بارها گفتم و دیگران گفتند، آنهایی که به دنبال مقام و منفعت شخصی نبودند، باز کردن دوباره حفره امیتی به کشور نه از ظنر امثالهم! هنوز مردم شهرهای مرکزی و شرقی و جنوبی(عمدتا فارسی زبان) در حال تظاهرات مدنی بودند، در غرب کشور خیز برداشتن برای تجزیه! حقیقت تلخی است، در آثار آقای زیباکلام بارها اشاره شده، هر وقت حکومت مرکزی در ایران ضعیف بوده، ایران در مرعرض تجزیه یا تعرض اجنبی بوده است. این وضعیت آچمز تاریخی و طبیعی و اجتماعی … ایران است، مردم ایارن سه راه ندارند، یا این وضعتی مرگ تدریجی تحمل کنند و بمیرند، یا ریسک از دست رفتن بخش بزرگی از کشور بخرند و قیام میدانی کنند، و یا راه سومی که امثالهم سعی در پیدا کردن و پیشنهادش دادم بکنند.

تظاهرات و اعتصبات مسالمت آمیز و بدون شورش کورکورانه، اپوزیسیون بازی داخلی و خارج نشین نه!

پیشنهاد همیشگی امثالهم، گفتگوی بین مردم با نیروهای مسلح برای همراهی گذار به حکمرانی مردمی است. حالا اسمش هر چی بخواهند بگذارند.

این کنایه های تکراری امثال آقای اکبر گنجی، هی تیکه می اندازد که خامنه ای و پسرش را پهلوی ها مقایسه می کند!، وضعیت حکومت داری خامنه ای شباهتی به پهلوی ها ندارد، هزار فامیل دوران پهلوی ها، اکنون صد هزار فامیل ج.ا شده است، خامنه ای پادشاه نیست، همان طور خوشدان می گویند حکومت ج.ا برای چیز دیگری سات و آنها برای آن آمده و از اینکه اکثریت مردم هم قبولشان نداشته برای شان مهم نیست!، این کنایه و تمثیل ها امثالهم اشتباه متوجه شده اند گویا؟

پهلوی چی ها عرضه کنترل سمپات هایاشن ندارند که دهان گشت فحاشی شان بگیرند. این ها بی رعضه هستند و نمی توانند یک حزب و گروه منسجم درست کنند، کار رضا پهوی شبیه شده به جناح بازی ج.ا، این روش جناح بازی را انگاری مدعیان اپوزیسوین خوب از هم دیگر یاد یاد گرفتند، جناح بازی یعنی بی مسئولایتی، کاری ج.ا ۴۳ سالست دارد انجام میدهد و این شده که می بینم.

حاکمیت تئوکراسی و دین سالاری چه ربطی به پادشاهی به شبه سکولار دارد؟!

دیکتاتوری شکل های زیادی دارد، حکومت طالبان افغنستان چه ربطی به شکل و فرم پادشاهی ظاهرشاه دارد؟!

آیا ملا آخوندزاده پادشاه افغانستان است! نه! بعید است! آقای گنجی چرا این قدر کنایه هایتان سطحی شده است. کجا حکومت ظاهرشاه به طالبان شبیه است. اینکه کدام بد و یا بدتر و یا خوب وبهرت است چیزی دیگر است، این دو تا شکل حکومت چه ربطی بهم دارند؟!

ظاهرشاه هر چه بود تئوکراسی نبود، شبه سکولار بود و مشروطه لاقل در ظاهر.

خامنه ای هنوز شانس دار در تئوری با چرخش بن سلمانی، ایران از مهلکه نجات دهد، اما مقایسه حاکمیت آخوندیستی با پهلوی ها به این معنی این دو شکل وفرم ماهیتا یکی است، اشتباه است، اینکه چین و ویتنام و…، با چرخش به موقع، توانستند کشورهایشان از فروپاشی مانند شوروی نجات دهند به دلیل ماهیت سکولاری شان بود، چیزی که حکومت آخوندیستی ندارد، حکومت پهلوی بر فرض بود شاید از موازنه بین جنگ سرد و فروپاشی شوروی، ایران می توانست لااقل از این وضعیت مهلک به دور بدارد، این بی انصافی در حق پهلوی اول تا کجا ادامه می دهید، اگر پهلوی اول نبود، واقعا با آن شرایط ایارنی وجود نداشت امروزه، از معدود کارهایی این ج.ا البته به نفع خودش کرد و عارضه جانبی بود، حفظ تمامیت راضی بود، اما ج.ا با سرکوب لایه میانی ملی گراهای ایرانی، بین ماندن خود و نابودی ایران گزینه دیگری نگذاشت، بازی نخ نما و بیهوده اصلاح طلب و اصول گرا دیگر کاربردی ندارد، از دلایل اصلی وضعیت آچمز ملت ایران بر سر ادامه مرگ تدریجی با ادامه ج.ا یا مرگ سریع با تحریک شورش کور خارج نشین ها چه راهکاری است؟

به نظر تنها راه تعامل انقلاب مردمی بین مردم معمولی و نیروهای مسلح است.

