اقتصاد ایران در لبه پرتگاه

وضعیت آشفته اقتصاد ایران دیگر بر کسی پوشیده نیست. این وضعیت وخیم تا به حدی پیش رفته که مهره‌‌های هر دو جناح حاکمیت بدان اذعان می‌ورزند.

محمد خوش‌چهره، اقتصاددان حکومتی از اصول‌گریان مرتجع در گفتگویی با روزنامه «آرمان ملی» گوشه‌هایی از وضعیت وخیم اقتصاد ایران را به نمایش گذاشته است.

خوش‌چهره در ابتدای گفتگویش اعلام می‌دارد که اقتصاد کشور در شرایط پیچیده‌ای قرار دارد. برای حل این وضعیت باید عوامل مختلف تأثیرگذار بررسی شوند. دولت‌های پس از دوران سازندگی به دنبال عدالت بودند، اما رویکردهایشان نتایج معکوسی به همراه داشت. این سیاست‌ها باعث شکل‌گیری شکاف عمیق در جامعه شدند.

خوش‌چهره می‌افزاید اکنون جامعه به دو گروه فقیر و ثروتمند تقسیم شده است. فقرا روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند، در حالی که ثروتمندان به دارایی‌های خود اضافه می‌کنند.

خوش‌چهره یکی از پارامترهای وضعیت وخیم اقتصاد ایران را کاهش ارزش ریال اعلام کرده و می‌افزاید یکی از مسائل مهم که نیازمند توجه است، کاهش ارزش پول ملی است.  افرادی که مدعی حفظ ارزش‌ها هستند، کمتر به کاهش ارزش پول ملی اهمیت می‌دهند. تصمیم‌گیری‌های اخیر درباره نرخ ارز و چند نرخی شدن آن، شرایط ایجاد رانت را فراهم کرده است. پس از رسیدن به ثبات اقتصادی نسبی، نرخ ارز واقعی باید تعیین شود. اقتصاد کشور در وضعیت بی‌ثباتی است و تعیین لحظه‌ای نرخ ارز دشوار است. بازار ارز از مسیر واقعی خود خارج شده و مدیریت درستی ندارد. 

وی با اشاره به بی‌کفایتی سران حاکمیت و سوق دادن اقتصاد ایران به ورطه زوال می‌افزاید اقتصاد کشور بین سیاست‌های نظام حاکم و بی‌توجهی‌ها گرفتار شده است.  به جای رویکردهای ریشه‌ای، دولت‌ها بیشتر به مسائل روزمره اقتصادی پرداخته‌اند.  دولت باید ابتدا تعادل را در بخش‌های مختلف اقتصادی ایجاد کند.

وی در مورد سیاست دستکاری نرخ ارز که انتظارات تورمی را در اقتصاد ایران افزایش داده می‌گوید به جای تعیین نرخ ارز بر اساس صادرات و واردات، خرید ارز برای رفع دغدغه‌ها افزایش یافته است.

اقتصاد ایران و واژگونی در تقدیر حاکمیت ملایان

وی بر وجه دیگری از ورشکستگی اقتصاد ایران پیرامون بانک‌ها انگشت می‌گذارد و به ورشکستگی آنها اذعان می‌‌کند. وی می‌گوید بانک‌ها، که اغلب ورشکسته هستند، از طریق سوداگری در ارز و زمین وضعیت خود را بهبود می‌دهند. نظارت و مدیریت در این بخش به‌وضوح ضعیف است.  سیاست‌گذاری‌های ارزی و پولی ناپخته موجب تشدید این وضعیت شده است. 

خوش‌چهره  سپس به حوزه مسکن و وضعیت آشفته‌بازار اقتصاد ایران در این حوزه می‌پردازد و می‌افزاید در حوزه مسکن نیز بحران ادامه دارد و مستأجران با چالش‌های روزافزون مواجه‌اند. 

خوش‌چهره سپس آشکار اعلام می‌دارد که برخی سیاست‌گذاران اقتصاد کشور را به سمت پرتگاه سوق می‌دهند. تصمیم‌گیری‌های کلان نظام با تناقض‌ها و چالش‌های بزرگی روبرو است. این مسائل به تورم کمرشکن و تضعیف مردم منجر شده است. جامعه امروز دوقطبی شده؛ فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر می‌شوند. مدیران اغلب تسلط کافی ندارند و مسائل را ساده‌لوحانه تحلیل می‌کنند. 

وی در ادامه بار دیگر به موضوع رشد نرخ ارز ورود می‌کند و می‌گوید نرخ ارز در سال‌های اخیر با افزایش‌های پلکانی همراه بوده است. ابتدا نرخ ارز ۲۰ یا ۳۰ درصد بالا می‌رود و سپس در سطح جدید باقی می‌ماند. پس از مدتی، دوباره همین روند افزایشی تکرار می‌شود.  همزمان با این روند، عرضه ارز نیز کاهش چشمگیری داشته است.

در پایان او آشکارا بر وضعیت وخیم اقتصاد ایران معترف می‌شود و می‌افزاید وضعیت آشفته اقتصاد ایران امروز نگران‌کننده است و نیازمند توجه فوری است. اگر این روند ادامه یابد، کنترل شرایط به‌سادگی ممکن نخواهد بود.

اما در حالی که خوش‌چهره و امثال وی از باند اصول‌گرایان مرتجع و دیگران از اصلاح‌طلبان قلابی خود را ناجی اقتصاد ایران معرفی می‌کنند، اما در پس پرده و در بطن تضادهای جامعه ایران، همگی به خوبی می‌دانند که قطار اقتصادی حاکمیت ملایان از ریل خارج شده و دیگر امیدی به بازگشت آن نیست. آنچه هست واژگونی در تقدیر است.

[محسن رنانی اقتصاد ایران دیگر راه حل اقتصادی ندارد!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)