آنچه توان مردم می کاهد، فشارهای روحی است، بنا بر قولی، استرش و فشار روحی می تواند با ۷۰% قوای عقلی کاهش دهد، یعنی اگر کسی آی کیو اش (IQ)در حد نرمال ۱۰۰% باشد در شرایط فشار روحی به کمتر از ۳۰% می رسد، این را مکرر درباره خود و دیگران دیده ام، فحشای و دشنام تا اتهام های بدون سند به فعالان مردم معولی می تواند انرژی بسیاری بگیرد، یکی دلایل از سرویس های جاسوسی و سازمان تروریستی این قدر روی جنگ روانی کار می کنند همین است، یکی موازینی که بایست رعایت کرد عدم اهانت به همروان خواهان آزادی و عدالت و دموکراسی است. برخی دیگر به مختصر در سطور زیر یادآور می شوم.

– در برهه مهم،تغییر  مواضع آن دست از اپوزیسیون (مخالفان ج.ا) علیه حمله بدنه نیروهای مسلح بویژه سپاه است. بدنه سپاه از فرزندان این ملت و مردم ایران هستند، اقلیت کوچک در میان سپاه و غیره هستند که بر اثر شتشوی مغزی آخوندیست ها طی ده ها سال متاسفانه راه رستگاری و خداجویی اشتباه متوجه شده اند، راه خدادوستی، نیکوکاری است، اینکه مردم معمولی معترض سرکوب کرده و پیروی اقلیتی آخوندیست باشند که ایران میزبان قربانی کرده تا انگل های مافیایی و پان اسلامی (نوعی پان عربی پنهان است) این کشور بیش از چهل سال تبدیل مستثمره خود کنند، با مال و جان و متاسفانه حتی برخی از نوامیس و زنان ایران در راه نیات پان اسلامی قربانی کرده اند.

مشکل است بین مفاهیم اخلاقی و معنوی که بریا بهتر زیستن بشریت طی چند هزار سال بوجود آمده با ایدئولوژی هایی دینی و مذهبی پالایش کرد و مردم متوجه کرد این حامیان ادیان و مذاهب تنها بخشی از این دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی بشریت در راستای منافع و یا نیات خودشان برگیده اند، البته به این معنی نیست که هر که زمانی متدین بود و مثلا گفت به پدر و مادر خود احسان کنید، چون دیندار است پس این گفته نیز اشباه است، احسان به پدر و مادر برای همه بشر چه بی دین و چه دین امری نیک و پسندیده است. مشکل همین است بسیرای از افرادی که بر اثر سوءتربیت و انحراف از زندگی پسندیده اخلاقی عقلانی به سمت بی دین می روند و گام می کنند از قید التزامات زندگی اجتماعی رهایی یافته و هر کار اهریمنی و ضد حقوق بشری انجام بدهند. جالب اینکه همین ها وقتی همسر اختیار کرده فرزند می آورند به دنبال همین موازین اخلاقی و عقلانی هستند! مثلا بسیاری از الواط و جاهل ها که به هیچ قید روابط جنسی پای بند نبوده، می روند همان به اصطلاح دختر مذهبی می گیرند! از ترس اینکه زنشان به انها خیانت نکند!، همین هایی به بچه های خردسال (با زور یا اغواگری) تعرض می کنند موقعی صاحب فزرند می شوند مواظب هستند کسی فرزندشان اغوا نکرده و به آنها تعرض نکند!، بله برخی از اخلاقیات چنان بدیهی هست برای زندگی اجتماعی بشری، حتی همان دزدان مال و و متجاوزان و متعرضان به بچه ها و دختران زنان متاهل، موقعی در همان موقعیت قرار می گیرند همین موازنی اخلاقی خواهان هستند!

تک همسری (به شکل ازدواج رسمی و چه به شکل دوستی یا ازواج سفید و از این قبیل) بایست بعنوان یک وظیفه حقوق بشری میان همه زنان مردان ایران باشد، ناهنجاری ضد حقوق بشری دختنربازی و خانم بازی و تعرض به پسربگان بایست زود برچیدهش و در میان مردمو ملت ایران. این امر یکی از اهداف انقلاب مردمی ملت ایران بایست باشد تا برقراری کامل عالدت جنسی.

