آیا پس لرزه ها  از خود زلزله مذاکره با آمریکا شدیدتر خواهند بود؟

بی تردید مذاکره با آمریکا و کسی که روحانی پیشتر درضرورت آن گفته بود برای حل بحران هسته ای و معضلات خود خود با جهان باید کدخدا را دید و از “آقااجازه اروپا” عبورکرد، و خامنه ای آن را کشوری با دستان چدنی نامیده بود، نمی توانست و نمی تواند بدون پس زلزله های چه بسا شدیدتراز خود رلزله باشد. رفسنجانی چنددهه پیش و زمانی که خمینی دربسترمرگ بود از وی خواسته بود که  تا مادامی که در قید حیات است چندین مشکل نظام را که جزخود وی کسی دیگر قادربه حل آن ها نیست حل کند. یکی از آن ها برقراری رابطه دیپلماتیک با آمریکا بود. و چنین است که این معضل هنوزکه هنوزاست پس از 34 سال که از حیات نظام گذشته است حل نشده باقی مانده و هرکسی که مثل بازرگان و یا خاتمی و دیگران خواسته است به آن نزدیک شود، گوئی با جریان برق سه فازتماس  پیداکرده و بقول معروف فیوز پرانده است! اکنون نیزعلیرغم آنکه زیرفشارسنگین بحران سران حاکمیت مجبورشده اند حل این معضل را در دستورکارخود قراردهد، و با تفویض اختیارات به روحانی در صدد گشودن و یا لااقل شل کردن این حلقه طنابی  که با گذشت زمان بدورگردن رژیم تنگ ترمی شود برآمده، هنوزروحانی گردوخاک سفرپرماجرائی را که چندین روز خبراول جهان را تشکیل می داده است نتکانده، نیروها و باندهای افراطی و فرادست درقدرت که درپی انتخابات درلاک دفاع قرارگرفته بودند، مجددا به تکاپو افتاده و ضد پاتک خود را برای بهم زدن این پروسه  و نهال پانگرفته  شروع کرده اند. تظاهرات خشماگین چماقداران و حامیان مصباح یزدی در فرودگاه و فعال شدن مجدد خمپاره های رسانه ای جریانات تندرو و فاشیستی نظیر کیهان و حسین شریعمتداری و خبرگزاری فارس و … سایرسایت های نزدیک به این جریان نشان از تحرک جدید این حضرات دارد. بی تردید  یکی از ریل های حرکت آن ها پیله کردن روی این مسأله خواهد بود که باید اولا روشن شود که آیا روحانی خواهان تماسی تلفنی بوده و یا اوباما؟ و ثانیا اگراوباما بوده چرا او حاضربه این گفتگوشده است. چرا که اگرنشان بدهند که این روحانی بوده است که چنین درخواستی را انجام داده، آنگاه بزعم آن ها دلیل محکمی برنقض اصل رابطه مبتنی برعزت ایران اسلامی در دست خواهند داشت. این جماعت که پیش ازاین با تأویل و تفسیربخش های اول و کلی سخنرانی روحانی بسود خود دلخوش بودند، اما پس از این تماس تلفنی رؤسای جمهوری خود را خلع سلاح شده یافته و ضدیت و تخطئه تاکتیک مذاکره با آمریکا را آشکار کرده اند.

صرفنظر از این که بی تردید چنین تماسی بین رؤسای دوجمهور بدون تدارک و توافق ضمنی از هردو سوامکان ناپذیراست و تحقق این مکالمه هم قطعا با چراغ سبزهردو طرف صورت گرفته است، و با توجه به دوگانه گوئی ها و تناقضات مطرح شده دراین باره، بنظرمی رسد دفاع از آن سخت ترین بخشی خواهد بودکه روحانی درطی روزهای آینده با آن مواجه بوده و باید بتواند درمجلس و دیگرمحافل قدرت و یا پرسش رسانه های وابسته جریان افراطی و مخالف خود از سفرخود و دست آوردهای آن دفاع کند وچه بسا مخالفانبتوانند ضدحمله گسترده ای را از این مجرا برای متشتت کردن صفوف حاکمیت حول این مسأله و خنثی کردن آن صورت بدهند. روزهای آینده روحانی احتمالا ناگزیرخواهد بود که مکرر درمکر این لقمه بزرگ قورت داده و هضم نشده را مجددا از معده  بیرون بکشد  و آن را دوباره به جود.

نباید فراموش کنیم که رابطه بحرانی و تنش آمیزبین رژیم ایران و آمریکا به بخشی صلب و مهم  از ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی و فلسفه وجودی جناح های تندرو تبدیل شده و کنارگذاشتن آن برای بخش های مهمی از آن درحکم از دست دادن زره دفاعی و پوششی این جریانات و ریزش نیروها و موقعیت ها خواهد بود

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)