشند نه قدرت و زور و تبعیض! تبعیضمداری بدون زور و خشونت، غیرِممکن است! اداره امور بایدمشاورتی و مشارکتی باشد و هیچ تبعیض و زوری روا ذاشته نشود، و در این صورت است که خشونتزدایی، برای هر فردی،در رابطه با دیگری و دیگران، و حتی در رابطه با خود و با طبیعت، یک منش و روش عادی میگردد.
سوم در سطح بزرگتر: شش رکن نظام مطلوب برای تدبیر و اداره امور (حکمرانی) در سطوح کلانتر، و در سطح کشور
زمانی که این اصول را به سطح یک روستا و یا شهر، یا استان، یا…، یا کشور گسترش میدهیم، میتوانیم نظام و سازوکارمطلوبی را ترسیم کنیم که ما را به ساختن سرنوشتهای پیوسته خوب و خوبتر توانا سازد. این نظام مطلوب حداقل ششویژگی اصلی دارد:
۱- مردمسالار (Democracy, Popular Sovereignty): یعنی اینکه مردم، سالار باشند! یعنی مردم حاکمیت داشته باشند، ولایتمتعلق به جمهور مردم باشد، و نه یک فرد و گروه و حزب.
۲- بدون تبعیض (Non-discriminatory): حقوق همهٌ مردم در همهٌ زمانها و مکانها مساوی هستند. نفی تبعیض بر اساسباورهای دینی و دنیوی (لائیسیته) از اهمیت بالایی برخوردار است. اهمیت لائیسیته، با توجه به تجربه فاجعهبار انواعتبعیضها بر اساس باورهای دینی در رژیمهای تئولوژیک اسرائیل و ایران، و نیز با توجه به انواع تبعیضها بر اساسباورهای غیرِدینی در رژیمهای کرهٌ شمالی و امریکا
۳- مشاورتی (Consultative): تصمیمگیریها با همفکری و رایزنی مردم انجام شود. در این رابطه، اهمیت احقاقِ حقِآگاهییابی و احقاقِ حقِ آگاهیرسانی برجسته میگردد.
۴- مشارکتی (Participatory): همه آحاد مردم در گردانندگی امور سهیم باشند، همه آحاد مردم هر یک به سهم خود و به نوبهٌخود.
۵- حقوقمدار (Rights-Based): اداره کشور بر مبنای حقوق باشد، که همهمکانی، و همهزمانی، و همهکسانی هستند، بدونتبعیض.
۶- مستقیم (Direct): تصمیمات تا حد امکان مستقیماً توسط مردم اتخاذ شود، و نه غیر مستقیماً توسط نمایندگان منتحبمردم. با پیشرفت فناوری، رسیدن به این امکان
اگرچه نظام مطلوب، نظام مردمسالاریِ بدونِتبعیضِ مشاورتیِ مشارکتیِ حقوقمدارِ مستقیم است، اما در حال حاضر، با توجهبه پیچیدگی جوامع، کشورها و تمدنها، و همچنین امکانات فعلی، تحقق مردمسالاری کاملاً مستقیم عملاً امکانپذیر نیست. بنابراین، نیاز به یک ساختار هرمی شکل از منتخبین (مجلس، مجریه، قضاییه) وجود دارد. اگرچه انتخابهای مردمی (مثلاًنمایندگان مجلس یا رئیس جمهور) ممکن است اشتباه از آب درآید، و یا نمایندگان، بعد از انتخاب، غیر حقوقمدار عمل کند،قدرت عزل آنان نیز باید در دست مردم باشد.
با این حال، برای حرکت در جهت نظام مطلوب، لازم است این هرم حکمرانی نه به صورت دستوری و از بالا به پایین، بلکه حتماًاز پایین به بالا شکل گیرد.با پیشرفت تکنولوژی، افقهایی برای تحقق جنبههای بیشتری از مردمسالاری مستقیم باز شدهاست. با استفاده از فضای مجازی، بلاک چین، و فناوریهای نوین، میتوان رأیگیریهای بدون تقلب و مستقیم را برای مسائلمهم فراهم کرد (مانند رفراندوم بر سر حجاب اجباری). چرا باید نمایندگان مجلس به صورت غیرمستقیم رأی بدهند در حالی کهمردم میتوانند مستقیماً رأی دهند؟.
رسیدن به این نظام مطلوب، راهی بسیار طولانی است؛ اما هر راهی، هر چقدر هم طولانی باشد، با برداشتن قدم اول آغازمیشود. این قدم اول توسط هر فردی برداشته میشود.
اگر هر فردی در امور شخصی و خانوادگی خود، این نظام مطلوبِ مردمسالارانه، بدون تبعیض، مشاورتی، مشارکتی وحقوقمدار را اجرا کند، آنگاه یک زندگی بسیار لذتبخش و زیبا خواهد داشت، صرفِ نظر از اینکه رژیم حاکم، چقدر دیکتاتوریباشد.
