سرکوب خشونتبار زنان به بهانه حجاب چرا؟
پس از تعطیلات نوروزی جامعه ایران شاهد این است که حاکمیت ملایان با سرکوب و خشونت مفرط علیه زنان برای برخورد حجاب اجباری مد نظر حاکمیت روی آورده است.
«هنجارشکنی دینی» کلیدواژهای که به محض آن که از دهان خامنهای خارج شد، پیامدهای تلخی برای زنان ایران داشت.
سوالی که در این بین بر جای میماند این است که وضعیت نوع پوشش زنان پس از اعتراضات ۴۰۱ عیان و کاملا بارز بود. زنان ایران در تاکتیکی بیشتر لجبازانه، با موضوع حجاب که از مظاهر و نمادهای حاکمیت به شمار میرود از پذیرش پوشش مد نظر حاکمیت سر باز زده و میزنند. حالا چرا در این مقطع زمانی خامنهای و اعوان و انصارش به سرکوب و خشونت عریان با بهانه حجاب روی آوردهاند؟! این سوال جای بسی تامل دارد.
آن طور که از ظواهر امر برمیآید وزارت کشور و زیرمجموعه نظامی آن، یعنی فرماندهی انتظامی ملایان پای کار اصلی قهر و خشونت در مورد زنان در این مرحله است. البته که دیگر ارگانهای نیز بفرموده پای کار هستند.
این در حالی است که لایحه موسم به «حجاب و عفاف» پس از ۲ سال هنوز به تصویب نهایی نرسیده است و طرح جدید با نام «نور» در دستور کار قرار گرفته است.
از سوی دیگر برای فرار از فرجام نهایی، هیچ یک از ارگانهای حاکمیتی رسما دور جدید سرکوب زنان را گردن نمیگیرند. برخی نیز دیگر ارگانها، یعنی ۳۲ ارگان مربوطه در زمینه سرکوب زنان را فرا میخوانند که آنان نیز به «همکاری» وزارت کشور و فراجا بیایند!
از ۲۵ فروردین ۰۳ این روند آغاز شد و اخبار منتشره در شبکههای اجتماعی خشونت و قهر مفرط در این زمینه را به روشنی نمایش میدهد.
اصل موضوع از نظر نگارنده ابعاد سرکوبی است که حاکمیت پیش میبرد. بدین معنا که زنان نیمی از جامعه ایران را تشکیل میدهند.
ماهیت اصلی سرکوب زنان تحت بهانه حجاب
در هر بخشی از جامعه حضور فعال دارند. موضوع حجاب از جمله موضوعاتی است که در همه مکانها میتوان آن را دستاویز قرار داده و سیاست سرکوب را پیش برد.
از خیابان و اداره تا مدرسه و دانشگاه تا پارک و تفرجگاه و… همه و همه با این بهانه میتواند محل پیشبرد سیاست سرکوب از جانب حاکمیت قرار گیرد.
در این بستر نیز حاکمیت این پیام را اعلام نشده ارسال میکند که در همه جا حضور دارد و هژمونی خود را پیش میبرد. [چرا خمینی و خامنه ای سرکوب زنان را پایه حکمرانی خود قرار دادند؟]
یکی از دلایل این خشونت و قهر مفرط و عریان، کینهتوزی و کینهجویی خامنهای از مردم ایران است که نمایش انتخاباتش را که از نظر آنان نمایش مشروعیت مردمی دانسته میشود را زیر علامت سوال بردند.
از سوی دیگر نارضایتیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امری است که در جامعه ایران بر کسی پوشیده نیست. قطع یقین این نارضایتیها به صورت کمی بر روی هم انباشته شده و در نقطهای به صورت یک کیفیت جدید یعنی قیام و اعتراضات فوران میکند.
راهکار نیز در این بین، سد بستن در مقابل قیام و اعتراضات است که در فقدان راه حل درست و منطقی در حاکمیت ملایان همواره با سرکوب پیش رفته است.
به عبارت دیگر خامنهای با خشونت و قهر مفرط و عریان در مورد زنان میخواهد به جامعه این پیام را القاء کند که هر مطالبهای با سرکوبی خونین مواجه خواهد شد.
از این رو سیاست سرکوب زنان بیشتر سیاستی موازی و چندگانه است که یکی از اهداف شاید جزئی آن، خود زنان و نوع پوشش آنان است.
با مقیاس جمعیتی که گفته شد یعنی درگیرکردن نیمی از جامعه در بحث سرکوب، خامنهای عامترین و اجتماعیترین نوع سرکوب را پیش میبرد.
سرکوب زنان نتیجه کاملا مضاعف میدهد
خامنهای میخواهد با سرکوب عریان این پیام را برساند که هژمونی او در داخل ایران خدشهناپذیر است و اجازه عرض اندام به کسی را نمیدهد.
اما چنان که تجربه و از جمله آخرین آن در این زمینه، در سال ۴۰۱ نشان داد، این نوع برخورد در بطن خودش تشدید زودتر تضادها و بروز زودتر قیام و اعتراضات را نهفته دارد.
به دیگر بیان سرکوب مفرط و عریان زنان به مثابه بنزینی میماند که روی آتش نارضایتیهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… ریخته میشود و آن را به ناگهان به صورت آتشفشان شعلهور میسازد.
از سوی دیگر که خامنهای به عینه در اعتراضات سال ۴۰۱ دید که زنان و دختران نیروی اصلی و پیشران قیام و اعتراضات هستند، از این رو، از بدایه سال ۰۳ کمر بسته است تا آنان را محدود و مقید کند.
خامنهای به درستی میپندارد که اگر زنان را به رعایت پوشش مطلوب حاکیمت مقید سازد، که ابتداییترین حق هر فرد در زندگی است، میتواند دیگر قیود و بندها را نیز به سر و پای آنان بزند.
و اگر نتواند این حداقل را برآورده سازد اوضاع و لگام کنترل اجتماعی از دست خامنهای خارج میشود و لاجرم اعتراضات بنیانکن و بسا بزرگتر و کیفیتر از ۴۰۱ در تقدیر خواهد بود.
اعتراضاتی که شاید این بار دیگر آخرین از این نوع باشد و بود ملایان را به «نه»بود و «نا»بود تبدیل کند. ترس خامنهای از این رو و بسیار واقعی است.
تلویزیون خامنهای در روز ۲۴ فروردین ۰۳ علنا اعلام کرد «مسأله که این دو تار مو نیست، هزار نکته باریکتر از مو تو همین دو تار مو به حسب ظاهر هست؛ مسئله براندازی است؛ مسأله از بین بردن حاکمیت است»!!!
درست است مسئله دقیقا همین است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.