پس از گذشت سه سال برای چندین ثابت شد، پیشنهاد پلان خودبراندازی، بهترین پیشنهاد بود در وضعیت کنونی چند وجهی گریزناپذیر!

در همان اوایل تراژدی مهسا و سرکوب خونین معترضان، از اهل نظر کسانی شناس یا ناشناس، اعم موافق و یا نزدیک ذهبی رژیم حاکم تا مخالفان و غیره- مکرر و از ر یدلسوزی انسانیت دوستی و میهن دوستی- گفتند و بازنشر دادند، خودبراندازی یا هر اسمی دیگر همچون شبه کودتا و انقلاب از بلا، پیشنهادهای در قالب مقالات خطر سقوط،… همه به عقلا و آنهایی کمتر دچار اوهام و تعصاب مذهبی شیعی ولایی و آخرالزامانی بودند، گفتند:

دیگر زمان اصلاحات سپری شده- راه حل های وقتی و زمان خریدن و از این ستون به آن شاید فرج شود-گذشته استن ساختار حکومتی و قانون اساسی اش که به نوعی سلطانیسم خلیفه گری و امام سازی و امت گرایی است که اساسا این ساختار ناچرا است بری حفظ ظاهر یا واقعا، به سمت غرب ستیزی و مشخصا یهودستیزی و اسرائیل ستیزی برود، دیگرستیزی و حذف و سرکوب و نابودی دگراندیش غیر شیعه ولایی، نتیجه نهایی این ساختار است، چیزهایی در قانون اساسی و اصول ولایت فقیه آمده و همچنین کسانی قدر اساسی ذیل نهاد رهبری گرفته اند، سرانجام کار به اینجا خواهند کشاندف که چار جز رژیم چنج و سرنگونی اش توسط اکثر مدم و یا با کمک خارجی نخواهد بود.

این عمردهی های که با فریب اصلاح طلبی و امکان اصلاح ریم حاکم شد، در حالی حتا این رژیم قوانین ناقض حققو بشر چند ده پیش- که دیگر کارآیی و توجیه ندارد به لحاظ دسترسی فناوری و توسعه اراطات مجازی- مانند ممونعیت ویدئو و ماهواره را لغو نکرد!

این جرم انگاری و مجرم شدن فی البداهه اکثریت قریب به اتفاق مرم ایران، به دلیل ممنوعیت آزادی دسترسی به اینترنت و انواع قواین جرم انگاری به سایتهای فیلتر شده، عملا اکثریت قریب به اتفاق مردم مجرم کرده است!،

وقتی اکثریت قاطع مردم یک کشور، از مذهبی تا غیر مذهبی و سکولار و لادین و اتئیست و ندانمگرا و … در نقاط بدیهی حقوق بشر، خودشان د رمرعض ناامنی مدنی و حقوقی جرم انگاری حکومت به بینند، درنهیت وطی سالها، دچار تروماهای روانی و اثرات ناخوشایند زیست و کیفیت زندگی میشوند!، وقتی حاکمان علی این قدر از سطح شعور و معرفت حقوق بشر شناسی عاجز یا کم توان متوجه نشدندف ای سطح خشونت علیه بدیهیات حقوق بشر، حتا بخش بزرگی از مذهبی های اسلامی و شیعی زده و مخالف حکومت خواهد کرد، اینکه با رانت اینترنت طبقاتی و قشر، اقلیتی از خودیهایش جدا کند، مشکل حل نمیکند.

امروزه اکثریت قریب به مردم ایران، فی البداهه و دران، مجرم هستند، هر گونه فعالیت از انشتار عکس بی حجاب تا بیحجاب وارد شدن تا انواع موسیقی و مواد مخدر سنتی و سبک های متفوت که اسسا آزاری به دیگران ندارد، در نهایت بالقوه هر کدامشن یک پرونده قطور برای به دادگاه و زندانی تا اعدام دارند، به این روش حققوی و بد رویه قضایی، که از سوی آخوندهای حامی حکومت همجنان قدرت ضد حقوق بشری فتوا و حکم دادن به مرگ دیگران به جرم ارتداد و ساب مقدسات اسلامی و… دارند تا خود ساختار حقوقی حکومت، تنها راه حل خودبراندازی برای برقرای حکومت دمکراسی سکولار بود تا وضعیت کشور به اینجا نرسد.

اما نفوذ اعتقادات خرافی و موهومی و انحرافی فرقه های شیعی در بخشی از مردم، این توهم در حاکمان ادامه داد بالاخره با انواع گروگان گیری اتباع دیگران تا اسارت زیست مردم داخل و انواع پرستوبازی تا نقض حریم خصوصی با انشار وی پی ان های آلده و هک سیستمهای مردم عادی و ایجاد پلتفرمهای جاسوس ابزار و جاسوسی از تمام مردم، تعرض به حریم خصوصی و انواع ایجاد ترماهی روانی و استرسی مردم، انها وادار به واگنش های تند و درنتیجه گرفتار و زندانی کردشان و ایجاد پرونده برای آنها درست کردن، بالاخره حاکمیت ترس و رعب و وحشت ایجاد کند، اما اوام ایدئولوژیک دیگرستیز آنها تنها به آزار مردم داخل محدود نبد، بالاخره اقتضای این ایدئولوژی، د نهایت به تقابل با غرب و اسرائیل و کشورهای سکولار دیگر خواهد انجامید.

اینجا، مقصر اصلی، حمله به ایرن و کشته شدن افراد حکومتی و نظامی و اطلاعاتی و سمپاتهای رژیم، خود حکومت و رئوسش است.

 

چرا شاهزاده رضا پهلوی، شانس نخست است؟!

نقش رژیم حاکم فعلی و مخالفان اپوزیسیونی ضد پادشاهی، در تقویت شانس نخست شدن شاهزاده رضا پهلوی؟!

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)