چیزی آخوندیست ها بر جنگ روانی طی سال ها سعی کردند در مغزشویی مردم انجام دهند همین است که آن ایدئولوژی عقایدی که توسط آخوندیست با انبوه کتاب و نوشتارها طی قرون مختلف جمع کرده و از این مکتب ساختند همین است که ای قوای نظامی و ای مردم معمولی، به عقاید و حاکمیت آخوندیستی ما به پیوندی تا زن و بچه هایتان در امان باشند!، برای این باورمندی به اخلاقی انبوهی گزاره های هولناک از عذاب جهنم اورده اند و وعده هیا بهشت برین ارائه کرده اند، کار به چنان حی از مزخرفات و خرافت رسیده که بسیرای از مردم معمولی گمان کرده اند اگر آن بهشت و جهنم آخوندیست ها اگر حقیقت ندادر، پس رعایت موازنی اخلاقی نیز موجه نیست! این یکی آسیب سنگین و بدی است که اخوندیسم به اخلاقیات و عقلانیت زندگی بشری زده است و اکنون این فاجعه لابالی گری و هرزگی و روابط بی عدالتی جنسی استف پددیه زشت حرامسراداری و دخترباز یو خانم بازی از برای هیمن افزایش یافته در طول چند دهه حکومت اخوندیست ها! حتی افرادی که واقعا به دنبال زندگی بهتر هستند گمان می کنند با بی اخلاقی دارند مبارزه می کنند با آخوندیسم و پان اسلامیسم!، این یک اشتباه بزرگ و بسیرا خطرناک علیه خودشان و جامعه است.

داستان پاسدارهای سپاهی و بقیه نیروهای نظامی نیز همین است، گمان می کنند اگر حکومت اخوندیستی و پان اسلامی برچیده شود، از فردایش کشور دچار هرج و مرج اخلاقی می شود! در حالی اکنون و در زمان همین چند دهه حکومت اخوندیستی پان اسلامیستی ایران به منجلابی از فسادهای اقتصادی تا فسادهای اخلاق فرو رفته است، هنوز که حکومت سرجایش است، برخی از اندک اسناد افشا شده از فساد اقتصادی تا اخلاقی در میان حاکمان و کارکنان و مردم معمولی، همگی در دوران حکومت اخوندهاست، برخی شان بعد ده یا بیست سال تازه دارد افشا می شود! اینها ثمرات حکومت تزویر و ریاکاری آخوندیسم پان اسلامیسم است و نه حکومت پهلوی و نه سکولار دموکراسی در ایران! هرگز در ایران حکمرانی مردمی (سکولار دموکراسی) نبوده است، حکومت پهلوی در بهرتنی حالت یک حکومت شبه سکولار دیکتاتوری پادشاهی بود، پهلوی ها خدمات زیادی به کشور ملت ایران کردند، امثالهم قصد یک جانیه نگری و بی انصافی نداریم، از دید ملی پهلوی اول، قهرمان یک پارچگی ارضی و رفع تجزیه طلبی بود، اینکه مثلا گفته شده بحرین و آرارات رفت، اینها از اشتباهات و شاید از ناچاری بود و یا از روی کژفهمی، واقعا پهلوی ها اگر می خواستند ایران مانند سلاطین بی لیاقت قاجار به بخشند به مراتب دستشان باز تر بود، اما آنها برخشی کارهای های اشتباهشان از روی غقلت و نادانی و خودکامگی بود وبخشی از روی ناچاری. در میهن پرستی کلیت حاکمیت پهلوی ها نبایست شک کرد، تلاش پهلوی ها برای ایجاد ارتش و نیروهای انتظامی (پلیس و ژاندارمری) مدرن و قوی یکی خدمات بزرگ آنها بود. اما این کشور همیشه در نهادهایش مملو از نفوذی و خائن بوده است. اینها همان مواردی است که آقای رضا پهلوی و طرفدارنش جرئت اعترافش نداشت و بجای خودانتقادی از اشتابهات خاندانش، سعی کرد این اشتباهات توجیه کند و از یک سو منتقدان به انواع تهمت و یا سماپت های او با فحاشی و تهمت منتقدان سرکوب کند.

