پس از سوء تفاهم کارتون «ایران جمعه کودک» در سال ۸۵ که به خاطر استفاده از یک کلمه ترکی «نمنه» از زبان سوسک- کنار تمام کلمات غیر ترکی از زبان سوسک ها و قورباغه های دیگر آن صفحه و صفحات دیگر- مطلب، مخاطبانی غیر از کودک و نوجوان پیدا کرد و در بستری دیگر با پیشفرضی دیگر قضاوت شد و تعبیری نژادپرستانه یافت و اعتراضات بسیار برانگیخت تا به الان تقریبا به اندازه انگشتان دو دستم بابت این که طرح، راه را برای چنین سوتعبیری- که هرگز مد نظرم نبوده-باز گذاشت معذرتخواهی رسمی کرده ام (پاسخ جداگانه به ایمیل ها و پیغام ها بماند) یک بارش در دوره آزادی موقت ام پس از زندان بود بار دیگر در وبلاگ شخصی ام در سایت سیصد وشصت بار بعد در فن پیج فیسوکم ومعروفترین نوبت، از برنامه پر بیننده «پارازیت» اما همچنان گاهی از دوستانی عصبانی پیغام می گیرم که چرا رسما (یا شاید شخصا از خود فرستنده پیام) معذرت نخواسته ام. توهم من تا مدتها این بود که ماجرا منحصر به سوتفاهمی قومیتی است تا این که سال قبل در یکی از کارهای مجموعه «درگیرها» برای نجات دریاچه ارومیه بر اساس یک نقاشی قهوه خانه ای معروف، حضرت عباس را کشیدم دو دستش را در راه آب دادن به دریاچه از دست داده. رسانه های دولتی خیلی سعی کردند آن را توهین به حضرت عباس جا بزنند اما نشد. نشان به آن نشانی که هنوز برای طبقه بندی من از مارک «توهینگر به آذری ها» استفاده می کنند و نه «توهینگر به حضرت عباس». جالب اما برخورد یک دوست آزادیخواه بود که در پیغامی شخصی مشفقانه توصیه کرد: «برای حفظ محبوبیت عمومی بین مذهبیون آزادیخواه یک معذرتخواهی رسمی بکن» این بار نزدیک بود شاخ در بیاورم. یعنی هربار بابت تفسیر دلبخواه بخشی از مخاطبانم باید یک- یا بعضا ده- پوزشنامه رسمی منتشر کنم؟! اندکی بعد چون وسط پرچم ایرانی که دست چند چماقکش بود علامت جمجمه کشیده بودم بخشی از مخاطبان ملی گرا «احساسات شان جریحه دار شد» و خواستار پوزشخواهی ام شدند. بعد تر از داستان کشتی نوح در کارتونی استفاده کردم تا نشان بدهم عقل و خرد انگار سوار کشتی نجات نشده مذهبیون – ببخشید گروهی از مذهبیون- گفتند توهین به داستان الهی است و معذرت بخواه. هنوز مردد بودم آیا باید مدام بابت انجام کاری که روزانه هزاران کارتونیست در سراسر دنیا مشغولش هستند معذرت بخواهم تا این که امروز مطلب هادی حیدری را خواندم که بابت طرح «چشم بندان»، مظلومانه از همه طلب حلالیت کرده بود. خواندن مطلب هادی ایده ای به ذهنم رساند، این که یک بار برای همیشه بابت کارهای کرده و نکرده، گذشته و آینده پوزشی بخواهم و منتشر کنم و بعد کارم را ادامه بدهم. از این به بعد دلگیری پیش آمد همه را به این متن ارجاع می دهم:

