ابراهیم یزدی: به نظر می رسد سیاست خارجی ایران از رویکرد سلبی به نگرش ایجابی و همکنشی با جهان به منظور تامین منافع و مصالح ایران تغییر پیدا کرده است.
 

وزیرامور خارجه اسبق ایران در گفتگویی اختصاصی با “شرق پارسی” می گوید، ایران باید بشار اسد را متقاعد کند تا از قدرت کناره گیری کند. ابراهیم یزدی که اولین وزیر امورخارجه ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ بوده است می گوید ایران باید از نفوذ خود در سوریه برای نجات این کشور از جنگ خانمان سوز استفاده کند. او پیش بینی می کند که در این صورت مردم سوریه، اعراب و جامعه جهانی از این اقدام ایران استقبال خواهند کرد و ایران با این حرکت به عنوان یک کنشگر قدرتمند وارد معادلات سیاسی خاورمیانه خواهد شد.

شرق پارسی: آقای دکتر یزدی عزیز با سپاس از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. به عنوان اولین پرسش، این روزها دائم از تغییر سیاست خارجی ایران سخن به میان می آید اما براستی سیاست خارجی ایران تغییر کرده است یا تنها تلاش های ایران برای خروج از تحریم ها آغاز شده است؟

ابراهیم یزدی: به نظر می رسد سیاست خارجی ایران از رویکرد سلبی به نگرش ایجابی و همکنشی با جهان به منظور تامین منافع و مصالح ایران تغییر پیدا کرده است.

طبیعتاً خروج از تحریم ها از مهمترین انگیزه های این تغییر رویکرد است، اما این تغییر نمایشی نیست بلکه دولت فعلی ایران فهمیده است که گرایشات شعاری و غیر ملی چه هزینه هایی برای کشور در پی داشته و اکنون سعی می کنند تا این مفهوم ملی و کارشناسانه بودن تصمیمات در سیاست خارجی را جهانیان اثبات کند.

پرسش: این فضا و رویکردهای تازه چه دور نمایی و تصویری را از سیاست خارجی ایران ارائه می دهد؟ آیا این موضوع تا عادی شدن کامل روابط میان تهران و واشنگتن ادامه خواهد یافت؟

پاسخ: اگر اراده اصلاح در رهبران هر دو کشور به وجود آمده باشد و بتوانند به یک نقشه راه مرضی الطرفین برسند، بهبود روابط ممکن است به عادی شدن روابط میان دو کشور بیانجامد.

در سیاست خارجه با رویکرد ملی و خرد محور چیزی به نام دشمن دائمی وجود ندارد، همانگونه که دوست دائمی نیز وجود ندارد و روابط ایران با دیگر کشورها به تناسب امکان تغییر دارد، دولت عراق که روزی با ایران در جنگ بود امروز از دوستان نزدیک دولت ایران محسوب می شود- این اتفاق می تواند برای دیگر کشورهای نیز بیافتد.

پرسش: سیاست های خارجی تازه ایران چه تاثیراتی می تواند در منطقه خاورمیانه بر جای بگذارد؟

پاسخ: “در یک تصویر کلی و به طور خلاصه بهبود روابط ایران و آمریکا به نفع صلح و آرامش منطقه خواهد بود،
در منطقه خلیج فارس بجز ایران و عربستان تنها دولتی که حضور تعیین کننده دارد ایالات متحده است و در صورت تغییر رابطه ایران و ایالات متحده از تخاصم به روابط عادی ، مطمئنا دیگر کشورهای منطقه هم از ثبات و رفع تنش و خروج نیروهای غیر منطقه ای از خاورمیانه استقبال خواهند کرد.

ایران در عراق و سوریه و لبنان نیز تاثیرگذاری بالایی دارد و مطمئنا هیچ طرحی در این منطقه بدون حمایت ایران نمی تواند به آسانی اجرا شود، دولتهای خاورمیانه نیز به همین دلیل همواره علاقه مندند تا ایران را در کنار خود داشته باشند نه در برابر خود، اکنون ایران نیز می تواند با سیاستهای جدید و ملی خود همین نقش پر رنگ را در راستهای آرام سازی منطقه ایفا کند.”