اما اکنون دوران پهلوی قریب نیم قرن گذشته است، داتسان حکومت پهلوی هم مانند قاجار و قبل ترها به تاریخ پیوسته است، نبایست دوره تاریخ با معیارهای امروزی مورد قضاوت قرار داد که مثلا چرا کوروش بزرگ در آن زمان انتخابات آزاد چند حزبی برگزار نکرد و به قول آقای گنجی سیستم پادشاهی وازثتی کرد، اینها توهمات و توقعات کوته فکری است، اساسا این شیوه نوین حکمرانی مردمی (سکولار دموکراسی) طی چند قرن اخیر و به تدریج بوجود آمده است و کمابیش در کشورها موفقیت نسبی در ایجاد آزادی و آبادی و رفاه و آسایش و آرامش برای مردم کشورها آورده است. هر چیزی در ظرف زمانی خودش بایست سنجید.

بایست مردم بویژه اعضای خانواده و فرزندان به پدران و مادران مشغول در نهادهای نظامی و انتظامی (و آنهایی فرزندی دارند در این نهادها) دعوتشان کنند به انقلاب مردمی ایران بپوندند. وگرنه انقلاب ط.لان و پرهزنیه تر خواهد شد، نبایست با ایجاد دشمنی میان مردم و نیورهای مسلح، موجب راه افتادن جوهای خون شد، دشمنان داخلی و خارجی مردم و ملت ایران به دنبال همین هستند، آن دشمنان ایران یکپارچه ارضی و آزاد آباد و مرفه و در اوج شکوفایی علمی و اقتصادی و دموکرکسی نمی خواهند.

دشمن همه ملت ها فقر است. مردم و حکومت ملی بایست یکی از اصلی ترین و الویت دار رتین اهدافش زدودن کامل فقر از کشور باشد.

– عدم ایجاد تفرقه میان نیروهای انقلاب مردمی.
اول بایست منظور از انقلاب مردمی تعریف کرد، انقلاب مردمی در واقع امثالهم وقتی قبول کردیم که هست که مشاهده کردیم عموم مردم به دنبال تغییر سریع در سبک های زندگی شان هستند، برخی از تغییرات چندان مطلوب نیست و درواقع اقلیتی از اواط دارند سوءاستفاده می کنند و هرزگی جنسی اقلتیت دارد به انقلاب مردمی ضره می زند و موجب تشید بی عدالتی جنسی می شود، اما بخش بیشتر در میان مردم در حال وقوع است، دوری جستن از خرافات و مزخرفاتی که اسم دین آخوندیست های حکومتی و غیره میان مردم ترویج داده اند دارد به سرعت از جامعه زدود می شود.

تنبلی کردن برای تامین معاش با تظاهر به دین دار یو خداپرستی به سرعت می رود، مردم متوجه شده اند در آسمان خدا حمال و نوکری برای آنها نیست که شبانه روز دست به دعا ببرند و پی بردند که بدون زحمت تلاش و کار پسندیده و اخلاقی و تلاش برای روزی حلال و کار کردن!

پدیده زشت مدیحه سرایی برای مذهب و پول درآوردن از راه روضه خوانی یکی از زشت ترین و ناپسندترین کارهای است که دوران ظلمات آخوندیست ها رایج شده، به طوری از ایجاد کلاس و دوره های آموزش روضه خوانی شروع کردند و تحت عناونی عملا مفت خوری از راه حرافی مذهبی پول دراوردن به سمت شبه دانگاهی رسانده اند! این پددیه زشت ضد ملی که باعث تنبلی ریاکاری شده و هزاارن نفر آلوده کرده که از راه گدایی مذهبی نمایی بتوانند پول هنگفت مفت از مردم خرافاتی و ساده لوح به دست آورند، رواج شددی دعانویسی ها و فال گیری ها و… در دوران ظلمت حکومت آخوندیستی نشان می دهد نه تنها اخوندها از این فرصت حکومتشان برای زدودن خرافات و بدفهمی و کژروی های مذهبی کاری نکردند و بلکه بیشتر بر این مظاهر جهالت و متجاهلت افزودند.

