چرا شاهزاده رضا پهلوی، شانس نخست است؟!
پرسش اول مشخص است منظور شانس نخست چیست؟
– ابتداء اینکه جریان مشهور به پادشاهی خواه (که مخالفنشان آنها به انواع اسامی دیگر لقب درست یا غلط میدهند)، تشکیلات مخفی وشبه مخفی شان حتا از مان سقوط ظاهری سلطنت/پادشاهی حفظ کرده است، این ساختار درون حکومت نفوذ داشت و بخش مهمی از همان کارکنان و کارمندان دوران سلطت/پادشاهی پهلوی، در حکومت بعدی بودنده اند، اینها تواب شده یا ناچار به زنده مانی تا ایجاد لایه های اجتماعی و اقتصادی مخفی کردند، بخش بزرگی از خود حاکمان دست پروردان رزیم پهلوی بوده اند، از همان آخوندها، دست پرورده نظام پهلوی بوده و توسط پهلوی از حوزه به دانشگاه اورده شده، بعدا بزرگرتین نظریه پردازان حکومت ولایت فقیه شدند، تا جایی نگارنده اطلاع دارد امثال مرتضی مطهری تا بهشتی، همگی دست پرودگان نظام آموزشی التقاطی اسلام شیعه پناهی و به ظاهر سکولار بودند!
– میزان بالیا فساد و جنایت و توحشی به دلیل اجرای احکام اسلامی وشیعی، از احکام مهلک ناقض بدیهیات حقوق بشر مدرن و نوین ارتداد و محرابه و ساب و قصاص و سنگسار بگیر تا انواع احکام خشن شلاق و قطع دست و انواع زندان و محدویت سازی و جرم سازی بدییهات حقوق بشری مانند آزادی بیان و دسترسی به سانه ها نوین و عدم تحمل منتقدان از مردم عادی تا اشخاص مشهور، سکوب و ایدئولوژیک شدن شعارهای غرب ستیزانه و مرگ مرگ گفتن ها…، همگی چهره ای غیر نرمال و خشن و ضد بشری ساخته، به حدی دوران به هر روی آزموده شده پهلوی با کمک افراد و رسانه های مبلغ آن دوران، بیش از پیش شاهزاده رضا پهلوی آلترناتیو اول کرده است. نگارنده احتمال رفراندم حتی با ارائه دو قانون اسسای با محتوای یک سان سکولاردمکراسی با رعایت حداکثری حققو بشر و عدالت توزییعی و متعهد به فقرزدایی سریع مانند پیشنهاد سهام همگانی فوری از منابع ثروت عمومی، مردم اکثرا به پادشاهی رضا پهلوی رای بدهند!
– این حکومت شترگاو پلنگ به نادرستی عنوان جمهوری بر خود ذاشته و هیچگاه واقعا جموری نبوده، بلکه التقاطی از اسلام شیعی و خلافت گری و سلطانیسم بوده است، به نوعی تکامل یافته همان التقاطاتی اس که از دوران مشروطه تبدیل شده مشروطه مشروعه است که بنظرم با وجودی رضاشاه، در اواخر حکومتش سعی کرد منش سکولار بگیرد و این جماعت اتقاطی اسلام شیعه از صحنه سیاسی دور کند و تا حدی از اقدانات کمال پاشا (اتاترک) در تکیه الگوبرداری کند، با بد حداثه وی، ژئوپلتیک ایران که دروازه ریملندی ها (غربیان مبتنی بر امپراتوری دریایی) برای ارباط با هارتلندی ها (امپراتوری بر مبنای خشکی یعنی عمدتا بلوک شرق و شوروی)، در تقابل به مدعی قدرت جدی کشورها محور (آلمان نازی و ایتالیای فاشیستی و غیره)، ناچار ایران با ام رمز پل پیروزی اشغال و رضاشاه که در اواخر به شدت سکولار از نوع اقتدار حکومتی منشانه شده بود، اما محمدضاشاه، به هر دلی نتواست یا نوخاست و ملغمه از هر دو، به سمت شترگاوپلنگی رفت تا بتواند ماموریت سد در برابر نفوذ مارکسیسم و کمونیسم شوروی بگیرد، هر چند تلاش کرد توازنی حداقلی با شوروی انجام دهد، اما وقعا این بود ایران زمان پهلوی، در بلوک غرب بود، خریدها نظامی محدود و ارتباطهای کم اقتصادی با شوروی، اصلا قابل قیاس حجم عظیم تجارت میلیتاری و اقتصادی با غرب و امریکا بویژه نبود. اساس اقتصاد و میلیتاریسم و نوع حکمرانی پهلویف الگوبردری و پیروی از غرب بوده است، اقدامات شبه سوسیالیستی و اجتماعی سیاسی مترقی و البته در جایش خود حتا شایسته و قبل تقدیر، مانند دادن حق رای به زنان و تاسیس سازمان تامین اجتماعی و بیمه تامین اجتماعی و بازنشستگی و بسیاری کارهای مدرنیته که یادآور کینزیسم بود و نه لزوما مستقیم الهام از کمونیسم و حتا سوسیالیسم و هر چند تاثیرپذیررفته شده یا دست کم ظاهر.
