🛑 قرنطینه ی اندیشه! 🛑 

 

✍ در پاسخ به هجو شاعر بزرگ ایران ابوالقاسم فردوسی توسط زینب موسوی، شفیعی کدکنی (شاعر گرانقدر)  به جنجال وی درباره ی شاهنامه، این شعر  را منتشر کرد:

• زمانه بس که پلید و پلشت و مسخره شد • 

• عیارسنجیِ خورشید کارِ شب‌پره شد •

در زمانه ای هستیم که به اعتبار و اعتماد به دوره ی پسا مدرنیزم شبکه های اجتماعی در اینترنت و ماهواره برای لودگی و سرگرمی ابتذال تره خرد می شود، خب معلوم است که امثال ایشان هوا برش دارد و فریاد انارجل بزند:

من آنم که رستم بود پهلوان!!

در زمانه ای که هواداران تتلو (امیر حسین مقصودی) آنقدر هست که کاندیدای ریاست جمهوری را قلقلک دهد و وسوسه کند تا برای رای بیشتر او را بپذیرد و  عکس یادگاری با وی بگیرد. و در نکوداشت و گرامیداشت ایشان در مراسمی رسمی با حضور زعمای قوم(ابن الوقت ها) از وی تقدیر  شود!!

ولی اینک و اکنون برایش دادگاه آب توبه برگزار کنند و غسل تعمیدش دهند!!….

در زمانه ای که یک محکوم به اعدام را در ملاعام و در میدان شهر به دار مجازات آویزان می کنند و عوام الناس گرد آمده در ازدحام برای دیدنش هورا می کشند،  کف زنان و سوت زنان به استقبال تکرر و استمرار چنین مراسم هایی می روند…

در زمانه ای که ثروت و قدرت و رسانه بین عده ای از خواص به اندازه ی ذی نفوذ بودن شان تقسیم می شود و سهم آن می برد که مطیع چارچوب باشد!!…

در زمانه ای که عده ای به ایران و منافع ملی گند می زنند و عده ای دیگر بر روی آن ماله کشیده تا بت خود حق پندار خود شیفته مصون بماند…

در زمانه ای که هم می توان مخالف بود و هم خوشفکر و هم با رسانه های بیگانه ی خارج از کشور مصاحبه کرد، و هم در داخل کشور و در مطبوعات  نوشت و یادداشت منتشر کرد و هم انتشارات داشت و کتاب چاپ‌ کرد و  هم دائم  رگ گردن برای حقوق بشر، حقوق زندانیان سیاسی و زندانیان عادی _حتی اگر در دارقوزآباد آنور دنیا باشد_ متورم شود ولی فقط آنجا که برایش شهرت بیاورد و نخواهد به حریم خطوط قرمز بت ها وارد شود و چارچوب را بشکند!!

و علاوه بر این عیال و فرزند و داماد و خویشان سببی و غیر نسبی و دوستان یارغار هم از این رانت ماله کشی بهره ببرند و هر کدام دستک و علمی (المی) هوا کنند تا عوام الناس زیر پرچمشان سینه بزنند…

در زمانه ای که رسانه داخل و خارج از ایران بین تعدادی انگشت شمار می چرخد و دائم به عنوان کارشناس فلان و بهمان و فعال حقوق فلان و فلان بعلاوه ی حقوق چارپایان نظریه پردازی می شود و دائم یک ریز روی مخ عوام الناسی هستند که معلوم نیست چه تعدادشان اصلا پای منبر ایشان می نشینند و گوش می کنند؟!!…

در فیلم مارمولک گفته شده به اندازه ی آدمهای دنیا راه رسیدن به خدا هست، الان در زمانه ای هستیم که به اندازه ی جمعیت ایران کارشناس فلان و بهمان  و فعال حقوق بشر و حقوق زنان و حقوق حیوانات و حقوق …. داریم!!…

در زمانه ای که چند نفر محدود دائم در تمامی مطبوعات داخلی و رسانه های داخل کشور می توانند مکرر روزی چند یادداشت و مصاحبه داشته باشند و دائم هم برای آزادی رسانه و آزادی عقاید در بیان و انتشار، فریاد زده و اشک می ریزنند، ولی خودشان رقیب نمی پذیرند و مطبوعات و رسانه ها را قرق خودشان کرده اند….