پدیده کاسبی زشت و ضد اقتصادی مداحی، خبرهایی منشتر شده که مداحان مزدهای چند ده تا چند صد میلیون توماتنی باری یک جلسه مداحی می یگرند! این پددیه ضد اقتصادی و تنبلی پروری فاجعه است، وقتی کارگر در اصناف ماهی ۵ میلیون تومان در طول یک ماه نمی گیرد، اینم مفت خورها در یک روز صد میلیون تومان مثلا می گیرند!، احتمال قریب به یقین هزاران نفر مفت خور تنبل را وا می دارد به سمت این شغل ضد اقتصادی بروند و زا راه حرافی و دورغ پردازی و داستان سرایی درباره مذهب کاسبی کنند! مردمی بایست بروند هوش و استعداد و وقت خود صرف یادگیری هنر و فن و کار مفید کنندف می روند دنبال یادگیری شیوه های چرندیات بافی به اسم مداحی! مردم ساعت ها در این مراسمات علاف کنند و فیلم وصت این مراسمات مملو از چرند بفای و خرافه سرایی دست به دست مردم معولی بیفتد و یا همان دشنمان اسلام اینها، خودش خوراک پروگاندایی اسلام ستیزان بشود!

حکومت آخوندیستی با سوءاستفاده پول مردم ایران (بودجه عمومی حکومتی و دولتی و اعانات مردم و بیتدالمال که همگی حق الناساست) همزمان به فرهنگ و قتصاد و اخلاق و اجتماعیات ملزومه زندگی آسیب زد!

بیان و نقد موارد فوق الذکر تفرقه افکنی نیست، تفرقه افکنی وقتی است که مردم غیر مذهبی شروع به اهانت به نوامیس مردم تهمت زدن جنسی می کنند به مذهبی ها، آنها صیغه زاده و بی ناموس و حرام زاده می نامند! این کار اقلیتی و برخی از اسلام ستیزان موجب ایجاد تفرقه و واکنش تند مذهبی ها می شود و من نمی پسندم این فحاشی را.

دشمن همه ملت ها فقر است. مردم و حکومت ملی بایست یکی از اصلی ترنی و الویت دار ترین اهدافش زدودن کامل فقر از کشور باشد.

مردم آگاه باشند به دنبال عقیده ای نباشند که به بهانه های مختلف جان می ستاند و حکم به قتل عمد و اعدام ترور می دهد، هر اسمی داشته باشد می خواهد به اسم اسلام یا شیعه و سنی باشد یا کمونیسم یا کاپیتالیسم یا پان قومی و… ایدئولوژی یا عقیده ای مردم به جرم ارتداد یا بدگویی (حتی انتقادهای مودبانه) محکوم به مرگ می کند، آن عقیده را کنار گذاشته و تبلیغ نکنند.

من خود را خدا نمی دانم و نمی توانم مطلق حکمی بدهم، همه باید ها نبایدهای من از نوع پیشنهادی و با مسئولیت مجریان است، من خدانیستم که درباره مرگ کسی حکم کنم. من معصوم وبدون خطا نیستم. من حق ندارم درباره زنده بودن یا نبودن و حیات کسی قضاوت کنم.

