مهاجرت و ناترازی: چالشهای بیآبی و سکونتگاههای غیررسمی
بیآبی و محدودیتهای آبرسانی در برخی استانها، انگیزهای تازه برای مهاجرت به سمت پایتخت شده است. با توجه به جاذبه قوی تهران برای مهاجرت بیناستانی، خطر گسترش سکونتگاههای غیررسمی احساس میشود.
بخش قابلتوجهی از مهاجرت در دو دهه گذشته به محلههایی در داخل یا اطراف پایتخت بوده که به صورت غیررسمی شکل گرفتهاند. این مهاجرت باعث شده تا حداقل ۳۰۰ هزار خانوار در تهران در سکونتگاههای غیررسمی زندگی کنند؛ جایی که فقر مسکن بیداد میکند. فرار از بیآبی روستاها، سه تهدید مهم به دنبال دارد.
تاثیر بیآبی بر روستاها و امنیت غذایی
بیآبی و بیکاری دو معضل اصلی روستانشینان امروز هستند. حل نشدن سریع این چالشها میتواند این قشر را ناچار به مهاجرت به شهرها کند. این پیشبینی از سویی امنیت غذایی کشور را به خطر میاندازد.
از سوی دیگر، با گسترش حاشیهنشینی و سکونتگاههای غیررسمی، ناهنجاری اجتماعی در مناطق مختلف، به ویژه حاشیه شهرهای بزرگ، افزایش مییابد.
حل مشکل کمآبی در روستاها با روشهای نوین آبیاری و اصلاح کشت پرهزینه است. با این حال، کارشناسان تأکید دارند که این هزینه از هزینه لازم برای ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی کمتر است.
بنابراین، انجام آن یک ضرورت جدی تلقی میشود. تشدید ناترازیهای انرژی در ایران، چالش امنیتی ایجاد کرده است.
تقریباً تمامی شهرها و روستاها در بخشی از سال با تبعات قطع آب و برق روبرو هستند. روستاها و بهخصوص روستاهای فلات مرکزی با ناترازی شدیدتر انرژی، بهویژه در تأمین آب، مواجهاند.
این ناترازیها نه تنها بر زندگی روستاییان اثر میگذارد، بلکه معیشت آنها را نیز دچار اختلال جدی میکند.
ارتباط مستقیم کمآبی و مهاجرت اجباری
اخیراً خبر خشک شدن منبع آب بیش از ۳۰۰ روستا در استان یزد منتشر شد. عنوان شد که آب شرب این روستاها از طریق تانکر ارسال میشود.
ساکنان روستاها تأکید داشتند که آب ارسالی فقط برای خوراک و آشامیدن بوده و نباید برای کشاورزی مصرف شود.
این در حالی است که حیات روستاها به آب وابسته است. ادامه این روند روستانشینان را ناچار به کوچ میکند. در واقع، این کمآبیها کیش ناترازی به روستانشینان است.
در این شرایط، بخش قابلتوجهی از این روستاییان که امکان کشاورزی و دامداری را از دست دادهاند، چارهای جز مهاجرت به حاشیه شهرها ندارند.
این مهاجرت به دلیل چالش ناترازی صورت میگیرد. اگر روستاییان از توان مالی برخوردار باشند، به شکل رسمی در شهرها ساکن میشوند.
در غیر این صورت، احتمالاً چارهای جز ورود به سکونتگاههای غیررسمی و تبدیل شدن به شهروند غیررسمی نخواهند داشت.
این موضوع آینده زندگی این قشر را منفی تحتالشعاع قرار میدهد. همچنین چالشهای متعددی برای شهرها و ساکنان رسمی آنها ایجاد میکند.
پیامدهای گسترش سکونتگاههای غیررسمی
ساکنان سکونتگاههای غیررسمی از حداقل خدمات شهری محروم هستند. از این منظر، آنها با شدیدترین نوع فقر مسکن درگیر هستند.
شیوه زندگی در این سکونتگاهها، ساکنان را به سمت فقر بیشتر، بزه و تباهی سوق میدهد. همزمان، این سکونتگاهها به یک معضل برای شهر و شهروندان تبدیل شدهاند.
