این مطلب در پاسخ تکمیلی مطلب زیر نوشته شده
نقش رژیم حاکم فعلی و مخالفان اپوزیسیونی ضد پادشاهی، در تقویت شانس نخست شدن شاهزاده رضا پهلوی؟!
– امثال اکبر گنجی، چپها یا چپ نماهای هتاک با هویت شناس یا ناشناس، جمهوری خواهان کم سواد و جمهوری خواه نماهایی که مرتبا و مکرر، بجای مسئولیت پذیر کردن و تعهدآور کردن شاهزاده رضا پهلوی و جریان بزرگ چندین لایه و رنگارنگ مخفی تا آشکارش، دهان به دهان هتاکی سمپاتهایش گذاشته، اقدام به ایراد و اتهامات به ظاهر شدید جنسی و نقض حریم خصوصی برده، و دائما خاندان پهلوی را اتهام به دزدی و فاسد و حامی الیگارشی سرمایه داری میزنند!
- در واقع حتا همان ملی گرایان پادشاهی واهی ژست مخالفت حمله خارجی گرفتند، همگی حلقه تکمیلی تقویت محبوبیت آقای رضا پهلوی هستند!
- با توجه هجمه مخالفان فوق الذکر به خاندان پهلوی، و آن بستر چند دهه تبلیغی به نفع پادشاهی پهلوی و نفوذ همیشگی موافقان و نسلهای پرورش یافته در بخش بزرگی جامعه، که حتی درهمان انتخبات نخست نیز عملا حدود نیمی شرکت نکردند! و این عدم شرکت در این اواخز به اکثریت رسید، در حالی ماله کشان رژیم حاکم تا امثال اکبر گنجی، این عدم شرکت را به چیزهایی غیر از تمایل به پهلوی نسبت داده و موجب خطاهای محاسباتی بسیار شده اند!، در حالی که است خاندان پهلوی و بویزه شخص رضا پهلوی، با هوشمندی تمام، مبهم صحبت میکند درباره بدیهیات حقوق بشر، تا جایی که در آن سخنرانی معروف چند ماه پیش خود، لفظ انسایت را بجای حقوق بشر بکار برد!
- در این فضای گفتمانی مبهم پادشاهی خواهان و مبهم گویی و فرار از تعهد و مسئولیت پذیری پهلویها، با پشتوانه چند وجهی، رضاشاه شبه سکولار ضد آخوند بگیر تا محمدرضاشاه اسلام پناه و شیعه پناه که دست پرودگان نظامش همچون مرتضی مطخهری تا بهشتی، از تئوریسین های رزیم ولایت فقیه شدند، از خود خاندان فعلی و شخص رضا پهلویف که تظاهر به اسلام و شیعه بارها کرده اند و هیچگان لاقل امثال نگارنده یک بار واضح نشدید و نخانده ام از شخص ایشان و اطرافیان برنددارش، به صراحت به لغو قانون اساسی مشروطه مشروعه (اسلام شیعی) که پادشاه قانونا متعهد به حفظ اسلام و مذهب رسمی شیعه ۱۲ امامی کرده است!
