کشور مبتلا به بیماری واماندگی سیستمی، همچون مدینه فاضله است برای مفسدان اقتصادی، فقط سوال اینجا است، این مدینه فاضله کی به فاضلات جهنمی برای این مفسدان اقتصادی می شود؟!

تیتر، با فکر و نکته سنجی انتخاب شدخ، هر چند از نمادگرایی استفاده شده، اما به باور نگرانده به هیچ وجه در ایران ایهام و ابهام وجود ندارد، این کاربرد کلمات نمادین، منطبق بر حقیقت توأمان با واقعیت منطبق شده است.

+ ابتداء واماندگی سیستمی مورد نظر نگرانده کمی توضیح می دهم، هر چند دیگران، قبلتر توضیح داده اند، خلاصعه وار میگویم:

موقعی کشوری مانند ایران که حدود نیم قرن دچار حاکمیت عحیب الخلقه و به شدت دشوار از لحاظ تعریف ماهیت است، که برای توصیفش مثال “شترگاوپلنگ” به کار می برنند، یک بستر ایده آل برای فساد است، چرا که در این حاکمیت از رأس هرم قدرت حکومتی، همه کس- به هر نحوی شده- رفع و سلب مسئولیت از شغلهایشان می کنند که در ظاهر برایشان مسئولیت تعریف شده است، در نتیجه برخی انسانهای دلسوز و بعضا خود آسیب دیده از ناکارآمدی و بدحکمرانی، شروع انتقاد می کنند، انتقادهای همراه راه حل، که مشهور است به انتقاد سازنده، یعنی کسی از چیزی انتقاد کند و همراهش راه حل های کاملا کاربردی ارائه دهد، یک منتقد دلسوز و بدون غرض و مرض است، اما چون نوع حاکمیت و برگزیدن مسئولان و ساختار بوجود اده، به گونه ای است، که اصلا قرار نیست هیچ کسی مسئولیتی قبول کند و کارها درست انجام دهد، تقریبا همه- استثنائات حساب نمی شود- آن مسئولان، نمی خواهند کار مفید کنند (یا واقعا ناتوان هستند و یا اگر توانایی علمی دارند، به دلیل های مختلف چون کمی مزد نسبت به خدمت و یا حریص بودن و یا آلوده شدن به فساد در اثر همنسنی با همکاران مفسد اقتصادی)، نتیجه این می شود، این انتقادهای سازنده همراه راه حل، به صورت گزارش های طبقه بندی، به نهادهای امنیتی و خرابکاری دشمنان این حکومت ارسال می شود.

گزارش های فوق الذکر، که از سوی نهادها و افراد مسئول مفسد اقتصادی و یا شریک مافیایی ها و مفسدان داخلی، رد شده و اجرا نمی شود، در نهادهای عملیاتی دشمنان حاکمیت مانند ایران، تبدیل به برنامه های خرابکاری مختلف، از حمله برنامه های مختلف چگونه ایجاد تورم شود یا قحطی و یا تحکیم تحریم ها، متوجه می شویم، گزارش هایی که مردم عادی از فعالیت فلان فرد یا افراد در نهادهای در این راستا است، مانند مشکل مدرک گرایی، یعنی برای گرفتن مجوز تاسیس شرکت یا واحد صنفی در هر زمینه ای، نیازمند تعدادی زیادی مدرک فنی و مهارتی استف که حتا یک موردش نیاز نیست!، چرا برای تاسیس و سرمایه گذاری، کارآفرین سرمایه گذار، خودش بهترین ضامن درست کار کردن در بخش خصوصی است!، چرا؟

چون عقل سلیم میگوید، هیچ صاحب سرمایه، بدون اینکه مطمئن از بازگشت اصل سرمایه وسود مناسب نباشد، به هیچ عنوان اقدام به تاسیس شرکت یا واحد صنفی نمی کند، می خواهد این کارآفرین و سرمایه گذار، مدرک ابتدایی داشته یا دیپلم یا لیسانس یا دکترای هر رسته مرتبط یا غیر مرتبط!، عقل سلیم میگیود، اگر شخص سرمایه گذار، شخصا تجربه و مهارت و تخصص نداشته باشد، ناچار خواهد بود برای امور راه اندازی و کارآمدی واحد شرکت یا صنفی اش، افراد با تجربه و ماهر یا متخصص را استخدام کند، در نتیجه، این فساد خانمانسوز مدرک گرایی به جز ایجاد زمینه فسادهای بدتر مانند جعل مدرک و یا مدرک فروشی با ظاهر کاملا قانونی (با قابلیت استعلام) و یا تشدید پراتی بازی، در عمل چیزی روی نمیدهد، این حقایق حدود نیم قرن حاکمیت فعلی ایران اثبات رسانده است.

آنهایی در مراکز دادن مدرک قانونی- با انواع ترفندهایی خود سیستم حکومتی در اختیار آنها به صورت قانونی گذاشته که در ادمه چند مورد ذکر میکنم- در ازای پول، مدرک مورد نظر را برای مراجعه کننده تهیه می کنند!، این همان مدینه فاضله مفسدان اقتصادی در ایران است.

چون قضیه فساد مدرک گرایی، خیلی عمومی بوده و حتا مردم کم سواد عامی پایین شهری هم می دانند، مثلا مانند فسادهای عظیم بانکی همچون بانک اینده نیست که گفته شده، زیانی که بر خزانه ملی و یکایک مردم ایران وارد کرده، بالغ بر ۷۵۰ هزار میلیارد تومان است معادل یک سوم بودجه امسال کشور ایران!، اما مردم عای چندان توان درک این ارقام نجومی فساد ندارند.