  • از تمام افراد، اشخاص، گروه هایی که چیزی شبیه به خود و یا بستگان در کاری از من یافته اند پوزش می خواهم مطمئن باشند سوتفاهم شده چون من نود و نه درصد شما را اصلا نمی شناسم که بخواهم به تان اشاره کنم. بیشتر روز من در خانه و با همسر و گربه ام می گذرد و اگر کارهایم شبیه کسی باشد اهل خانه است.
  • از تمام قومیت ها و ملیت ها بابت استفاده احتمالی از واژگان ایشان در کارهای گذشته، حال و آینده ام پوزش می خواهم. در درجه اول از فارسی زبان ها حلالیت می طلبم چرا که بارها و بارها داستان مصورهایی برای کودک و نوجوان منتشر کرده ام که حیوانات متنوع برای ارتباط با هم- و با مخاطب- از زبان ایشان استفاده- تو بخوان سواستفاده- کرده اند. از سال هشتادوپنج به بعد تمام سعی ام را به کار بسته ام که اگر از دیالوگ در کاری استفاده می کنم حتما واژه ها را ریشه یابی و هر کلمه غیر فارسی را حذف کنم، تا لااقل یک گروه بیشتر برای حلالیت طلبیدن باقی نماند اما گاهی بابت کم سوادی از دستم در میرود. بابت عدم تسلط به علم زبانشناسی از همه پوزش می خواهم
  • از رزمندگان اسلام معذرت می خواهم چون من هم بارها از نماد قطار آدم ها استفاده کرده ام و اصلا خاطرم نبود که ایشان پیش از عملیات پشت هم قطار می شده اند.
  •  از جانبازان دفاع مقدس معذرت می خواهم چرا که بارها بی توجه به وضعیت ایشان از تمثیل صندلی چرخدار استفاده کرده ام
  •  از جمال رحمتی عزیز هنرمند کارتونیست خوب و دوست قدیمم که طرح چهره اش مربعی است بابت مجموعه «کله مربعی ها»یم پوزش می خواهم امیدوارم آن را توهین به خود تلقی نکرده باشد. همچنین تمام کسانی که فرم صورت مشابه جمال دارند یا خواهند داشت، از ایشان پوزش می خواهم
  • از مهدی پرپنچی عزیز مجری برنامه های بی بی سی پوزش می خواهم چرا که شخصیت اصلی خیلی از کارتونهایم ناخواسته شبیه ایشان است. همچنین از دکتر مصدق،مهاتما گاندی و سر بن کینگزلی به دلیل مشابه پوزش می خواهم
  • از پدر ژپتو پوزش می خواهم چرا که بارها جگرگوشه اش پینوکیو را با محمود احمدی نژاد مقایسه کرده ام. چاره چیست ما کارتونیست ها نیاز به نماد و نشانه داریم اما این که دلیل نمی شود و نابخشودنی است، همچنین از سایر شخصیت های داستانی معروف مثل دن کیشوت و ویلهلم تل و امثالهم بابت توهین هایم حلالیت می طلبم
  • از صدوبیست و چهارهزار پیامبر تاریخ بشریت و پیروان شان معذرت می خواهم. تعداد زیاد است به هر حال هر کدام از کارهایم ممکن است به یکی از حالات و اوصاف ناگفته و نانوشته ایشان شباهت داشته باشد
  • از موسیقی دانها، نقاشان، بزازان، قصابان، عکاسان، رقاصان و سایر اصناف و گروه ها پوزش می خواهم چرا که در بسیاری از کارهای گذشته و آینده ام ابزار و وسایل شان در کارهایم حضور نمادین دارند.
  • یک بار دسته ای کلاغ کشیدم که البته در کارم معنایی دیگر می دادند اما از بانوان مزین به حجاب برتر یعنی چادر مشکی، پوزش می خواهم اگر به خود گرفته باشند. همچنین از لیلا فروهر عزیز اگر آن را یکی از هزار دسته کلاغای خبرچین ترانه اش پنداشته باشد
  •  از جامعه حیوانات پوزش می خواهم که آنها هم جاهایی قربانی نمادسازی های من شده اند. وقتی گاوی را در حال حمله به پارچه قرمز می کشم منظورم صرفا نمایش خشم  کور است و بس. من گاوها – وسایر حیوانات-را بسیار دوست دارم. حتی بعضا بیشتر از خیلی از آدم ها
  • از کوروش کبیر پوزش می خواهم هنوز نمی دانم چرا اما با توجه به جو این چند سال اخیر کار از محکم کاری عیب نمی کند
  •  از تمام دانشمندان علم زیست شناسی بابت در هم شکستن تناسبات بدن آدمی معذرت می خواهم
  • از تمام دانشمندان علم فیزیک که با زیر پا گذاشتن بسیاری از قوانین فیزیک و مکانیک به نتیجه قرن ها تلاششان دهن کجی کرده ام پوزش می خواهم
  •  از طرفداران مکاتب چپگرا به خاطر آن که خیلی از پرچم ها را همچنین رنگ خون را بی توجه به علایق ایشان سرخ کشیدم
  •  از طرفداران جنبش سبز چرا که رنگ اسکناس و چهره آدم مسموم را بی توجه به دلبستگی شان سبز کردم
  • از ملی گرایان دو آتشه به خاطر این که پرچم مقدس ایران را بالای میزم نصب نکرده ام در نتیجه سایه پرچم بر کارهایم حس نمی شود
  •  از مبل و صندلی سازها به خاطر این که محصولشان را خیلی بدترکیب و اغلب زیر ماتحت دیکتاتورها کشیده ام
  • از تمام کسانی که با کشیدن کارهای سخت سخت به ایشان احساس کم فهمی دادم
  • از تمام کسانی که با کشیدن کارهای ساده ساده به شعور بالا و ذهن پیچیده شان توهین کردم
  • از ماستبند محل پوزش می خواهم بابت تمام فضاهای سفید کارهایم که آن را طعنه به رنگ محصول خود پنداشت
  • از نفت فروش محل که سیاهی هاشورهایم را توهین به رنگ زیبای کالایش دانست
  •  از…

به جای سه نقطه هر چه مربوط به گذشته حال یا آینده به ذهن ام نرسیده و شما سراغ دارید به میل خود بنویسید و بابت اش حلالم کنید.

ممنونم

مانانیستانی، توهینگر. ۱۹مهر۹۱

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)