نکته حیاتی اینجاست: حتی در بدترین استبدادها و دیکتاتوریها، میتوان در سطح شخصی و خانوادگی، با نپذیرفتن اینکهاز جنس رژیم مستبد و دیکتاتور بشویم، زندگی روزمره را بر اساس حقوقمداری تدبیر و مدیریت کنیم.
این شیوه زندگی کردن محدود به خود فرد نمیشود. درست مانند انداختن یک سنگ در آب، دامنه اثر مثبت آن از فرد به خانواده،از خانواده به ساختمان محل سکونت و محله، و از آنجا به کل جامعه گسترش مییابد. این قطرههای جدا از هم، به مرور بهیکدیگر وصل شده و در سطح کلان، در ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر برای کشور همکاری و همیاری و همافزاییمیکنند.
ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، نه به دست قدرتها، بلکه فقط و فقط به دست من و به دست تو امکانپذیر است. تجربهتاریخی نشان داده است که قدرتمدارانی که با کودتا به قدرت میرسند، نمیتوانند برای مردم سرنوشت خوبی بسازند (اشارهبه عصر پهلوی).
ما با گشودن افق دید خود، و نه با محدود کردن آن، و با حقوقمدار بودن، توانا هستیم که برای خود سرنوشتهای مطلوبیبسازیم. این کار بسیار عملی است و از اعتماد به نفس فردی، جمعی و ملی نشأت میگیرد. آنچه را که میتوانم برای تدبیرامور خودم انجام دهم، همان چیزی است که برای تدبیر امور جمعی، میهنی و حتی جهانی میتوان راجع به آن اندیشید وعمل کرد.
❊❊❊
❊گزارش، بررسی، و ارزیابی رویدادها❊
(دوشنبهها ساعت۲۱ بهوقت ایران بهصورت زنده)
❊❊❊
❊از تولیدات گروه سایت (سایت علی صدارت: رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)❊
alisedarat.com/2025/10/20/14779
❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊
❊
❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊
حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.
برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاق حق استقلال، و با احقاق حق آزادی، میتوانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راههای مختلف، کوشا شویم.
یک راه آسان برای مشارکت در ساختن سرنوشتی خوب و خوبتر در اینجا برای شما فراهم شده، و به شما هم پیشنهاد میشود:
لینک مطلب در رسانهها و شبکهبندیهای اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن(follow) و مشترک شدن، رایدادن، ابراز نظر، پسندیدن(like)، همرسانی(share) کردن، پیاده کردن(download)، به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و لطفا ابتکار برای سایر روشهای انتشار و همرسانی:
مطلب را به صورت تصویری در این رسانهها ببینید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
instagram.com/reel/DQCoXLxgB-Q/
❊
facebook.com/Sedarat57/videos/3986722981639446
❊
❊
مطلب را همچنین میتوانید به شکل صوتی، در این رسانهها بشنوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
creators.spotify.com/pod/profile/sedarat/episodes/–e39pvdl
❊
castbox.fm/channel/علی-صدارت-id3317800?country=us
❊
در گروه واتساپ با شناسه «علی صدارت-نظر، خبر، تحلیل» همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu
❊
در گروه تلگرام با شناسه t.me/sedaratMD همراه ما شوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:
❊
❊ برخی دیگر رسانهها:
❊
سابستک:
❊
❊
سند اساسی دوران گذار برای انتقال حاکمیت به ما مردم ایران (به عنوان یک قانونِ اساسی ِموقتِ لائیک و غیرِایدئولوژیک):
ویژگیهای نقشه راه در سه دوران:
۱- دوران فعلی: از همین حالا تا زمان سقوط فیزیکی رژیم، و سپس
۲- دوران موقت انتقالی: بعد از سقوط فیزیکی رژیم، گردانندگی و تدبیر امور کشور با یک دولت موقتِ انتقالی با قانوناساسی موقت(یعنی همین سند) و انتخابات آزاد برای مجلس موسسان، بحث و تدوین و تصویب قانون اساسی غیرِ موقف،و بعد انتخابات آزاد برای انتخاب نمایندگان مردم در دولت غیرِموقت، قانون اساسی جدید، و بعد
۳- دوران غیرِموقت: منحل شدن دولت موقت بلافاصله بعد از رسمی شدن دولت دائمی طبق قانون اساسی جدید.
alisedarat.com/2025/09/07/14617
این سند متعلق به هیچ شخص و گروه خاصی نیست، و صاحب آن در واقع، همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. در نتیجه،ضمانت اجرایی اصول این سند هم همگیِ خودِ ما مردم ایران هستیم. مردمسالاری را، فقط خودِ ما مردم میتوانیم، و فقط خودِما مردم باید برقرار کنیم، نه قدرتها!
alisedarat.com/2019/08/17/5108
❊
قانون اساسی پیشنهادی بر اساس حقوق پنجگانه (لائیک، غیر ایدئولوژیک):
alisedarat.com/2019/06/23/4991
❊
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد—طلب عشق ز هر بیسر و پایی نکنیم!