امثالهم گقتیم تا زمانی که بشریت به چنین حد از علم قضایی نرسد که تضمنی باشد بدون اشتابه حکم به مرگ بیگناه ندهد، هرگونه قتل عمد از اعدام تا تررو ممنوع است، تازه اگر بر فرض بعید علم قضایی بشریت بدانجا رسید که فرضا سیستم قضای کشورها بدون هیچ خطایی شد، می توان ایا بحث کرد قاتل اعدام کرد با حبس ابد. تا آن موقع بجای برخی جرم های مستوجب اعدام بایست حبس ابد در نظر گرفت مانند قتل مستقیم عمدی شخصی توسط فردی دیگر، چون اصل اعدام بر این است که فرد قاتل موجب حذف فیزیکی شخصی شده است از جامعه و زندگی معمولی، حبس ابد همان دحذف را شبیه سازی می کند، زندانی کردن فرد قاتل با حداقل شرایط زنده ماندن (و نه زندانی شبیه هتل) او را جامعه وزندگی معمولی حذف می شود، در واقع اعدام شبیه سازی می شود، حبس ابد اعدام است بدون کشتن قاتل! و اما حکم حبس ابد (همچنین اعدام و ترور و دیگر انواع قتل) درباره کسانی مستفیما هیچ قتل و کشتن شخصی را انجام ندادند پذیرفتی ینست. اینکه برخی حکم به مرگ دیگران می دهند که جرم مستقیم قتل نکرده اند مثلا برای بدگویی و حرف زدن یا انتقاد کردن و افشاگری فساد حکمتی ها مافیایی های ظالم یک جنایت است، کشتن مخالفی که اعتراض غیر خشونت امیز کرده یک جنایت است، وقتی حکومتی می گوید در یک جنگ با مخالفانش است، اسرای مخالفان اعدام کند یک جنایت است، قتل اسیر جنگی یک جنایت است.

حال مخالفان حکومت ج.ا نیز نباید عمل بد این اقلیت حکومتی را با جنایت پاسخ دهند و البته اقلیتی دنبال این کارها اید بشاند و اکثریت مردم که زا مردم معمولی هستند واقعا دنبال انتقام کور نیستند و فقط خواهان یک حکمرانی مردمی (سکولار دوکراسی) هعستند که ماهیتش برای عدالت و آزادی و رفاه و ا؟بادی کشورشان باشد. حکومتی را خواهنند که ملی باشد و نه پروکسی پان اسلامی ئ پان عربی که با مال و جان ملت ایران بخواهد وظایف پدرخوانده های فلسطین از جیب ملت ایران انجام دهد. اینکه مردم عرب زبان فلسطینی مورد ظلم هستند و از حقوق بشری آنها حمایت کرد یک چیز است و اینکه کاسه داغ تر آش شد و موجودیت کشور و ملت ایران فدای خواسته های فلسطینی ها کرد چیز دیگر.

ملت ایران چننی چیزی نمی خواهد که مستثمه پان اسلامی پان عربی باشد که قربانی فلسطین شود، در حالی شده! ایران قربانی فلسطین شده است، تلیاردها یورو خسارات مادی و غیر قابل محسابه خساارت معنوی و اخلاقی و انسانی، ده ها میلیون ایرانی زندگی شان نابود شده و چند میلیون تن از نسل های دهه ۵۰ و ۶۰ دیگر به مرحله تجرد قطعی و آن در اوج تهای یوبی عدالتی جنسی و عاطفی! تا فلسطینی ها تا می توانند زاد و ولد کنند و از مسابقه رشد جمعیت یهودیان عقب نمانند! این بی رحمی عجیبی است!

فلسطینی ها خودشان عرب می دانند و اگر پول و اسلحه و امکانات می خواهند از همان پدرخواننده پان عربشان مانند عراق و سوریه و لبنان و کشورهای جنوب خلیج فارس بخواهند که نیم قرن است دهانشان جر خورده زابس نام جعلی برای خیلج فارس بکار می بنرد! چرا باید ملت ایران هزنیه فرزندخوانده پان عرب ها پرداخت کند؟! چرا باید ملت ایران چهل سال تحریم افزاینده شود چون نظام و حکومت ج.ا برخلاف موازین بین اللملی اسرائیل تهدید به نابودی کند و بهانه به دست قلدرهای حامی اسرائیل بدهد کشور ایران تحریم ظالمانه جنایتکارنه کند حتی اقلام غذایی و دارویی با سوءاسیتفده از موقعیت دلار و سیستم بانکی و مالی جهانی؟!، و از طرفی عملا مردم ایران اکثرا از این ایدئولوژی پان اسلامیستی ج.ا روی گردان و بلکه مخالفند.