نفع شخصی امثالهم، سکوت بود. تمام فعالیت امثالهم یک نوع کار خیرخواهی بوده، وگرنه هیچ عقلانیت منفعت شخصی ندارم.

پیشنهاد گفتگوی فرزندان و اعضای خانواده نیروهای مسلح با نیورهیا خودشان در این نهادها برای همین است، گذار به دموکراسی سکولار که با نام حکمرانی مردمی مفهومش بومی سازی شده، تنها راه میانی کم هزینه به نظر می رسد، اینکه درگاه برای نیروهای فعلی ج.ا برای مشارکت در حاکمیت نوین (حکمرانی مردمی) باز است. برخورد حذفی و سلبی چه نتیجه ای داد؟، میدان دادن به نیروهای وابسته به اجنبی ها.

شهریور بزرگداشت و راهپیمایی و یا هر کنش مدنی دیگر برای تداوم انقلاب مردمی است. منظور از بازخیزش این است. آمادگی مردم معمولی برای اقدامات همبستگی برای گذار.

شرایط مردم ایران، شرایط اچمز مصنوعی در منگنه نیورهیا مخرب داخلی و خارجی است.

لاقال امثالهم تمایلی نداریم موجب زیان به جان و مال و عمر و آسایش مردم بیهوده شود، همان طور گفتم بعنوان منتقد تنها پیشنهاد می دهیم و مسئولیت هر تصمیمی بر عهده تصمیم گیرندگان است. هیچ کسی پیامبر امت نیست که غم امت یک تنه بر دوش کشد. این ملت می خواهد آزاد و در کشور آباد و عدالانه زندگی کند می بایست زحمت بکشد، لقمه حاضر و اماده برای هیچ کسی در توان نه امثالهم است و نه دیگری، آن فلانی خارج نشسته که اکبر گنجی می گیود، نیز بایست زحمت بکشد و ریسک کند.

امثالهم هیچ گاه چنین مسئولیتی در قبال جان و مال و عمر مردم کشور ایران قبول نکرده و نمی کینم، هیچ کسی بعدی است خواسته باشد چنی حماقتی بکند.

اما نیورهیا مسلح به خواست مردم گردن نهد و مثل سال ۵۷ وظیفه ملی دانست که بر وظیفه حکومتی ترجیح داد، اکنون می تواند، این حکومت عملا بر نیروهایی مسلح متکی شده است و دیگر در اکثریت مردم اعتنا و اعتباری ندارد، این همه اقدامات ضد مردمی و ضد منافع ملی و جولان مافیا و بی توجهی به رفع تحریم تا عدم حل مسائل با غرب به همین دلیل است. حتی مردم معمولی می دانند، مشکل ایران همین است که این حکومت برای ایران حکومت نمی کند، انگاری برای حل مسئله عرب های شامات بوجود آمده است.

حکومتی با بهانه اسلام، بجای اینکه می گفت اول ایران و بعد فلان، می گیود اسلام و بعد فلان، یعنی ایران در درجه دوم اهمیتش است. وگرنه ۴۳ سال تحریم تلیاردها یورو خسارت برای چی بود؟

عملا تنها حکومت کشوری که مسئله و دغده صلی اش فلسطین است و نه کشور و ملت تحت تسلطش همین ج.ا است. این چیز عجیبی در تاریخ جهان است، حکومتی بر یک کشور مسلط شود که برای کشور دیگری بوجودامده باشد، نه پهلو و نه قاجار و نه هیچ یک حکومت های تاریخ ایران برای کشور و ملتی دیگری بر سر کرا نیامدند! عملا تنها حکومت تاریخ همین حکومت ج.ا است که برای کشور تحت تسلطش نیست! یکی از مسائل اصلی همین است.

آقای اکبر گنجی و امثال شما، یک مثال بیاورید در تاریخ شبیه این حکومت ج.ا بوده باشد؟

بدرود

 

باز خیزید ای مردم ایران، شهریور شود ماه پایان دهی به خودکامگی، هر که به توان خود- هر چند اندک بگمانید، ولی دریا هستید گر به هم پیوندید- همبستگی و خیزش از برای برپایی فرمانروایی مردمی و دادگری، جوان و پیر و مرد و زن و زندگی و آزادی، و پاسداری از میهن و آرمانی جان فشانی قهرمانانتان، از آغاز پدیداری سرزمین نیاکانی تا اکنون و آینده همیشه…

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)