- خلاصه به نوعی، طی سال اخیر، با رویداد جنبش مهسا و سفر رضا پهلوی به اسرائیل و پیوندها و سابقه چندگانه صحبت کردن وی، رفتن بتا مرز فدرالیسم و نشستن با قومگرایان فدرالی خواه تا رفتن زیارت مکه و آل سعود، پدربزرگ ضد آخوند تا پدر آخوندپناه، یک چهره چند وجهی و به قولی چندگانه سوز ارائه داده است، بدون آنکه حتا در یک سخنرنی و مصاحبه یا تعهدنامه انتشار یافته رسمی خودش و همچین تشکیلات (های) متعدد و موازی مخفی تا آشکار پادشهیی خواهی، به صراحت، خواهان برچیدن هرگونه سیستم و رزیم و طنام مذهبی وشبه سکولار شده و به صراحت ممنعیت اعدام و قتل حکومتیه هر دللی کنند و همچین به صراحت اجازه زیست عادی و آزادانه کامل دگراندیشان آتئیست ندانمگرا و مرتدان از هر دینی چه مرتد به سلام و فرقه هایش و چه مرتد سایر ادیان و مذاهب، صرفا مبهم از آزدی مذهب میگوید، در حالی نقطع اصلی شروع جنایات و ظلم و فساد حکومت فعلی یا نظام پهلوی، همین تشدید اسلام پناهی محمدرضا پهلوی (حتا اگر نمیخواس طبق قانون اساسی مشروطه مشورعه مجبور به حفظ اسلام و شیعه ۱۲ امامی و در نتیجه عملا تکررا ترورهای چون احمد کسروی خواهد شد، حکومت پهلوی اعدام نمیکند مرتد و دگراندیش دنی و لامذهب و آنئیست تا اسلام ستیز، و اما آخوندیسم و اسلام شیعه در پناه پهلوی، ترور و جنایت کرده و آخوند شیعه و چه بسا سنی و غیره حکم ارتداد و اعدام حق خودش میدادند میرود در دانشگا پهلوی دکتری گرفته و رسالات و کتاب ولایت فقیه چاپ میند، سپس ماموریت می یاید آخوند تا بجای شاه، چپ کمونیستی سرکوب شدید کند تا ریملندی ها خیالشان از رسیدن هارتلندی کمونیستی به سواحل اقیانوس هند راحت شود!)، این است چندانه سوزی بدون مسدولیت پذیری و آلترناتیو نخست شدن واقعی جامعه چند پار و بخش بزرگی منحط و فاسد!
اینجا نگارنده نمیخواهد اتهامات ضد اخلاقی و ناپسند به اکثریت مردم بدهد اعم هوادار و مخالف پهلوی، اما کدام انسان راستگو و آزاده ای است که نداند بخش بزرگی از جامعه امروز ایران دچار انحططا شدید اخلاقی و فساد اقتصادی و انحرافات حتا با همان موازین غربی که مردمان محکوم میکنند از جمله سیاست مداران، وقتی در جبهه پهلوی سکوت تا ابهام است که حتا زیر بار کابرد رسمی لفظ رعایت حقوق بشر و حتا بدیهیات حقوق بشر نمیرود (مشخصا ممنوعیت اعدام مرتدان و دگراندیشان لادین و لامذهب و اتئیست و ندانمگرا…)، دست بازی ر پذیرایی از طیفهای مختلف بریده از رزیم حاکم دارند تا همن چندی پیش از آخور و یا سفره انقلاب ثروت انباشته اند، در این فضا، بی مسئولیت و قطعا توقع آشتی ملی و عفو ملی، آزدی انبوه زندانیان، بخش بزرگی از ذی نفوذان در همین حکومت و لایه اقتصادی که با مدرک جعلی و خریداری و با کمترن سواد و شایستگی حضور دارند، این گمان شیدی دارند که درینده در نزد حکومت پهلوی نیز قسر در خواهند رفت، این لایه های ثرتمندی که دیگر اعتقادی به اسلام و شیعه نداشته و توسط رزیم حاکم ولایی و آخوندها و دستگاههای سرکوب، عادت به ریاکاری و امراض ناخواسه چند شخصیتی و منفعت طلبانه شده اند، همین درصد بالایی همواره هیچگاه نه در جببه جنگ ۸ ساله بودند و نه حتا حاضر به رفتن به سربزی بوده و نگارنده انبوه انبوه از اینان اطلاعات موثق دارد، که در نهیت هرزگی و ولنگاری اخلاقی و دزدی و کلاهبردرای مالی، نه سواد واقعی در حد دیپلم متوسطه داشته و نه سربازی رفته و نه در انتخبات شرکت کرده، مردمانی که هیچ چیزی از مسئولی اجتماعی و اخلاقی و انسانی، چرا پهلوی انتخاب نکنند و مثلا بروند طرفدار جمهوری خواه لیبرال دمکرات واقعی سکولار بشوند که دنبال فقرزدایی و عدالت توزیعی و سهام همگانی فوری رایگان از ثروتهای غات شده و منابع و ذخایر طبیع عمومی باشد؟!، واقعا کمتر کسی جرئت پیدا کرده از این زاویه بخشی محبوبیت رو به افزون پهلویها را مورد مطالعه و بررسی و نقد قرار دهد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.