در شرایط کنونی، دست کم ۲ میلیون خانوار در سکونتگاههای غیررسمی در حکومت ایران زندگی میکنند. نزدیک به ۳۰۰ هزار خانوار از این تعداد، ساکن سکونتگاههای غیررسمی شهر تهران مانند دره فرحزاد هستند. همچنین آنها در سکونتگاههای حاشیه تهران نظیر خلازیر زندگی میکنند.
تمرکز امکانات در پایتخت برای دهههای متوالی، تهران را به آهنربای قویتری برای جذب مهاجرت تبدیل کرده است.
متولیان ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی معتقدند از دهه ۹۰ تاکنون اقداماتی انجام شده است. اما این اقدامات برای مقابله با این سکونتگاهها به نتیجه مطلوب نرسیده است.
مهاجرت و رشد نامتوازن جمعیت شهری
تجربه چند سال گذشته نشان میدهد که تنها راه مقابله اصولی با افزایش جمعیت در سکونتگاههای غیررسمی، ممانعت از مهاجرت است. این امر با ایجاد جاذبه در مبدأ امکانپذیر است.
بیتوجهی به این موضوع و فرار از روستاها میتواند ۳ پیامد مهم داشته باشد. این پیامدها عبارتاند از: ناهنجاری اجتماعی به دلیل زندگی در سکونتگاههای غیررسمی، ناترازی انرژی در شهر مقصد به دلیل رشد جمعیتی بیش از برنامه، و در نهایت کاهش امنیت غذایی و اجتماعی به دلیل خالی شدن روستاها از جمعیت.
فقر شهری یا شهری شدن فقر یک مسئله جهانی است. این پدیده بازتاب سیاستهای کلان اقتصادی، تغییرات اقلیمی، جنگ، خشکسالی، سوانح طبیعی و عدم توزیع عادلانه ثروت و قدرت است.
آمار و پیشبینیها درباره مهاجرت
در سال ۱۹۷۰، ۳۷ درصد جمعیت دنیا در شهرها و ۶۳ درصد در روستاها بودند. در سال ۲۰۰۰، این نسبت به ۴۷ درصد ساکنان شهرها و ۵۳ درصد روستاییان رسید.
در سال ۲۰۳۰ نیز این نسبت به ۶۰ درصد جمعیت ساکن شهرها و ۴۰ درصد روستاییان خواهد رسید.
پیشبینی نسبت جمعیت شهرنشین به روستاییان تا سال ۲۰۳۰ در حکومت ایران متفاوت از میانگین جهانی است. انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰، ۸۵ درصد جمعیت حکومت ایران در شهرها ساکن شوند. در حالی که ۱۵ درصد دیگر در روستاها خواهند ماند.
این رشد جمعیت شهری در حکومت ایران نتیجه نرخ رشد طبیعی شهری نیست. بخش عمدهای از افزایش جمعیت شهرنشینان نتیجه جابهجایی جمعیتی و مهاجرت به شهرها است.
در حال حاضر، نرخ رشد جمعیتی شهر تهران کمتر از ۲ درصد است. اما گرمدره رشد جمعیتی ۳۳ درصدی دارد. رباطکریم نرخ رشد جمعیت ۱۶ درصدی دارد. نرخ رشد جمعیت در پردیس ۱۳.۳ درصد و در اسلامشهر حدود ۱۰ درصد است.
این رشد جمعیت نتیجه زادوولد یا نرخ طبیعی جمعیتی نیست. عمدتاً نتیجه مهاجرت است. به بیان دیگر، جابهجایی جمعیت عامل این رشد در شهرهای حاشیه تهران است.
با ادامه این وضعیت در ادامه این موضوع اجتماعی به موضوع امنیتی برای حاکمیت تبدیل شده و پتانسیل انفجار اجتماعی در این مناطق مانند اسلامشهر در اعتراضات آبان ۹۸ و اعتراضات ۱۴۰۱ بیشتر و بیشتر میشود.
چرا که فقر مولد نارضایتی اجتماعی و در قدم بعد بلافاصله تبدیل به پارامتری سیاسی میشود و کل حاکمیت را نشانه میگیرد. یعنی مسئله دیگر نان و معیشت نیست.
[چرا روستاهای ایران خالی از سکنه میشوند؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.