پرسش: یک دیپلمات بلند پایه ایرانی به طور خصوصی به من گفت که ایران باید تلاش کند تا به اصلی ترین متحد آمریکا در منطقه خاورمیانه تبدیل شود و در این زمینه جای اسرائیل را بگیرد.آیا شما فکر می کنید این موضوع با توجه به شرایط حاکم در ایران و منطقه شدنی است؟ آیا واقعا چنین تصمیمی و خواستی میان تصمیم گیرندگان سیاست خارجی ایران وجود دارد؟

پاسخ: من اینگونه فکر نمی کنم، فکر نمی کنم چنین قصدی وجود داشته باشد. ایران نه می خواهد و نه می تواند جای اسرائیل را به عنوان متحد اصلی آمریکا در خاور میانه بگیرد.

گسترش صلح و افزایش ارتباط کشورهای منطقه از نقش قدرتهای خارجی در خاورمیانه خواهد کاست و این موضع تضعیف اسرائیل را نیز در پی خواهد داشت، به همین دلیل اسرائیل تمام تلاش خود را در ایجاد و تداوم تنش در خاورمیانه انجام می دهد.

پرسش: نزدیکی ایران و آمریکا چه پیامدهایی برای اسرائیل می تواند داشته باشد؟ آیا اسرائیل از همراهی ایران و غرب و کند شدن شمشیر ایران علیه این کشور در درازمدت خشنود خواهد شد و یا از اینکه غرب شریکی تازه در خاورمیانه پیدا کند خشمگین خواهد شد؟

پاسخ: دولت اسرائیل بزرکترین مخالف بهبود روابط ایران و آمریکاست. انگیزه اسرائیل در این مخالفت بیش از آن چه مربوط به سیاست های ایران باشد به امتناع اسرائیل به صلح با فلسطینیان و شناسایی دولت مستقل فلسطین مربوط می شود.

رئیس جمهور اسبق آمریکا، اقای کارتر در کتاب بسیار مهم خود به نام فلسطین، صلح نه آپارتاید، به روشنی نشان می دهد که اسرائیل حاضر به اجرای قطعنامه های سازمان ملل در مورد بحران فلسطین و عمل به تعهداتش نیست و مسئول ادامه بحران خاور میانه اسرائیل است.

صرف نظر از شعار های نا معقول احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران، موضع ایران در باره حل بحران فلسطین، که توسط رؤسای جمهور گذشته، آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی بیان شده است، روشن و واقع بینانه است. این مقامات به کرات اعلام کرده اند که هر توافقی را که دولت فلسطین با اسرائیل امضاء کند که منجر به اجرای قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل و شناسایی دولت مستقل فلسطین بشود، ایران به آن احترام خواهد گذاشت. اسرائیل یکی از نادر اعضای سازمان ملل است که حاضر به اجرای قطعنامه های سازمان ملل و نیز عمل به معاهدات بین المللی نیست.

اسرائیل همواره تلاش می کند تا در برابر سایر کشورها “حق قدرت” را استفاده کند، اما با یک دیپلماسی صلح جویانه و حقیقی می توان اسرائیل را وادار به تمکین در برابر “قدرت حق” فلسطینینان کرد.

پرسش: برخی از تحلیل گران بر این باورند که ایران برای نجات اسد به آمریکا نزدیک شده است. در حالی که شما در نامه ای که چند وقت پیش به رئیس جمهور ایران نوشتید از وی خواستید که ایران بشار اسد را به کناره گیری متقاعد کند.

پاسخ: من موافق این تحلیل نیستم. تصور نمی کنم سیاست خارجی جدید ایران و تعامل با آمریکا به منظور نجات اسد باشد.

عکس از شرق پارسی

عکس از شرق پارسی

سیاست خارجی جدید ایران جلوگیری از جنگ و حل دیپلماتیک و غیر نظامی مسائل منطقه است.

پرسش: آیا ایران چنین تاثیری در سوریه دارد که بتواند بشار اسد را راضی به دست کشیدن از قدرت کند؟

پاسخ: من شخصا با نظر وزیر امورخارجه کشورمان آقای ظریف موافق هستم. اینکه بحران کنونی سوریه راه حل نظامی ندارد. دوسال پیش در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۱که اعتراضات مردمی برخی ازکشور های عربی فرا گرفته بو د طی نامه ای به دبیرکل سازمان ملل متحد پیشنهاد برگزاری رفراندم در کشورهای لیبی، یمن، بحرین و سوریه دادم.