اما همه این فسادهای اقتصادی از فساد مدرک گرایی تا فساد بانکی به هم مربوط است، بسیاری از کسانی در مراکز آموزشی و جور کردن مدرک برای شاغلان این بانکها و سایر نهادهای کشوریو لشکری مشغول هستند، مشاهده می کنند فلان فرد گاه بین ۱۰ الی ۲۰ سال با مدرک ابتدایی، در بخشهای مهم ادری دانشگاه آزاد و یا دولتی و قوه قضاییه و یا نهادهای امنیت و میلیاریستی مشغول بوده، فوقش رفته با فتوشاپ و این قیبل برنامه، یک اسکن و تغییر نام و عکس و تاریخ و یک شماره پرونده جعی (اگر پراتی اش کلفت بوده این شماره رچپسنلی وارد سیستم کرده!)، حالا موقغ بازنشنستگی یا ارتقای شغلی مثلا از آبدارچی به شغل مدیر کل یا معاون مالی و ارزش یابی فلان بانک یا کارگزینی و استخدام نیازمند مدرک است، این مفسدان مدرک جور کردن، مدرک لیسانس و یادیپلم مورد نظر جور می کنند، و اینگونه می شود، که سفارش خرید هزارن دستگاه قلابی یا گرانتر قیمت واقعی و کم کیفیت برای فلان نهاد کشوری و لشکری تهیه می شود!

این گونه است که از همان دهه ۱۹۸۰ اشخاص ملی گرا و معقول وطن دوست کنار زده می شوند، عامدا می روند قراردادهای تسلیحاتی با امریکا لغو می کنندف با وجودی حکومت قبلی، تعهد داده در صورت لغو یک طرفه این قراردادها مانند تسلیحات، علاوه اینکه آن کشور خراجی پیش پرداختهای چند میلیارد دلاری حق دارد نپردازد، بلکه حق دارد ادعای خسارت کند، همین خسارت زنی، بیست بعد در قضیه کرسنت روی میدهد!

+ از لغو قراردادهای تسلیحاتی تا کرسنت تا تراژی بانک اینده، روال یکی است، واماندگی سیستمی، یک سیستم خودکار خسارت سازی و اتلاف منابع و نابوید منابع مالی و از طرفی تشددی فقر و قحطی و نسل سوزی خاموش را در ایران در حال اجرا است.

برای همین فلان جوان نزدیک میانسالی که رنج سالها تنهایی کشیده و فاقد یک پارتنر است، حتا صراحتا از تنهایی اش می گید، در میان صدها زن مطلقه مجرد و دختر مجرد (که هر هفته همزمان با پند مرد پولدار و یا حتی بی پول و اما جذاب حقه باز) هم خوابه می شوند، اما یک بار حتا حاضر نمی شوند یک شب در خانه فلان مرد مجرد تنها هم خوابی و هم بستری کنند!

وقتی هم چنین روند فساداقتصادی و انحطاط وحشتناک ضد حقوق بشری افشا می شود، منتقد مطالبش حذف می شود!، چرا؟

+ چون واماندگی سیستمی، باید باشد تا تمامی این زنجیره های فساد تا توطئه علیه یک کشور برای نسل سوزی و عقب ماندگی و نیات اجانب به درستی کار کند!، چون همان حرام لقمه ای به ظاهر دوست و همکار، همان مرد مجرد تنهای میانسال است، خودش عامدا جلوی این کار میگرد، خودش نخبر جاسوس دوجانبه هم برا یحکومت و هم اجنبی است، علاوه بر اسادیسم آزرارگی جنسی دارد، میخواهد حقارت مفسد اقتصادی اش با آزار و اگر بتواند آلوده کردن مرد آزاده به کارهای ناخوشایند از روی رنج تنهایی و بی پولی، او بشکند، تا عقده های حقیرانه مفسد اقتصادی و خائن به حقوق بشر، التیام یابد!، زنان و دختران بیمار روانی خودفروخته هم کمی از حقارت و پلشتی و پستی دردناک درونی شان، آزارگری مرد آزاده تنها الیتام می بخشند!

+ اما پاسخ بخش آخر، این مدینه فاضله مفسدان اقتصادی، کی تبدیل به جهنم می شود؟

طبق تجربه سالها، به جز موارد استثناء، تقریبا همه آن عاملان میانی و مزدورهایی همچون آن پرستوها آزارگر جنسی مردان آزاده تنها تا جاسوسان دو جانبه که مثالهایشان در سطرهای بالا آورده، به نوعی دار کافات گرفتار می شوند. اینها از گردونه اطلاعاتی، بعنوان ضایعات و آشغالهایی تاریخ انتقضایشان به سر آمده، حذف می شوند!

+ آن هیولاهای شبه خداگونه اجنبی، می مانند، تا پروژه های سرم کننده وحشتناک بدیهیات حقوق ضد بشری شان اجرا کنند. اینها یک جورایی بیماری هیولاصفتی دارند، کل ایم زنجیره، از گر قدرت مردمی و بشردوستانه ای باشدف در بهترین حالت نها روانه تیمارستان میکند!

+ اگر این روال وحشناک بالا نبود، هیچ دلیل نداشت وقتی اسرائیل و غرب میتوانستند، چند ماه پیش کار این رژیم یکسره کنند، با ادامه زدن سران و مراکز اصلی حکومتی، به راحتی بدنه نسبتا سالم ارتش و با حتا کمتر از پنج درصد مردم، رزیم چنج کامل به دکراسی سکولار انجام می دادند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)