یادمان باشد….. دشمنِ دشمنِ من، الزاما دوستِ من نیست!
کدامیک از اینها میتوانند دوستِ من، دوستِ وطن من، و دوستِ هموطنان من باشند:
نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی، دشمنِ خامنهای؟!
خامنهای، دشمنِ نتانیاهو و ترامپ و پوتین و پهلوی و رجوی؟!
آیا اصلا کوچکترین امکانی هست که حتی یکی از اینها دوست ایران و ایرانیان باشند؟!
#پهلوی_همجنس_نتانیاهو_خامنهای_پوتین_رجوی_ترامپ
دفاع از ایران و ایرانیان در مقابل تجاوز و حمله انیرانیان، وظیفه همه ما است، و هیچ بستگی به رژیم حاکم ندارد! با این توجهبود که ما ایرانیان در دفاع از وطن در مقابل تجاوز صدام به ایران، اینچنین معجزه آفریدیم و هدف اسرائیل را برای تکهپارهکردن میهن، باز هم خنثی کردیم. این پیروزی ما در حالی بود که بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، علیه ما بسیج شدند وبهکمک صدام شتافتند!
حیات ملی ما در خطر است! ضرورتی حیاتی: خشونتزدایی و درآمیختن با افکار عمومی و اتحاد همگانی در هر نقطهای ازدنیا برای خشونتزدایی و دفاع از ایران، در مقابل تجاوزها، صرف نظر از اینکه رژیم حاکم بر ایران کیست!
❊
سکوت تو، انفعال ما، کم کاری من = خود را شریک جرم تجاوزها به حقوق بشر کردن!
میزان سکوت و تحمل امروز من است که میزان خشونتهای فردا را پیشبینی میکند!
به هر میزان که تجاوزها به حقوق را امروز تحمل کنم، به همان میزان، فردا ابعاد کیفی و کمّی خشونتها بیشتر خواهد شد!
–
پیام و دعوت انقلاب را بشنوم:
پشت به قدرت (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) و روی به ملت (همکاری برای هرچه فراگیرتر کردن جنبش خودجوش و اتحاد حول محور حقوق)
❊
❊❊❊
قدرتها، برای ادامه سلطهسالاری، نیازمند تجاوز به حقوق و اِعمال انواع خشونتهای سیاسی، و فرهنگی، و اقتصادی، و اجتماعی، و احساسی-روانی، و نیز خشونتهای فیزیکی و انواع جنگها هستند. مادرِ همه جنگها، جنگ روانی است! نکته مهم این است که جنگ روانی، این مادر همهی جنگها، نه فقط تنها جنگی است که ما مردم، بهراحتی توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را دارا هستیم، بلکه حتی این توانایی را دارا هستیم که اصلا از شروع آن همهی جنگها جلوگیری کنیم، هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود.
❊❊❊
مردمسالاری یک فرهنگ است و هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری تلاش کنیم. هر کدام از همهی ما مردم، باید، باید به سهم خود و به نوبه خود، کاری انجام دهیم، هر چقدر هم آن کار در ظاهر به نظر کوچک بیاید.
«مردم» باید یک کاری بکنند! چه باید کرد؟
alisedarat.com/1397/08/06/4317
❊
جنگ روانی مادرِ همهی جنگها است، ولی تنها جنگی است که در آن، هر کدام از همه ما مردم (هر کدام از ما به سهم خود و به نوبه خود) توانایی و دانش و وسایل دفاع پیروزمندانه از خود را داریم.
❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊
آدرس مطلب در سایت (سایت علی صدارت : رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت) را در ذیل آوردهایم.
مطلب صوتی/تصویری را، میتوانید مستقیما در این آدرس بشنوید/ببینید.
در این آدرس، بعضی دیگر رسانهها که هم این مطلب و نیز برخی دیگر از مطالب سایت در آنها منتشر میشوند، قابل دسترسی هستند.
از این راه هر کدام از ما هم میتوانیم به سهم خود و به نوبه خود، برای احقاقِ حقِ آگاهییابی و برای احقاقِ حقِ آگاهیرسانی، به عنوان یک «کنشگر حقوق بشر» فعال شویم. با عضو شدن، و دنبال کردن، و مشترک شدن، و رایدادن، و ابراز نظر، و پسندیدن، و پیاده کردن، و به دوستان خود ایمیل کردن، و…، و با ابتکار برای سایر روشهای همرسانی، نقشآفرین گردیم:
alisedarat.com/2025/10/20/14779
❊
برای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما، لطفا تصویر ذیل را با موبایل خود اسکن کنید، و یا به لینک زیر مراجعه فرمایید:

برای دسترسی به سایر تولیدات ما، و سایر رسانههای ما، و نیز راههای تماس و ارتباط با ما، لطفا تصویر فوق را با موبایل خود اسکن کنید، و یا به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://linktr.ee/sedarat
❊

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.