هنگامی که آقای کوفی عنان از طرف شورای امنیت سازمان ملل مأمور حل بحران سوریه شد در نامه ای به ایشان در ۲۹ آوریل ۲۰۱۲ برگزاری همه پرسی را مجدداً مطرح کردم اما با آن موافقت نشد.

اینک تنها راه حل سیاسی ممکن و مفید کناره گیری داوطلبانه آقای اسد از قدرت است. آقای پوتین رئیس جمهور روسیه نیز چندی قبل اظهار داشت با کناره گیری اسد مشکلی ندارد. بنابراین ایران می توان با کمک روسیه اسد را به کناره گیری داوطلبانه از قدرت متقاعد سازد.

ایران نفوذ قابل ملاحظه ای در سوریه و لبنان دارد و می تواند از این نفوذ خود برای نجات سوریه از این جنگ خانه و خانمان سوز استفاده کند.

پرسش: شما در نامه ای به رئیس جمهور تازه ایران خواستار تلاش ایران برای متقاعد کردن اسد به کناره گیری از قدرت شدید و نوشتید که بشار اسد می تواند کارتی برای ایران باشد، ایران از چنین کارتی چگونه می تواند بهره ببرد؟ اسد را تشویق به برکناری از قدرت کند و در برابر چه چیزی را به دست بیاورد؟ نتیجه چنین طرحی برای ایران چه خواهد بود؟

پاسخ: در بحران کنونی سوریه اولویت نجات مردم سوریه از یک جنگ ویرانگر داخلی و آینده ی بسیار نامعلوم است نه نجات اسد. همانطور که در نامه ام به آقای دکتر روحانی نوشته ام باید از تجربه عراق و سرنوشت صدام حسین و حزب بعث عراق و پیامد های آن پند گرفت. کناره گیری داوطلبانه آقای بشار اسد از قدرت راه را برای تحولات مهار شده در سوریه باز خواهد کرد و تاریخ از این اقدام شجاعانه آقای اسد به نیکی یاد خواهد کرد.

ایران می تواند نقش مؤثری داشته باشد. مردم سوریه، اعراب و جامعه جهانی از این اقدام ایران استقبال خواهند کرد. ایران با این حرکت به عنوان یک کنشگر قدرتمند وارد معادلات سیاسی خاورمیانه خواهد شد.و موضع سابق خود را به عنوان قدرت منطقه ای که می باید در معادلات در نظر گرفته شود و همچنین در افکار عمومی به عنوان کشوری صلح جو بازسازی خواهد کرد.

پرسش: اساسا دلیل حمایت های قاطع ایران از حکومت بشار اسد در سوریه چیست؟ از نگاه حامیان حفظ آقای بشار اسد در قدرت، چه منافی ایران می تواند در تثبیت اسد در قدرت داشته باشد؟ آنهم سوریه ای که امروز ویران شده است.

پاسخ: بی تردید ایران هم منافع استراتژیک در سوریه و لبنان دارد و سرمایه گذاری زیادی کرده است. مسئله مهم این است که نباید سرنوشت مردم سوریه را به ادامه حکومت اسد گره زد. اسد اصرار دارد تا پایان دوره صدارتش که سال آینده است در قدرت بماند. اما چرا برای این که بماند ملتی و کشوری باید نابود شود. این صدارت چه ارزشی دارد؟ اسد به عنوان رئیس جمهور سوریه وقتی با اعتراضات مردمی رو به رو شد با درایت و تدبیر آن را حل نکرد. کشورش را در معرض نابودی قرار داده است. این امر خود دلیل بی کفایتی یک رئیس جمهور است.

یک رهبر فرهیخته و مدیر و مدبّر باید درک کند کجا باید بایستد و مقاومت کند و کجا باید نرمش به خرج دهد.

پادشاهان مراکش و اردن، برخلاف رهبران مصر و لیبی و یمن و سوریه با قبول برخی از مطالبات مردم اعتراضات مردمی با هوشیاری آرام کردند.