البته که غربی ها و اسرائیلی ها و لابی های سرمایه داری شان حق ندارند تحریم ظالمانه بویژه اقلام غیرنظامی مورد نیاز مردم معمولی ایران کنند و مردم ایران که اکثریت قاطعشان مخالفان ج.ا هستند به خاطر اعمال ج.ا مجازات کنند.

خامنه ای و عوملش دارند وارونه حقیقت تحریم ها و دشمنی غربیان می گویند، حکومت و نظام ج.ا می گوید کشور ملت ایران برای این تحریم ظالمانه و جنایتکارنه توسط غربی ها شده چون مدافع حققو فلسطینی ها است!، نه! در واقع چون حکومت آخوندیستی پروکسی پان اسلامی پان عربی ج.ا برخلاف و تعهدات بین اللملی خواهان نابودی کور ملت اسرائیل است و در عمل هم با غارت و دزدی از بیت المال ملت ایران این کار کرده بهانه داده آن غربیان عیله ملت و کشور ایران تحریم ظالمانه کنند. از انجا این آخوندیست های شکم سیر و ثروتمند شده از راه غارت ملت ایران برای شان مهم نیتس مردم ایران از گرسنگی و فقر بمیرند، مردم ایران چاره جز کنار زدن این قماش دیکتاتور ضد حقوق بشری ندارد.

امثالهم محکوم می کنیم هرگونه ظلم و جنایت و فساد علیه تمام مردم جهان چه فلسطیین باشند و چه یهودی و چه غیره. اما ایران قیم و پدرخوانده فسلطینی ینست، هیچ وقت ملت ایران حکومت ج.ا وکالت نداده تا به نام کشور و ملت ایران، موجودیت ایرانی ها قربانی فلسطین کند، در این جهان اکنده ظلم و جنایت و فساد کشور مردم بسیاری کمابیش شبیه فلسطین هستند، همان طور ج.ا دخالت نمی کند در امور داخلی چین از برای سینگ کیانگ، و کشمیر هند، و آراکان میانمار، و چچن روسیه و… نبایتس در فلسطین هم دخالت کند و کاسه داغ تر آش شودف اما می شود! پس بایست برود ج.ا که ضد منافع ملی ایران است.

به ازای هر یک میلیون یورو که ج.ا به فلسطینی ها داده، میلیاردها یور خسارت به مردم و ملت ایران وارد شده است از طریق تحریم و فرصت سوزی ها و بد برنامگی و فسادهای متعاقبش! و اما حکومت ج.ا به بهانه گقتن این حقایق، منتقدان ملی گرا و ایران دوست و میهن پرست گرفته و شکنجه زندانی و شلاق زده یا اعدام می کند!

بدرود

 

شورش کور نه!، درباره چگونگی بازخیزش و تدوام انقلاب مردمی؟، ابهام زُدایی، راه میانه؟

باز خیزید ای مردم ایران، شهریور شود ماه پایان دهی به خودکامگی، هر که به توان خود- هر چند اندک بگمانید، ولی دریا هستید گر به هم پیوندید- همبستگی و خیزش از برای برپایی فرمانروایی مردمی و دادگری، جوان و پیر و مرد و زن و زندگی و آزادی، و پاسداری از میهن و آرمانی جان فشانی قهرمانانتان، از آغاز پدیداری سرزمین نیاکانی تا اکنون و آینده همیشه…

امید و تلاش همواره بایست داشته باشیم، ناامیدی از شکست های به ظاهر، تسلیم در برابر نابودی است، هر شکستی پشتوانه پیروی بزرگ رت است، از تلاش نبایست ایستاد برای نیکی.

 

فهرست مطالب گذشته و لینک ها

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)