در زمانه ای که هنوز بادی از مقعد عده ای  خارج نشده در هوا قاپیده شده، در سایت های متعدد و کانال های تلگرامی، مکرر منتشر می شود…

در زمانه ای که زندان رفتن  هم رانت می شود و مسابقه می گذارند در سابقه شان زندان رفتن  هم داشته باشند!!…

در زمانه ای که روشنفکران، اساتید و فوق کارشناس ارشدها!! جوری می نویسند و گونه ای سخن می گویند که فقط خودشان و دوستانشان می فهمند!! گویی در کلاس درس هستند و مستمعین هم  شاگردانشان…

در زمانه ای که سرمایه داری می تواند به وفور رسانه تاسیس کند و نفوذ داشته باشد و اندیشه و چگونه فکر کردن و چگونه زندگی کردن و چگونه لباس پوشیدن و چگونه تغذیه داشتن عوام الناس را در کنترل خود داشته باشند و تغییر دهند…

مردم مردم کردن در این زمانه، فریبی است که خود عوام الناس هم آن را می فهمد!! …

و عده ای از همان عده ی معدود که دائم حرف می زنند، دائم دیده می شوند و دائم المصاحبه و  …. هستند به کمک رسانه های ماهواره ای مثل تلویزیون من و تو و شبکه رسانه ای ایران اینترنشنال که به آسانی در دسترس همه هست، خرده بر مردم و روشنفکران و سیاستمداران دوره سال انقلاب ۵۷ می گیرند و نکوهش کرده و به ریشخند و تمسخر که چرا آنزمان دور خمینی جمع شدند و زیر علم وی سینه زدند و رهبری وی را پذیرفتند، حالا

همان ها دائم به زور رسانه ها روی مخ مردم سوارند که غیر از رضا پهلوی (که چون شاه سابق او را زائیده، شده شاهزاده!!)، کس دیگری برای رهبری وجود ندارد که مردم را نجات دهد!! و مردم و همه ی مخالفین باید زیر چتر وی رفته و هوار هواداری بکشند.

کسی نیست به این رسانه ها و افراد بگوید شما که این عیب را بر مخالفان و مردم آنزمان می گیرید که چرا دور خمینی جمع شدند، درحالی که  اکثر مردم حداقل از اواسط انقلاب۵۷ یکصدا درکف خیابان وی را صدا می زدند و مرگ بر شاه می گفتند، ولی الان  با این همه گلو پاره کردن در هواداری از شاهزاده کسی در خیابان تره برای وی خرد نمی کند، مگر اینکه بخواهند با فشار تحریم و کمک اسرائیل به ضرب زور جنگ، بر  مردم مستاصل و در گل مانده ی معیشت روزانه، سوار شوند که فقر و بی پولی عقل را زایل و آدمی را احمق می کند و …

این در حالی است که دوره ی رهبر پروری و قهرمان بازی تمام شده، دوره ی خرد جمعی، دوره ی احزاب  است….

هم حکومت ها، هم دولت ها، هم سیاستمداران و علاوه بر این بیشتر روشنفکران دوست ندارند عوام الناس از مرحله ی عوام بودن به درجه ای از خواص شدن برسند؛ زیرا می فهمند که چقدر شارلاتان، بی سواد و فرصت طلب هستند و جای آنان را اشغال می کنند و می زنند زیر میزشان! …

به قول زنده یاد مرحوم آیت الله منتظری که در سخنانی گفت:

مردم زیاد از ما آخوندها سوال نمی کنند وگرنه می فهمیدند ما چقدر بی سوادیم!

در قرنطینه ی اندیشه، رشد و تعالی در هر محیط و جغرافیایی با پیروی از هر عقیده و دینی، درجه ی تکامل اندیشه  متفاوت است… بستگی دارد این دور دایره کوتاه و محدود به حدود است یا طولانی و دایره در دایره های متعدد!…

مردم ما هم از این قاعده مستثنا نیستند  به نظر می آید از همان ابتدای پیروزی انقلاب ۵۷ تا اکنون در قرنطینه ی فهم درست، روز را شب، و شب را روز می کنند…!

۴۷ سال نظام ولایت فقیه به تقسیم ثروت، قدرت و آزادی و رانت رسانه ای برای عده ای تکراری باصطلاح خودی در قرنطینه ی قحط الرجالی گذشته است؛ زیرا جز تولید پخمه، ابن الوقت و ماله کش در چنته ندارد!

• آنچه می گویم به قدر فهم توست •

• مردم اندر حسرت فهم درست • (مولانا) 

 

محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)

۵ شهریور ۱۴۰۴ 

 

https://t.me/shourimohammad/3564

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)