پرسش: از بحث سوریه که بگذریم، ایران و عربستان دو کشور قدرتمند و موثر در منطقه هستند. رهبران دو کشور دائم یکدیگر را دوست و برادر می خوانند اما نگاهی خصم آلود به یکدیگر دارند، فکر می کنید آقای روحانی می تواند تغییری در این روابط ایجاد کند؟

پاسخ: همانطور که می گویید ایران و عربستان دو کشورقدرتمند و مؤثر در خاور میانه هستند. ریشه این روابط خصمانه که می گویید از کجاست و چرا؟ بهبود روابط را نباید منوط و مشروط به اقدامات آقای روحانی کرد. اراده اصلاح باید دو جانبه باشد. اگر اراده دو جانبه اصلاح وجود داشته باشد توافق بر سر نقشه راه خیلی مشکل نخواهد بود.

در اولین کنفرانس مطبوعاتی رئیس جمهوری جدید ایران نیز ایشان صراحتاً اعلام کرد که تلطیف روابط با همسایگان علی الخصوص عربستان از مهمترین اهداف سیاست خارجی دولت جدید است، دعوت امیر عبدالله از سیاستمداران نزدیک به دکتر روحانی برای مراسم حج نیز نشانگر استقبال عربستان از بهبود روابط دوکشور است.

اگرایران موفق به اجرای راه حل سیاسی در سوریه بشود، عربستان قاعدتاً از آن استقبال خواهد کرد. این را هم باید اضافه کنم که حمایت از گروه های افراطی در سوریه حتی اگر به سقوط اسد منجر شود موجب صلح و آرامش در سوریه و منطقه نخواهد شد.

پرسش: فکر می کنید ایران برای اعتماد سازی و بهبود روابطش با کشورهای حاشیه خلیج فارس چه اقداماتی را باید در دستور کار قرار دهد؟

پاسخ: “اعتماد سازی و بهبود روابط میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیاز به اقدامات دو جانبه دارد. نباید فقط از ایران انتظار داشت. به نظر نمی رسد ایران به هیچیک از کشورهای حاشیه خلیج فارس چشم طمع دوخته باشد و یا مواضع خصمانه داشته باشد.

ایران با حضور نیروهای مسلح خارجی درخلیج فارس مخالف است و آن ها را تهدیدی برای امنیت خود می داند. زمانی که شورای همکاری خلیج تشکیل شد، شرایط سیاسی آن زمان ایجاب نمی کرد که ایران و عراق هم به این شورا دعوت شوند. اما امنیت خلیج فارس بدون حضور و همکاری ایران و عراق میسر نیست. این شورا می تواند با دعوت این دو کشور به شورا راه را برای همکاری های راهبردی میان همه ی کشورهای حاشیه خلیج فارس هموار سازد.”

پرسش: می خواستم از فرصت این مصاحبه استفاده کنم و در خصوص شرایط داخلی ایران هم بپرسم، شما دبیرکل نهضت آزادی هستید این نهضت و بسیاری از گروههای ملی مذهبی در سالهای گذشته فشارهای بسیاری به سر می بردند، عده زیادی از اعضای آن به زندان افتادند یا هنوز در زندان هستند. فکر می کنید فضای سیاسی در ایران چگونه پیش می رود؟ آیا این نرمش تنها شامل رابطه با کشورهای خارجی خواهد بود یا شامل حال گروههای منتقد در درون ایران نیز خواهد شد؟

پاسخ: آنچه در انتخابات خرداد ۹۲ اتفاق افتاد متاثر از فشار های تحولات درونی جامعه بود. مسئولان و تصمیم سازان به ضرورت های ناشی از این فشار های پاسخ مثبت دادند. بنابراین به نظر می رسد نرمش فقط در روابط خارجی متوقف نشود ودیر یا زود به بازشدن فضای سیاسی در داخل ایران تعمیم داده شود.

پرسش: نهضت آزادی از سابقه تئوریک و گذشته پر تجربه ای برخوردار است اما چرا این گروه دچار فرسایش شده است؟

پاسخ: نهضت آزادی ایران دچاررکود است نه فرسایش. در طی ۳۰ سال گذشته ما همیشه تحت فشار بوده ایم. اما این فشار ها در طی ۸ سال گذشته به طور چشم گیری افزایش یافته است. یکی از دلایل این فشار ها موقعیت و افزایش اعتبار نهضت آزادی درمیان مردم است.

پرسش: در فضای تازه ایران قصد دارید نشریه راه اندازی کنید و فعالیت های حزبی خود را گسترده تر کنید؟

پاسخ: خب اگر قرار باشد فضای سیاسی ایران باز شود طبیعی است که نهضت آزادی هم خواهد توانست فعالیت های خود را سروسامان بدهد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)