– در پارگرافهای بالا، طی بیش از ۴۰ سال و اندی حکومت پسا پهلوی (ولایت فقیه و هر چی اسمش بگذارند)، عمده کاری کرد، منهدم کردن و منحرف کردن همان ادامات دوران پهلوی اول و دوم برای ترقی و آزادی و مدرنیته بد، اشتابهات وحشتناک این حکومت در گسترش فساد رانتی و انحطاط علمی با ترویج وحشتانک و بلکه عامدانه وحشیانه باندهای مافیای در ترویج مدرک گرایی که منجر ب مدک ساز و مدرک فورشی کاملا با روش قانونی و اقبل استعلام با اسم رمز خصوی سازی و مرمی کردن آموزش!، همان اقلیت نورچشمی و وابسته معلمان و مدیران اموزشگاههای اتبدایی تا متوسطه و انشگاهی، امدند مراکز غیر دولتی و یا خصولتی درست کردن، که عملا به مراکز جمع آوری ثروت و پول آوردن شدند البته قیمت انحطا علمی و فرهنگی و هنری و فنی و تمدنی ایران!
– اینها باعث شد، ناخودآگاه و بر اثر تبلیغات شبکه های رسانه برون مرزی حامی پادشاهی و پهلوی، در چشم مردم برجسته شودف نقشی شبکه من و تو داشت و بقیه، این درنار ناکارآمدی و فساد همه جانبه اقتصادی و آموزشی و کشورداری و چپاول اموال عمومی و ترویج پلشتی رانت خورای و پراکنش توهم موهبت رانت بر نزد اکثریت فقرا بدون انکه عملا موهبتی به بینند، همان طور که فساد پارتی بازی و آشنا بازی تبدیل به ارزش ضد فرهنگی و اما رایج در ایران شده، که اکثریت در توهم به دست آ.ردنش هستندف و اما در عمل در طول زندگی شان تقریبا هیچی بدست نیاوره اند از پارتی بازی تا رانت، اما توهمش هموار داشه اند، کاری حکومت پسا پهلوی کرد، انحطاط ارزشهای اخلاقی شای بخش بزرگی اش جهان شمول و تایید شده حتا سکولاریسم مروج شده به اسلام و شیعه، موجب کاهش شدید اعتقاد و التزام به سلام شیعه شده، اما قسمت بد داستان این است، به دلی فرصت طلبی منفعت طلبی و هرمون های بقا انسانی، بهانه ای شد که برای زیر پا گذاشتن ارزشهای اخلاقی اجتماعی، چنین شد انواع دزدی به روشهای کلاهبردرای و مال مردم خوری (حرام لقمگی) و نقش حق الناس و دزوغ برا کسب منافع مادی تا حتا زنبارگی و دختربازی و خانمبازی!
– تبلیغات تا حدی مبنی بر واقعیات در ههرهای بزگ و بویژه پایتخت از طبقه متوس و بالاشهری (با وجود حاشیه نشنینی و زاغه نشینی ها همان دوره که بسیار کمتر دوران پسا پهلوی بوده)، درنهیات گرایش به پهلویها بیشتر کرد.
– در این میان جریانهای جمهوری خواه و چپ سوسیالیستی یا چپ مارکسیستی، همچنان در منگه دروغگیی ادای جمهوریت رژیم حاکم پسا پهلوی و پراکندگی و درگیر شدن با جریان یهودستیز و اسرائیل ستیز و غرب ستیزی، بدیهی است در این آشوب فکری و ذهنی و عملکردی، زیرکیهای پهلویها با پشتوانه باقی مانده مخفی و شبه مخفی گذشته و سفر شاهزاده به اسرائیل، در نهایت گزینه اول آلترناتیو شوند، فحاشیها و افشاگریهای جنسی و بزرگ نمایی اشرافیت و اتهامهای دزدیهای توسط طبیف متهم ۵۷ ها و چپها، بی فایده بوده است، جامعه توسط عوامل شبه مخفی اجنبی و داخلی، انحططا همه جانبه اخلاقی و اقتصادی و حتا فساد آموزشی افتاده و مدرک خریدن و دور زدن تحصیل به روشهای کاملا ظاهر قانونی و قابل استعلام، دیگر شعارهای ۵۷ ها و چپ ها جاذبه ای ندارد!
– اقدامات یهودستیزنه ضد اسرائیلی و هوادای یک طرفه و حتا بدون محکومیت جنایات تروریستی هفتم اکتبر، بیش از پیش، جامعه آیین قدرت را به سمت آلترناتیوسازی پهلوی برده است، عدم سفر شخصیتهای برجسته و تا مدعی جمهوری خواه لیبرال دمکرات تا جریان سوsیال دمکرات و چپ مارکیستی و کمونیستی به اسرائیل و عدم ارتباط یا علاقه رابطه حسنه با یهودیان و اسرائیل و بعدا امریکا و غرب، همگی دست به دست هم داده که شاهزاده پهلوی شانس نخست پسا گذار باشد. چه بسا انتخابات آزاد با نظارت سازمان ملل باشدف اکثریت مردم رای به بازگشت پادشاهی بدهند هر چه قدر شاهزاده رضا پهلوی، به سمت پادشاهی مادین برود و قدرت اجرایی به نخست وزیر و پارلمان سکولاردمکراتیک بدهد، بش از پیش بختش در آزادترین انتخبات و رفراندوم برای پیروزی به دست خواهد آورد.
در این بین همچنان اپوزیسیون لیبرال دمکرات جمهوری خواه تا چپ های مارکسیستی- بسیاری شان در حال فحاشی و سانسور و آزار منتقدان مستقلا همچون امثالهم باشد- و بیش ازپیش چهره سرکوبگر و ضد مردمی و لمپن از خودشان نشان دهند!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.